نظریه معرفت در فلسفه اسپینوزا
پایان نامه
- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه ایلام - دانشکده الهیات و معارف اسلامی
- نویسنده سمیه میرزایی
- استاد راهنما علیرضا حسن پور حسن قنبری
- سال انتشار 1392
چکیده
مسئله معرفت از دیرباز یکی از مباحث مهم در نزد فلاسفه بوده است. این مسئله در دوران جدید فلسفه غرب و پس از حدود دو هزار سال تفکر فلسفی و در نتیجه تحولاتی که در پایان قرون وسطی رخ داد، با جدیت بیش-تری مطرح شد. در این دوره با ظهور دکارت و جنبش عقل گرایی مسئله معرفت و رسیدن به حقیقت اهمیت بسیاری یافت. اسپینوزا از نمایندگان اصلی رویکرد عقل گرایی در این دوره بود. از نظر او معرفت فی نفسه ارزشی ندارد بلکه هم? معرفت ها باید متوجه یک غایت خاص باشند و آن کسب خیر اعلی و به عبارتی تحقق بخشیدن به کمال انسانی است و راه رسیدن به این کمال فقط شناخت معتبر و صحیح است. بنابراین شناخت در نظام فلسفی اسپینوزا از جایگاه خاصی برخوردار است. از دیدگاه وی برای حصول شناخت داشتن روش ضروری است و کامل ترین روش، روشی است که با یک تصوّر حقیقی آغاز می شود. این تصوّر حقیقی ابزار فطری فاهمه است که معیاری به دست می دهد که ذهن مطابق آن هدایت شود. اسپینوزا ملاک های تشخیص تصوّر حقیقی از دیگر انواع تصوّر و به عبارتی تشخیص حقیقت از خطا را بداهت ذاتی، مطابقت و سازگاری می داند. اسپینوزا معرفت انسان را دارای مراتب می داند و درجات تکاملی آن را تا مرتب? کامل آن بیان می کند. او پایین ترین مرتبه معرفت را شناخت از طریق مسموعات می داند که متعلق به قو? تخیل است و در آن نفس منفعل است. بالاترین مرتبه را شناخت شهودی می داند که در آن ذات تام اشیاء را درک می کنیم و عالی ترین درج? کمالی است که انسان می تواند به آن نائل آید.
منابع مشابه
منابع من
با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید
ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده{@ msg_add @}
نوع سند: پایان نامه
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه ایلام - دانشکده الهیات و معارف اسلامی
کلمات کلیدی
میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com
copyright © 2015-2023