بررسی مقایسه ای دیدگاههای انسان شناسانه مولانا جلال الدین رومی و کرکگور
Abstract
چکیده ندارد.
چکیده ندارد.
با در نظر گرفتن آنکه یکی از مراحل کمال، تسلّط یافتن بر افکار، اعمال و گفتار است، همین زبان مشترک، ما را به سمت تطبیق دیدگاه مولانا و آلفرد دو وینیی در باب مضمون «سکوت» سوق داد. ولی چگونه کلام می تواند به آرامی ما را در ارتباط با حضرت حق قرار دهد؟ چرا هر گونه کلامی، بیانگر خودشیفت
فرهنگ را می توان مجموعه ای پویا در نظر گرفت که علاوه بر عوامل درونی، از عوامل بیرونی نیز تأثیرپذیرفته، الهام می گیرد، خودرا وفق می دهد و از این طریق همواره در حال تغییر و تحول است. ادبیات، به عنوان یکی از مظاهر فرهنگ به وضوح بیانگر این تأثیرات متقابل است. البته در بسیاری از موارد
برخی سرچشمۀ شُرور را اختیار انسان دانسته اند. یعنی آنچه از نظر انسان شر تلقی شده و به خدا نسبت داده می شود چیزی جز اَعمال و اَفعال ناشی از اختیار انسان نیست. صعود و سقوط آدمی در گرو اختیار اوست و همین امر است که منشأ بسیاری از شرور اخلاقی و طبیعی قلمداد می شود. اصولاً تلقی شَرورا
بررسی مقایسه¬ای دیدگاههای انسان¬شناسانة مولانا جلال¬الدین رومی و کرکگور عنوان پایان¬نامه¬ای است که به تحریر درآمده است. در این پایان¬نامه موضوع انسان و ابعاد وجودی او، از دیدگاه مولوی و کرکگور بررسی شده است. انسان¬شناسی مولوی مبتنی بر دیدگاههای چهارگانة عرفانی، دینی، کلامی، و فلس
بحث خلود و جاودانگی در ادامه حیات و زندگی پس از مرگ، از مباحث مهم و بنیادین ادیان الهی بهشمار میرود. این مسئله با رویکردهای فلسفی، کلامی، عرفانی و قرآنی مورد توجه اندیشمندان مذهبی بهخصوص علما و عرفای مسلمان واقع شده است. با توجه به اینکه حکمت متعالیه صدرایی بی ارتباط با عرفان
بحث خلود و جاودانگی در ادامه حیات و زندگی پس از مرگ، از مباحث مهم و بنیادین ادیان الهی بهشمار میرود. این مسئله با رویکردهای فلسفی، کلامی، عرفانی و قرآنی مورد توجه اندیشمندان مذهبی بهخصوص علما و عرفای مسلمان واقع شده است. با توجه به اینکه حکمت متعالیه صدرایی بیارتباط با عرفان