پیش بینی خودناتوان سازی بر اساس سبک والدگری و ویژگی های شخصیتی با واسطه گری جهت گیری هدف
Abstract
پژوهش حاضر در چارچوب مدلی علّی به بررسی رابطه ی خودناتوان سازی، ویژگی های شخصیتی، سبک های والدگری و جهت گیری هدف پرداخته است. در این مدل ویژگی های شخصیتی و سبک های والدگری به عنوان متغیر برون زا، جهت گیری هدف به عنوان متغیر واسطه ای و خودناتوان سازی به عنوان متغیر درون زا در نظر گرفته شد. شرکت کنندگان پژوهش 467 نفر از دانشجویان دختر (310) و پسر (157) دانشگاه شیراز بودند که بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور بررسی متغیرهای پژوهش هر یک از شرکت کنندگان مقیاس سبک والدگری استاینبرگ، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیت، جهت گیری هدف، و مقیاس خودناتوان سازی را تکمیل نمودند. پایایی ابزارهای پژوهش به وسیله ضریب آلفای کرونباخ و روایی آنها به کمک روش تحلیل عاملی تعیین شد. مدل فرضی پژوهش با استفاده از روش رگرسیون چندگانه همزمان بر طبق روش مراحل بارون و کنی (1989) مورد آزمون قرار گرفت و نتایج نشان داد الف) سبک والدگری پذیرش درگیری و عوامل شخصیتی توافق پذیری و گشودگی در تجربه بطور مثبت و معنادار و سبک والدگری نظارت و محدودیت-ها بطور منفی و معنادار پیش بینی کننده جهت گیری هدف عملکرد-گرایشی می باشند. ب) عوامل شخصیتی توافق پذیری، گشودگی در تجربه و وظیفه مداری پیش بینی کننده مثبت و معنادار جهت گیری هدف تسلط- گرایشی هستند. ج) سبک والدگری نظارت و محدودیت ها، و عوامل شخصیتی گشودگی در تجربه و وظیفه مداری بطور منفی و معنادار و روان نژندی بطور مثبت و معنادار پیش بینی کنندهای جهت گیری عملکرد-پرهیزی می باشند. د) عامل شخصیتی روان نژندی از قدرت مثبت و معنادار و گشودگی در تجربه از قدرت منفی و معناداری جهت پیش-بینی جهت گیری هدف تسلط-پرهیزی برخوردار بودند. ه) جهت گیری هدف عملکرد-پرهیزی بطور مثبت و معنادار و تسلط-گرایشی بطور منفی و معنادار پیش بینی کننده های خودناتوان سازی بودند. در مجموع، نتایج نشان داد جهت گیری هدف تسلط-گرایشی و عملکرد-پرهیزی می توانند به عنوان متغیر واسطه ای بین سبک های والدگری، پنج عامل بزرگ شخصیت و خودناتوان سازی در نظر گرفته شود.