Thesis

عنصر پیرنگ در داستان های کوتاه نجیب محفوظ (مطالعه موردی: مجموعه داستان "الشیطان یعظ")

Abstract

داستان کوتاه در ادبیات معاصر عرب به عنوان مهمترین نوع ادبی بعد از شعر و رمان ظهور و گسترش یافت و همگام با شعر و رمان به صورت زیبا و هنرمندانه به تعبیر همه جانبه در مورد هستی و انسان می پردازد و نجیب محفوظ نویسنده و ادیب مصری در رشد و شکوفایی این فن نقش بسزایی داشته است. و یکی از ویژگی های داستان کوتاه داشتن پیرنگ است که نجیب محفوظ از آن در مجموعه داستان "الشیطان یعظ " در جهت دهی به داستان و انتقال جهان بینی به خواننده استفاده کرده است و احساسات آشفته را طبقه بندی کرده و به کشمکش¬های داستان منطق وجودی بخشیده است و هماهنگی را عناصر داستان ایجاد کرده است که در غیر این صورت داستان دچار بی تصمیمی و بی هدفی می¬شود و به سوی حکایت و حدیث و اسطوره و افسانه می¬رود. در این تحقیق ابتدا داستان به صورت پیرنگ (علت و معلولی) نوشته شده است و بعد از آن به تطبیق داستان با انواع پیرنگ پرداخته شده و نوع پیرنگ های به کار گرفته در این داستان ها مشخص شده است و بعد از آن بحث ایرادات پیرنگی بررسی شده است در آخر به عناصرساختاری پیرنگ داستان ها پرداخته شده است.

Supervisors and advisors

محسن پیشوایی علوی، جمیل جعفری

Similar theses

Similar items