پیش بینی خودبازداری و سلامت روان بر اساس الگوهای ارتباطی خانواده در دانش آموزان متوسطه شهرستان مرودشت
Abstract
هدف از این پژوهش پیش بینی خودبازداری و سلامت روان براساس الگوهای ارتباطی خانواده بود . شرکت کنندگان این پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه شهرستان مرودشت شامل می شوند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به تعداد 268 نفر ( 136 دختر و 132 پسر ) به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند . در این پژوهش از ابزار تجدیدنظر شده الگوهای ارتباطی خانواده (ریچی و فیتزپاتریک ، 1990 )، مقیاس خودبازداری (srs) و مقیاس افسردگی، اضطراب، فشارروانی (dass) استفاده شد که پایایی این مقیاس ها توسط آلفای کرونباخ محاسبه شد که به ترتیب 78/0، 76/0، 83/0 گزارش شدند. بمنظور تجزیه و تحلیل داده های خام از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون ، تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه همزمان و آزمون آماری t برای گروههای مستقل استفاده شد . نتایج حاکی از آن بود که جهت گیری گفت و شنود در جهت مثبت و جهت گیری همنوایی در جهت منفی با خودبازداری و ابعاد آن ارتباط معناداری دارد، این در حالیست که بین جهت گیری همنوایی با بعد مراعات دیگران ارتباط معناداری مشاهده نشد. از طرف دیگر جهت گیری گفت و شنود در جهت منفی و جهت گیری همنوایی در جهت مثبت با سلامت روان و ابعاد آن ارتباط معناداری دارد، در حالیکه بین جهت گیری گفت و شنود و فشارروانی رابطه معناداری مشاهده نشد. همچنین الگوهای ارتباطی خانواده قادر به پیش بینی خودبازداری و سلامت روان در فرزندان می باشند و از سوی دیگر بین دختران وپسران از لحاظ خودبازداری تفاوت معناداری وجود ندارد، در حالیکه از نظر میزان سلامت روانی بین این دو گروه تفاوت معنادار مشاهده شد، به طوریکه پسران در مقایسه با دختران از سلامت روان بیشتری برخوردار بودند.