استفاده از مارکر مولکولی rapd و صفات مورفولوژیک جهت شناسایی تنوع ژنتیکی در بین لاین های عدس خارجی و ایرانی در شرایط دیم
پایان نامه
- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شهید چمران اهواز - دانشکده کشاورزی
- نویسنده فاطمه زاهدی
- استاد راهنما محتشم محمدی داریوش نباتی احمدی رحمت الله کریمی زاده
- تعداد صفحات: ۱۵ صفحه ی اول
- سال انتشار 1393
چکیده
مطالعه تنوع گیاهی بر اساس صفات مورفولوژیک و نشانگرهای مولکولی می تواند تفاوت ها و فواصل ژنتیکی را در بین ژنوتیپ هایی که در مناطق جغرافیایی مختلف رشد می کنند، مشخص کند. در تحقیق حاضر جهت شناسایی تنوع ژنتیکی گونه عدس بر اساس صفات مورفولوژیک و نشانگر rapd 14 ژنوتیپ عدس شامل 12 لاین جمع آوری شده از مرکز بین المللی تحقیقات کشاورزی در مناطق خشک (ایکاردا) به همراه ارقام کیمیا و گچساران که از آزمایشات پیشرفته مقایسه عملکرد مناطق دیم نیمه گرمسیر گزینش شده بودند در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 92-1391 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم گچساران کشت گردیدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که در بین ژنوتیپ های مورد بررسی برای اکثر صفات اندازه گیری شده از جمله تعداد روز تا 50 درصد گلدهی و روز تا رسیدگی، ارتفاع بوته، میزان کلروفیل، تعداد غلاف پر در بوته، وزن صد دانه و عملکرد دانه تفاوت معنی داری در سطح 1% وجود داشت. مقایسه میانگینها به روش دانکن برای صفات ارزیابی شده حاکی از برتری ژنوتیپ flip2005-53l از نظر تعداد غلاف پر در بوته، وزن صد دانه، میزان کلروفیل و عملکرد دانه بود. همچنین رقم گچساران به دلیل داشتن تعداد روز تا گلدهی و رسیدگی کمتر به عنوان زودرس ترین ژنوتیپ این مطالعه شناخته شد. همچنین نتایج حاصل از تجزیه همبستگی ، رگرسیون گام به گام و تجزیه علیت نشان داد که صفات تعداد غلاف پر در بوته، میزان کلروفیل و در نهایت وزن صد دانه از صفات مهم تأثیرگذار در تعیین عملکرد دانه در عدس بودند و بنابراین می توان در برنامه های اصلاحی عدس جهت بهبود عملکرد دانه این صفات را مد نظر قرار داد. نتایج حاصل از تجزیه خوشهای به روش وارد بر اساس صفات اندازه گیری شده ژنوتیپها را در دو گروه عمده قرار داد. در تجزیه داده های مولکولی بر اساس نشانگر rapd از 20 آغازگر 10 نوکلئوتیدی استفاده شد که 14 آغازگر قادر به تشکیل نوارهای چندشکلی بودند. در مجموع 90 باند قابل امتیازبندی مشخص شد که 78/90 درصد (82 باند) از آن ها چندشکلی نشان دادند، تعداد متوسط نوارهای چندشکل برای هر آغازگر 8/5 بود. تجزیه خوشه ای به روش upgma و با ضریب تشابه جاکارد ژنوتیپ های فوق را در 4 گروه عمده طبقه بندی نمود. بیشترین میزان تشابه ژنتیکی در میان ژنوتیپ های مورد مطالعه در تجزیه خوشهای بر اساس دادههای مولکولی بین ژنوتیپ های flip2005-3l و flip2006-7l (73 درصد) و همچنین بین ژنوتیپ های flip2007-34l و گچساران (8/72 درصد) مشاهده گردید که حاکی از وجود زمینه ژنتیکی مشابه در آن ها بوده است. همچنین ژنوتیپ های flip2007-6l و flip2007-30l با میزان 8/30 درصد کمترین میزان تشابه ژنتیکی را به خود اختصاص دادند. نتایج این مطالعه کارآمدی نشانگرهای rapd را نشان می دهد که می تواند به عنوان یک ابزار ژنتیکی در جهت ارزشیابی منابع ژنتیکی در رابطه با خصوصیات و فواصل ژنتیکی گونه عدس که در مناطق مختلف پراکنده هستند استفاده شود.
منابع مشابه
منابع من
با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید
ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده{@ msg_add @}
نوع سند: پایان نامه
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شهید چمران اهواز - دانشکده کشاورزی
میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com
copyright © 2015-2023