مقایسه نگرش دانشجویان پرستاری و علوم اسلامی مشهد نسبت به اهدای عضو بعد از مرگ مغزی
Abstract
زمینه و هدف: تقاضای هزاران نفر بیمار منتظر پیوند عضو در هر سال حاکی از میزان پایین اهدای عضو می باشد. در این راستا نقش پرستاران در تشخیص متقاضیان بالقوه اهدای عضو از اهمیت خاصی برخوردار است. علاوه بر آن باورهای مذهبی به عنوان مهمترین عامل در تصمیمگیری برای انجام این مهم می باشد. با توجه به نقش مهم این دو گروه در تشویق و توجیه اطرافیان بیماران مبتلا به مرگ مغزی و عدم مطالعات قبلی در این زمینه، این مطالعه با هدف ارزیابی نگرش دانشجویان پرستاری و علوم اسلامی مشهد نسبت به اهدای عضو بعد از مرگ مغزی انجام شده است. روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 316 دانشجو شامل 173 دانشجوی پرستاری و 143 دانشجوی علوم اسلامی که به صورت غیراحتمالی و مبتنی بر هدف انتخاب شدند، انجام شد. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. داده ها با استفاده از نرمافزار spss ویرایش 13 و آزمون آماری chi-square در سطح معنی داری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: در این مطالعه 277 نفر از کل دانشجویان (6/87%)، 156 نفر از دانشجویان پرستاری (2/90%) و 124 نفر از دانشجویان علوم اسلامی (1/87%) راضی به اهدای عضو خویش بعد از مرگ بودند، اما تنها 18 نفر از کل دانشجویان (7/5%)، 16 دانشجوی پرستاری (2/9%) و دو دانشجوی علوم اسلامی (4/1%) دارای کارت اهدای عضو بودند. توجه به بُعد معنوی، نجاتِ گیرنده عضو، ایجاد نشاط در گیرنده عضو و توجه به ابعاد انسانی، به ترتیب مهمترین دلایل موافقت افراد راضی به اهدای عضو خویش بود. در مقابل مسائل عاطفی، دستکاری جسد و مخالفت خانواده، به ترتیب مهمترین دلایل مخالفان شناخته شدند. نتیجهگیری: اگرچه ابراز تمایل به اهدای عضو در بین دانشجویان در حد بالایی می باشد، اما تعداد دارندگان کارت اهدای عضو بسیار محدود است که آموزشهای بیشتری از طریق منابع درسی را میطلبد تا نگرشهای نسبتاً مثبت مربوط به آن فراهم گردد.