علل تغییر سیاست خاورمیانه ای ترکیه در 2011-2002
Abstract
برای فهم علت تغییر در سیاست خاورمیانه ای ترکیه در زمان تصدی حزب عدالت وتوسعه ابتدا لازم است که این تغییر را بدیهی نیانگاریم و به آزمون این ادعا بپردازیم. در دوره کنونی که ما در آن به سر می بریم، به نظر می رسد که بهترین راه تاثیرگذاری و نفوذ گفتمان یک کشور بر دیگری، همانا گزینه قدرت نرم است. حال اگر تغییر ملموسی برای ترکیه در نگاه به خاورمیانه قائل هستیم، باید این تغییر را در چارچوب همین ابزار قدرت نرم بررسی کنیم. از آنجا که پژوهشگران و تحلیلگران مسایل سیاسی، راه رسیدن به قدرت نرم را ایجاد نوعی وابستگی متقابل اقتصادی بیان داشته اند، می توانیم این برداشت از قدرت نرم ترکیه را در روابط گسترده اقتصادی این کشور با سایر کشور های منطقه مشاهده کنیم. اتخاذ سیاست آزادی ویزا که باعث شده است، سیل عظیمی از مردم منطقه به این کشور سفر کنند، به آشنایی با فرهنگ ترکیه کمک کرده است. سیاست میانجیگری فعال در منطقه، ترکیه را به کشوری معتمد و جلودار در بحران های منطقه ای مبدل ساخته است. ادعا شده است که سیاست دموکراسی سازی و مدنی سازی در نظام سیاسی ترکیه می تواند برای برخی کشورهای اقتدارگرای منطقه الگوی مطلوبی باشد. باید تاکید کرد، که سال ها تمرکز مباحث سیاست خارجی ترکیه حول پیوستن به اتحادیه اروپا بوده است. این تغییر عمده درسیاست خارجی ومنطقه ای ترکیه، که از زمان روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه آرام آرام به وقوع پیوست، نمی تواند بی علت باشد.با نگاهی گفتمانی - انتقادی، به سخنان مقامات ارشد اتحادیه اروپا و نیز مطبوعات آن اتحادیه در می یابیم که به استثنای انگلستان، کشورهای دیگر به ویژه آلمان و فرانسه، نگاهی کاملا منفی به مسئله عضویت ترکیه دارند، و دستاویز غالب آنها برای این مخالفت ها همان تفاوت های فرهنگی دو طرف است. از این گذشته، هنگامی که به بیانات مقام های ارشد و تحلیلهای رسانه های ترکیه می نگریم، نوعی احساس دلسردی و تحقیر را مشاهده می کنیم که خود را به شکل نگاه به شرق وبی تفاوتی به غرب نشان می دهد.با کنار هم گذاشتن همه این یافته ها شاید بتوان گفت این تغییر در سیاست خاورمیانه ای ترکیه، به طور تلویحی، نگاه به غرب باشد که امیدوارند در بلند مدت ترکیه را با آغوش باز بپذیرد.اما روشن است که سیاست های اتحادیه اروپا، نقش مهمی را در تغییر سیاست منطقه ای ترکیه داشته است.