تحلیلی انتقادی از مسئله جنسیت و زنانگی در تفکر غزّالی، ابن عربی و مولوی(رویکردی میلِتی)

پایان نامه
چکیده

پژوهش حاضر بر مبنای نظری? سیاست جنسی کیت میلت (1970)، به تحلیلی انتقادی از مسئله جنسیت و زنانگی در تفکر غزّالی، ابن عربی و مولوی می پردازد. کیت میلت سیاست های جنسی را روابط بر پای? قدرتی می داند که به واسط? آنها یک نظام مردسالار جنس زن را در کنترل مردان قرار می دهد. وی شگردهایی را که نویسندگان مرد برای توجیه تبعیض بین دو جنس از آن ها سود می برند مورد نقد و بررسی قرار داده و آنها را ذیل چند دسته طبقه بندی می کند: ایدئولوژیک، بیولوژیک، جامعه شناختی، طبق? اجتماعی، اقتصادی و آموزشی، زور و فشار، مردم شناختی و روان شناختی. در این رساله به روش تحلیل انتقادی و با استفاده از این مولّفه ها که در نظریه میلت در ارتباط با نحو? برخورد با زنانگی و جنسیت وجود دارد، به بررسی این دو موضوع در تصوّف با تکیه بر آثار غزّالی، مولوی و ابن عربی پرداخته شده است. با تحلیل آثار منتخب بر اساس این نظریه مشخص می شود که غزّالی، ابن عربی و مولوی از سیاست های جنسی که میلت مطرح می کند، سود برده اند و درپی نهادینه کردن ایدئولوژی مردسالاری هستند. از آنجا که این سه تن نقش مهمّی در سیر تفکّر عرفان و تصوّف داشته اند، نوع نگاه آنان به مسئله زنانگی می تواند نمایند? نگاه تصوّف به این مسئله باشد. تحقیق حاضر نشان می دهد زمانی که تصوّف از زهد فاصله گرفته و به سوی عرفان عاشقانه پیش می رود، نوع نگاه به زن نسبتاً مثبت تر می شود. در تفکّر غزّالی که نگاهی زاهدانه و مبتنی بر شرع دارد دیدگاهی منفی به زنانگی را شاهد هستیم. ابن عربی با نگاه هستی شناسان? خود دیدگاهی استعلایی اما انفعالی به زن را نشان می دهد. نظرگاه مولوی که آمیزه ای از نگاه فقهی، اجتماعی، عرفانی و تعلیمی وی به مسائل می باشد نیز حاکی از دیدگاهی منفی به زن است. بخش اول این تحقیق در قالب سه فصل به شرح مبانی نظری پژوهش اختصاص دارد. در فصل اول به کلّیات تحقیق که هدایتگر رسال? حاضر بوده اند پرداخته شده است. فصل دوم به توضیح بنیاد نظری رساله می پردازد که شامل شرح مفاهیم اصلی تحقیق، توضیح مختصری از نقد فمینیستی و در نهایت چارچوب نظری تحقیق یعنی نظری? سیاست جنسی است. از آنجاکه تمرکز رسال? حاضر بر تحلیل دیدگاه های سه تن از صوفیه راجع به جنسیت و زنانگیست، لازم است دیدگاه کلّی تصوّف به این مسئله مورد بررسی اجمالی قرار گیرد که در فصل سوم به این موضوع پرداخته شده است. بخش دوم در سه فصل جداگانه به نقد تحلیلی آثار غزّالی، ابن عربی و مولوی بر بنیاد نظریه میلت می پردازد. در بخش پایانی مقایسه نتایج و جمع بندی آنها می آید. نظری? سیاست جنسی میلت محتوا محور بوده و به ساختارهای زبانی متن توجّهی ندارد. لذا در این رساله عمدتاً به نقد و بررسی محتوای متون پرداخته می شود. تنها در بحث از تقابل های دوگانه که در دو فصل پنجم و ششم مطرح می شود ناچار از تحلیل زبانی بوده ام. در مبحث استعاره های مرتبط با زن در مثنوی نیز با تکیه بر کتاب استعاره هایی که بر طبق آن ها زندگی می کنیم لیکاف و جانسون، این استعاره ها تجزیه و تحلیل شده است. همچنین در فصل ششم، از نگاه روایت شناسانه در بررسی شگردهای مولوی برای برتر نشان دادن موقعیت مرد، سود برده ام.

منابع مشابه

منابع من

با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید

ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده

{@ msg_add @}


نوع سند: پایان نامه

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه فردوسی مشهد - دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی

میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com

copyright © 2015-2023