نای حقیقت در نیزار عشق (بررسی و تحلیل مفهوم «نِیْ» در شعر مولوی و اشعار حماسی عاشورایی معاصر)
پایان نامه
- دانشگاه آزاد اسلامی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال - دانشکده ادبیات
- نویسنده علیرضا وحیدی
- استاد راهنما محمدرضا شادمنامن
- سال انتشار 1393
چکیده
از نظر مولانا، خداوند خیر محض است که با اوّلین تجلّی اش هر چه را آفرید، عاشق خود نمود. خدا از نیستان عدم نایی برید و نامش را انسان گذاشت. مولوی، خدامحور است و انسان را عالم کبیر و مجموعه ی هستی را عالم صغیر می داند. امام حسین (ع) مصداق بارز انسان کامل و حقیقت محمّدی است و در ابجد، حرف «سین» و «نَیْ» هم نماد انسان کاملند. موسیقی سنّتی، اساسی ترین رکن کیمیاست. مولانا دارای اندیشه و دانش موسیقایی است و 28 بار نی را موضوع تمثیل قرار داده که پیام آن، رهایی از خود است. وی با نی که از جهت خوش نوایی، زردی رخسار، درون تهی، حالات و ظواهر و دوری از اصل شبیه انسان است، شروع به سخن نموده و سلطان ولد با رباب. غرض نی و رباب، عاشقانند. مولانا نی را اسرار حضرت رسول (ص) و علی (ع) می داند. این سازها و سرودها، واسطه ی درک عشقند. «نی نامه»، تحمیدیّه ای عاشقانه و متعالی ترین شعر فلسفی است؛ و مثنوی، دکّان عشق و حماسه ای روحانی است که با حرف «ب» شروع شده که سخن گفتن مورد توجّه وی بوده است و تمامت آن بر محور عشق می¬گردد. عاشورا احسن القصص تاریخ اسلام؛ کربلا «مصارع العشّاق» و قهرمان هنرمند عاشورا، پلّه ای از نردبان هستی است که در این سلوک، احساس و ادراک و احساس زیبایی را به منصّه ی ظهور رسانید. روح دین و واقعه ی کربلا «محبّت و مودّت و ولایت» است و بدون آن، اسکلتی بی جان از دین می ماند. مولانا، سیّدالشّهدا (ع) را روح سلطانی، پاکْ روح، گوشواره ی عرش و جان مقدّس می داند: «قدر عشق گوش، عشق گوشوار.» و یزید را سیاه ترین و زشت ترین فرد می داند. در باور مولوی، امام (ع)، حقیقت ناب و مجسّمی است که تمام هستی اش را در راه معشوق نثار می¬کند. در ادبیّات عاشورایی نسبت به نی و نینوا و بوریای بی ریا، تعابیر عاطفی و عرفانی فراوانی ساخته اند. قداست محتوایی نی تا آن جا پیش می رود که در اندیشه ی شاعرانه به صورت بوریا و حصیری در می آید و لیاقت دربرگرفتن تن پاک اباعبداللّه (ع) را پیدا می کند. امام عاشقانه وآگاهانه، با نفاق مبارزه کرد ومنزل آخرش گودال قتلگاه شد. خوابگاهی به پهنای ابدیّت که غفلت سوز و بیداری افروز است. حکایت نای ها بر روی نی ها، چشمان به خواب رفته را بیدار می کند. عرفان عاشورایی، خدا محور بوده و دانشگاهی است که استادش، انسان کامل الهی و شاگردان ممتازش، زینب (س)، ابوالفضل (ع) و . . . هستند. شب عاشورا، شب رندان تشنه لب است. «نی» غربت و قربت، نوای فراق و وصال را در نینوا ساختند و پرداختند. پس «بشنو از نی چون حکایت می کند»، که اگر از نیزار دشت نینوا بریده شویم؛ مرد و زن از ناله ی ما امان نخواهند داشت. بنابراین در عاشورا روزگار وصل خویش را جست و جو کنیم. این حرکت هدفمند در اشعار شاعران معاصر، با تعابیری چون: قاری نیزه نشین، رقص زلف سَرِ نی، بوسه بر گلوی نی، و خورشید از پشت خیزران و . . . زیباترین نمود را به خود گرفته است.
منابع مشابه
منابع من
با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید
ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده{@ msg_add @}
نوع سند: پایان نامه
دانشگاه آزاد اسلامی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال - دانشکده ادبیات
میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com
copyright © 2015-2023