بررسی مقایسه ای دیدگاههای انسان شناسانه مولانا جلال الدین رومی و کرکگور
چکیده
چکیده ندارد.
چکیده ندارد.
بررسی مقایسه¬ای دیدگاههای انسان¬شناسانة مولانا جلال¬الدین رومی و کرکگور عنوان پایان¬نامه¬ای است که به تحریر درآمده است. در این پایان¬نامه موضوع انسان و ابعاد وجودی او، از دیدگاه مولوی و کرکگور بررسی شده است. انسان¬شناسی مولوی مبتنی بر دیدگاههای چهارگانة عرفانی، دینی، کلامی، و فلس
«الهیات سلبی» یکی از رویکردهای الهیاتی حایز اهمیت در الهیات جدید است. در نوشته ی حاضر، این رویکرد الهیاتی در آثار دو عارف بزرگ از دو سنت دینی اسلامی و مسیحی یعنی مولانا و مایستر اکهارت بررسی شده است. در بخش نخست، از تعریف های گوناگون، ابعاد و بن مایه ها، سرچشمه های سلبی گروی در س
در عرفان زاهدانه، عارف زهد مشرب شخص ریاضت کش گوشه گیری است دچار خوف بی نهایت از خدا و عذاب آخرت، که فقط به تنزیه حق و صفات جلالی او توجه دارد اما در عرفان عاشقانه، سالک آن خوف بی نهایت را به عشق مبدل ساخته و به تنزیه و تشبیه باهم توجه دارد و در یک سیر استعلایی به سمت کمال لایتناه
آنچه در این رساله تحت عنوان سابجکتیویتی (معادل تحت اللفظی این واژه ذهنیت است که می توان مطابق دیدگاه خاص کرکگور از آن به انفسی بودن نیز تعبیر نمود.) مطرح می شود، دیدگاه خاص سورن کرکگور، متکلم، عارف و فیلسوف قرن نوزدهم دانمارکی است که پایه و اساس اندیش? او درباب حقیقت و ایمان را ت
توکل در قرآن کریم، سنت و احوال عرفانی جایگاه مهمی دارد. مولانا و ابنعربی نیز آن را مد نظر داشته، و در آثار خود به آن پرداختهاند. آنها هر دو بر این باورند که توکل اعتماد به خداوند است و با اعتماد بر هر چیز دیگر منافات دارد؛ یعنی متوکل بر خداوند اعتماد میکند و بر ابن باور است که
نگاه جامعه شناختی به ادبیات می تواند وضعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر دوره را تا حدودی نمایان سازد. ما با توجه به این ویژگی، می کوشیم، به مقایسه تفکرآزادگی و آزادی در شعر جلال الدین محمد بلخی و ملک-الشعراء بهار بپردازیم و چگونگی تحول مفهوم آزادی را در دوره مشروطه همگام با تحولات
با در نظر گرفتن آنکه یکی از مراحل کمال، تسلّط یافتن بر افکار، اعمال و گفتار است، همین زبان مشترک، ما را به سمت تطبیق دیدگاه مولانا و آلفرد دو وینیی در باب مضمون «سکوت» سوق داد. ولی چگونه کلام می تواند به آرامی ما را در ارتباط با حضرت حق قرار دهد؟ چرا هر گونه کلامی، بیانگر خودشیفت
فرهنگ را می توان مجموعه ای پویا در نظر گرفت که علاوه بر عوامل درونی، از عوامل بیرونی نیز تأثیرپذیرفته، الهام می گیرد، خودرا وفق می دهد و از این طریق همواره در حال تغییر و تحول است. ادبیات، به عنوان یکی از مظاهر فرهنگ به وضوح بیانگر این تأثیرات متقابل است. البته در بسیاری از موارد
برخی سرچشمۀ شُرور را اختیار انسان دانسته اند. یعنی آنچه از نظر انسان شر تلقی شده و به خدا نسبت داده می شود چیزی جز اَعمال و اَفعال ناشی از اختیار انسان نیست. صعود و سقوط آدمی در گرو اختیار اوست و همین امر است که منشأ بسیاری از شرور اخلاقی و طبیعی قلمداد می شود. اصولاً تلقی شَرورا
بحث خلود و جاودانگی در ادامه حیات و زندگی پس از مرگ، از مباحث مهم و بنیادین ادیان الهی بهشمار میرود. این مسئله با رویکردهای فلسفی، کلامی، عرفانی و قرآنی مورد توجه اندیشمندان مذهبی بهخصوص علما و عرفای مسلمان واقع شده است. با توجه به اینکه حکمت متعالیه صدرایی بی ارتباط با عرفان
بحث خلود و جاودانگی در ادامه حیات و زندگی پس از مرگ، از مباحث مهم و بنیادین ادیان الهی بهشمار میرود. این مسئله با رویکردهای فلسفی، کلامی، عرفانی و قرآنی مورد توجه اندیشمندان مذهبی بهخصوص علما و عرفای مسلمان واقع شده است. با توجه به اینکه حکمت متعالیه صدرایی بیارتباط با عرفان