مبانی اخلاقی نظام های حقوق جزا در پرتو اندیشه نیگل

پایان نامه
چکیده

رویکرد¬های گوناگونی درباره¬ی رابطه¬ی اخلاق و حقوق کیفری وجود دارد که از آن جمله می-توان به حقوق طبیعی و اثبات¬گرایی حقوقی و رویکرد تفسیری(هرمنیوتیکی) اشاره کرد. دیدگاه تامس نیگل با اثبات گرایی حقوقی بیش¬ترین فاصله را دارد زیرا اثبات¬گرایان معتقد به ناشناخت-گرایی و عدم تاثیر حقایق اخلاقی در تعیین حقایق حقوقی هستند. ما می¬توانیم تمام سنت¬ها، مکتب¬ها، جنبش¬ها وگرایش¬های اخلاقی را دریک تقسیم¬بندی بزرگ به سه قسم تقسیم کنیم: نظریه¬های پیامد¬نگری(بطور ویژه فایده جویی)، وظیفه گرایی و فضیلت¬گرایی. که این سه قسم نیز مورد نقد و بررسی واقع شده است. طبق نظر نیگل، می¬توان گفت که دو نوع مختلف استدلال وجود دارد: استدلال نظری و استدلال عملی. استدلال¬های عملی را می¬توان در دو مقوله¬ی بسیار مهم و جدی طبقه¬بندی کرد: ادله¬ی وابسته به فاعل و ادله¬ی فارغ از فاعل. اگر به یک دلیل بتوان شکل کلی¬ای داد که ارجاع آن به شخصی که آن دلیل را در اختیار دارد را بتوان به حساب نیاورد، این دلیل، یک دلیل فارغ ازفاعل است. و از سوی دیگر، اگر شکل کلی یک دلیل، ارجاع اساسی آن به شخص واجد آن دلیل باشد، در اینصورت آن دلیل، دلیل وابسته به فاعل است. پیامد¬گرایان اولویت را به ارزش¬های فارغ از فاعل می¬دهند؛ ولی وظیفه¬گرایی یک نظریه¬ی وابسته به فاعل است. تفصیل این مباحث و بیان لوازم آن محور اصلی بخش دوم تحقیق می باشد. نتیجه آنکه از نظر نیگل با توجه به اینکه ما انسانها میتوانیم از منظرهای گوناگونی به جهان بنگریم، هر یک از این منظرها، دعاوی متفاوت و گاه متناقضی را موجب میشود و ما نمیتوانیم نهاد کیفری واحدی را تصویر کنیم که بتواند رافع همه تناقض ها باشد؛ ولی از نظر او کار فلسفه به چالش کشیدن راه حل های موجود است و در دسترس نبودن روش واحد، ضرورت تصمیم گیری در مورد تناقض ها را از بین نمیبرد.

منابع مشابه

منابع من

با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید

ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده

{@ msg_add @}


نوع سند: پایان نامه

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه فردوسی مشهد - دانشکده علوم اداری و اقتصاد

میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com

copyright © 2015-2023