ضرورت بازاندیشی در الگوهای آموزش دانشگاهی رشته ‏های علوم انسانی با تأکید بر رویکرد سازنده‏ گرایی اجتماعی: ارائه یک الگوی پیشنهادی

نویسندگان

  • غلام حسین رضایت استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه جامع امام حسین(ع)، تهران، ایران
  • پروین احمدی دانشیار گروه برنامه‎ریزی درسی دانشگاه الزهرا، تهران، ایران؛

چکیده

هدف: علوم انسانی نقش مهمی در پیشرفت و حفظ و ارتقای ارزش‎های اجتماعی و فرهنگی جامعه دارد. تأکید و تلاشی که در سال‎های اخیر متوجه تولید دانش، بومی‎سازی دانش موجود و اهمیت پرورش نیروهای متخصص در این دسته از علوم شده، گویای این اهمیت است. این در حالی است که شواهد پژوهشی نشان می‌دهند در دانشگاه‌های ایران الگوهای آموزشی مناسبی برای پرورش دانش‎آموختگان شایسته در علوم انسانی وجود ندارد. آن‌چه برای رویارویی با چنین وضعیتی لازم است طراحی آموزشی براساس شایستگی‎های مورد نیاز دانشجویان این دسته از رشته‎ها است. بنابراین در پژوهش حاضر به این پرسش پرداخته شده است که الگوی آموزشی مناسب برای رشته‎های علوم انسانی چه الگویی است؟ روش: این پژوهش، از نوع پژوهش‎های بنیادی نظری است و برای پاسخ‎گویی به پرسش موردنظر از روش استدلال عقلانی بر پایه مطالعات کتابخانه‎ای و پژوهش‎های انجام شده استفاده شده است. یافته‏ ها: براساس استدلال انجام شده، در علوم انسانی نیاز به تربیت دانش‎آموختگانی است که به سه دسته از شایستگی‎های شناختی، اجتماعی و عاطفی مجهز باشند. رویکردی که بتواند این مهم را برآورده سازد و امکان پرورش هر سه دسته شایستگی را فراهم آورد، سازنده‎گرایی اجتماعی است؛ زیرا در این رویکرد رشد شناختی در بافت اجتماعی و در جریان تعامل و مشارکت انسان‎ها با یکدیگر شکل می‎گیرد. بنابراین الگوی آموزشی مبتنی بر شایستگی که برآمده از رویکرد سازنده‎گرایی اجتماعی است می‎تواند الگوی پیشنهادی مناسبی برای استفاده در رشته‎های علوم انسانی باشد.    

برای دسترسی به متن کامل این مقاله و 9 میلیون مقاله دیگر ابتدا ثبت نام کنید

ثبت نام

اگر عضو سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید

ورود

منابع مشابه

این مقاله فاقد چکیده می​باشد.

مطالعات میان رشته ای نوعی از علوم است که پس از نمایان شدن ناتوانی و کاستی های تخصصی شدن علم ضرورت یافته است. از این جهت می توان گفت وجود تخصص گرایی، از جمله دلایل تمایل به میان رشته ای در عصر حاضر است؛ عصری که انسان ها با مسائل پیچیده و چند بعدی روبرو هستند و برای حل آنها نیاز به برخورداری از مفاهیم و روش های چند رویکردی و میان رشته ای دارند. هدف از مقاله حاضر، بررسی ماهیت دانش و به تبع آن، تحل...

چکیده بررسی نظام آموزش علم اقتصاد در دوره اخیر نشان می دهد که پس از انقلاب اسلامی، دیدگاه های متفاوتی درباره نحوه تعامل با علوم متعارف از جمله اقتصاد به نحوی که بتواند پاسخگوی نیازهای کشور اسلامی ما باشد، مطرح شد. به دلایل مختلف، در نهایت آنچه اتفاق افتاد، اتخاذ رویکردی تفکیکی در تدریس اقتصاد متعارف بود. این رویکرد که هنوز با تغییرات مختصری ادامه دارد، به این معنی است که درس های اقتصاد متعارف ب...

ضرورت های نوین زندگی بشر تخصص گرایی در علوم را پدید آورد. با وجود این، رده بندی دانش از آغاز تا کنون نتوانسته است مرزروشنی بین حوزه های علمی پدید آورد و هنوز در این خصوص، اجماعی بین دانشمندان حاصل نشده است. تخصص گرایی افراطیتوأم با درک پیچیدگی موضوعات مورد مطالعه، باعث شد که ضرورت توجه به نگرش های تلفیقی در حوزه تولید دانش گسترش یابد.مقاله حاضر تلاش می کند در بخش نخست وضع موجود معرفت و ضرورت نی...

چکیده بررسی نظام آموزش علم اقتصاد در دورة اخیر نشان می‌دهد که پس از انقلاب اسلامی، دیدگاه‌های متفاوتی دربارة نحوة تعامل با علوم متعارف از جمله اقتصاد به نحوی که بتواند پاسخگوی نیازهای کشور اسلامی ما باشد، مطرح شد. به دلایل مختلف، در نهایت آنچه اتفاق افتاد، اتخاذ رویکردی تفکیکی در تدریس اقتصاد متعارف بود. این رویکرد که هنوز با تغییرات مختصری ادامه دارد، به این معنی است که درس‌های اقتصاد متعارف ب...

چکیده بررسی نظام آموزش علم اقتصاد در دورة اخیر نشان می دهد که پس از انقلاب اسلامی، دیدگاه های متفاوتی دربارة نحوة تعامل با علوم متعارف از جمله اقتصاد به نحوی که بتواند پاسخگوی نیازهای کشور اسلامی ما باشد، مطرح شد. به دلایل مختلف، در نهایت آنچه اتفاق افتاد، اتخاذ رویکردی تفکیکی در تدریس اقتصاد متعارف بود. این رویکرد که هنوز با تغییرات مختصری ادامه دارد، به این معنی است که درس های اقتصاد متعارف ب...

× خانه ژورنال ها ثبت نام ورود