ریشه یابی و بازشناسی عوامل بازدارنده تحول در نظام دیوان سالاری ایران ( 1210 لغایت 1360 هجری قمری/ 1320 شمسی)
پایان نامه
- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی
- نویسنده حمید تنکابنی
- استاد راهنما شمس السادات زاهدی
- تعداد صفحات: ۱۵ صفحه ی اول
- سال انتشار 1388
چکیده
به طور خلاصه و در مجموع برنامه های نوسازی و شبه مدرنیسم در دوره پهلوی اوّل – که موجب گسترش قابل ملاحظه دیوان سالاری هم در کشور شد- بنابر دلایل و علل گوناگون، تأثیرات اساسی و ماهوی در فرآیند توسعه همه جانبه و پایدار کشور پدید نیاورد. رشد کمی و افزایش وسعت دیوان سالاری بر بستر اندیشه اقتدارگرایی و سلطه استبداد قوی، مطلقه و خودکامه و وجود و تداوم ویژگی های نامناسب و عناصر مخرب نهادینه شده در نظام دیوان سالاری، منجر به تحول اساسی و بنیادین آن نگردید. هم چنان سایه سیاه روحیه اطاعت محض و مطلق و کور، خویشاوندسالاری و رابطه گرایی، ارادت ورزی، تملق و چاپلوسی و نوکرصفتی، قانون ستیزی و قاعده گریزی، فقدان عقلانیت و تعصب-ورزی در تصمیم گیری امور، احساس عدم امنیت، روحیه بدگمانی و سوءظن، ارتشاء و فساد اداری و ... بر نهاد دیوان سالاری کشور باقی ماند. نتیجه گیری نهایی آنکه عناصر و ویژگی های اصلی نامطلوب نظام دیوان سالاری در دوره پهلوی اوّل – به رغم اقدامات صورت گرفته و اجرایی کردن برنامه های «نوسازی»، تجددخواهانه و آرمان های شبه مدرنیسم – در مقایسه با عصر قاجار اصلاح نشد و تحول بنیادین و ماهوی پدید نیامد. بدین سان بیماری و ناکارآمدی دستگاه اداری عریض و طویل رضاشاهی را کماکان می توان – در کنار سایر عوامل داخلی و کارشکنی های دول خارجی- از موانع مهّم توسعه کشور در آن اداره به شمار آورد.
منابع مشابه
منابع من
با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید
ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده{@ msg_add @}
نوع سند: پایان نامه
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی
کلمات کلیدی
میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com
copyright © 2015-2023