مقایسه مبانی انسان شناسی مکتب مراجع محوری راجرز با اسلام
Abstract
چکیده ندارد.
چکیده ندارد.
استنباط اصول و روش های تعامل با دیگری براساس مبانی انسان شناختی مکتب اسلام، هدف اصلی مقاله حاضر است و برای نیل به این هدف، روش استنتاج منطقی مورد استفاده قرار گرفته است. درباره موضوع تعامل با دیگری، تاکنون رویکردهای مختلفی از قبیل رویکرد جامعه مدنی، دیگرگرایی لویناس و عدم خشونت م
آرا و اندیشه های هایدگر از جهات مختلفی قابل بررسی است. یکی از این جهات که تأثیر زیادی را بر متفکران نهاده است دیدگاه های هرمنوتیکی هایدگر است که تحولی اساسی را در روش هرمنوتیک به وجود آورد. اندیشه هرمنوتیک هایدگر، تفسیر را از مؤلف محوری به مفسر محوری سوق داد. این چرخش هرمنوتیکی م
افراد و آحاد جامعه، موتور اصلی حرکت هر جامعه ای به سمت پیشرفت و تعالی هستند. اگرچه جامعه نیز از طریق نهادهای اجتماعی می تواند موجب تسریع یا کندشدن حرکت شود، اما اثرگذاری و جهت گیری نهادهای اجتماعی نیز نهایتا به حرکت افراد مرتبط « فرد » آحاد جامعه تحقق می یابد. از آن جایی که نوع ت
انسان در جهان بینی اسلامی موجودی شگفت است او تنها این قالب ظاهری که در نگاه اول به نظر می آید نیست. موجودی مرموز تر از آن است که بتوان او را با الفاظ و کلماتی چند شناساند، شناخت راز هستی و حقیقت انسان جزو اساس تزین و اصلی ترین تعالیم بسیاری از ادیان و مکاتب فلسفی و عرفانی بشمار م
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی مقایسه ای نظریه مراجع محوری راجرز منطبق با عناصر درمانی مثنوی معنوی مولانا انجام شد. به منظور این مقایسه کتاب مثنوی معنوی مولانا همراه با تفاسیر متعددی که از این کتاب شده است و همچنین منابع موجود در رابطه با نظریه مراجع محوری راجرز مورد مطالعه قرار گ
بحث از انسان و انسان¬شناسی قدمتی دیرینه دارد؛ زیرا انسان همواره در اندیشه شناخت ابعاد وجودی، فلسفه خلقت و جایگاه انسان در نظام هستی برای دستیابی به «چگونگی زیستن و بهتر زیستن» بوده است. از سویی فرهنگ، روش و شیوه زندگی مرسوم و عادت شده جامعه در عرصه-های گوناگون حیات اجتماعی است و