حق حاکمیت فرد بر سرنوشت اجتماعی خویش و مسئله ی امنیت ملی(مطالعه ی تطبیقی نظام بین المللی حقوق بشر و نظام حقوقی ایران)

پایان نامه
چکیده

اصل حق تعیین سرنوشت به صورت اولیه بر مبنای فرایند استعمارزدایی شکل گرفت و اغلب بر بعد خارجی آن (یعنی کسب استقلال) تأکید می گردید. اما پس از گذشت چندین دهه از پیدایش، این اصطلاح از اوایل دهه ی 1990- و همگام با رویدادهای مختلف در عرصه ی بین-المللی دچار تحول مفهومی گردید و به طور تقریبی از این زمان به بعد، به جنبه ی داخلی حق تعیین سرنوشت همراه با تأکید بر مقولاتی مانند انتخابات دموکراتیک، مشارکت کلیه ی افراد مستقر در یک کشور در حاکمیت و فرایند حکمرانی و حفظ حقوق حاکمیتی و سیاسی گروه های اقلیت و بومی توجه بیشتری مبذول شد. این موضوع در اسناد بین المللی حقوق بشر و در تفاسیر حقوقی از مفهوم حق تعیین سرنوشت مذکور در معاهدات و اسناد بین-المللی نیز انعکاس یافت. همراه با این موضوع، روند تدریجی گسترش و احیای دموکراسی و اقبال گسترده ی جهانی به این شیوه از حکمرانی هم بر اهمیت حق حاکمیت فرد بر سرنوشت اجتماعی و سیاسی خویش تأثیرگذار بوده است. به هر حال حق حاکمیت فرد (حق تعیین سرنوشت یا مشارکت فعال سیاسی و اجتماعی) از جایگاه و اعتبار مهمی در نظام بین المللی حقوق بشر معاصر برخوردار شده است. با وجود این، بسیاری از حقوق و آزادی های بشری مندرج در اسناد بین المللی حقوق بشر با محدودیت هایی همچون نظم عمومی، امنیت ملی یا حقوق و آزادی های دیگران مواجه هستند و نمی توان آنها را مطلق و بدون قید و شرط محسوب کرد. امنیت ملی از جمله این محدودیت ها می باشد که از نظر مفهومی همواره با برداشت ها و تفاسیر مختلف همراه بوده است و این مسئله را به نحو بارز می توان در نظام بین المللی حقوق بشر مشاهده نمود؛ چرا که هیچ تعریف خاصی از این اصطلاح ارائه نشده است و این امر همراه با تفسیر موسع از این مفهوم، می تواند مانعی عمده در راه تحقق و اجرای حقوق و آزادی های متنوع افراد باشد که حق حاکمیت فرد بر سرنوشت خویش نیز از این قاعده مستثنا نخواهد بود. در این تحقیق به بررسی مفهوم و مختصات امنیت ملی و نحوه و حدود تحدید حق حاکمیت فرد بر سرنوشت اجتماعی خویش در نظام بین المللی حقوق بشر پرداخته می شود. از سوی دیگر، هر چند که در نظام حقوقی ایران و بویژه در قانون اساسی بر حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش اشاره گردیده (اصل 56 ق.ا) و آزادی احزاب و انجمن های سیاسی – به عنوان یکی از شیوه های بارز حق حاکمیت فرد بر سرنوشت خویش – به رسمیت شناخته شده است (اصل 26 ق .ا)، اما این آزادی فعالیت احزاب و انجمن سیاسی منوط به حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی شده و طبق قانون اساسی، اعمال حقوق و آزادی ها به هیچ عنوان نمی تواند باعث ایراد خدشه به استقلال سیاسی و تمامیت ارضی کشور گردد (اصل 9 ق.ا). بنابراین، امنیت ملی به عنوان یک محدودیت در قبال اعمال حق حاکمیت فرد بر سرنوشت اجتماعی و سیاسی خویش در نظام حقوق اساسی ایران مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. در تحقیق حاضر ضمن بررسی نحوه و حدود این محدودیت، به مطالعه ی تطبیقی نظام حقوقی ایران با نظام بین المللی حقوق بشر مبادرت می شود.

اگر عضو سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید

منابع مشابه

منابع من

با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید

ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده

{@ msg_add @}


نوع سند: پایان نامه

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی

میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com

copyright © 2015-2023