نام پژوهشگر: سحر احمدزاده

بررسی موانع مشارکت زنان در فرایند توسعه روستایی (نمونه موردی دهستان درزاب شهرستان مشهد)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه فردوسی مشهد - دانشکده ادبیات و علوم انسانی دکتر علی شریعتی 1389
  سحر احمدزاده   علی اکبر عنابستانی

امروزه از مشارکت روستاییان در فرایند توسعه روستایی به عنوان کانون و مرکز راهبرد توسعه روستایی یاد می کنند. اما متاسفانه مشارکت واقعی مردم (?از جمله زنان) در فرایند توسعه روستایی در جهان سوم یک مساله سازمان یافته و تنظیم شده نیست. در این راستا پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موانع مشارکت زنان در فرایند توسعه روستایی دهستان درزاب می پردازد. جامعه آماری تحقیق شامل 14 روستا به عبارتی 1315 خانوار است که از این جامعه با استفاده از فرمول شارپ کوکران، نمونه ای به حجم 250 نفر انتخاب شد و به روش پیمایشی، اطلاعات مورد نیاز از زنان بالای 18 سال به عنوان واحد تحلیل جمع آوری گردید. یافته ها نشان می دهد میزان مشارکت زنان در فعالیت های مختلف در منطقه در سطح پایینی است. بنابراین پایان نامه متمرکز بر نشان دادن موانع بازدارنده مشارکت زنان در فرایند توسعه خواهد بود . نتایج نشان می دهد بین ویژگیهای فردی زنان و مشارکت آنان در فرایند توسعه روستایی در منطقه رابطه معنی داری وجود ندارد. اما میان کلیه ویژگیهای اجتماعی (سرمایه اجتماعی و دسترسی ها)، اقتصادی، فرهنگی، سازمانی و قانونی جامعه مورد مطالعه و مشارکت آنان در منطقه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از سوی دیگر بین عوامل مکانی- فضایی و انواع مشارکت زنان در فرایند توسعه روستایی رابطه معنی داری وجود ندارد. اما بین عوامل مکانی- فضایی و موانع مشارکت زنان در فرایند توسعه روستایی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل چند متغیره نیز نشان می دهد که از میان متغیرهای مستقل تنها 5 متغیر (به ترتیب اهمیت: عوامل مربوط به سرمایه اجتماعی، سازمانی، فردی، قانونی و اقتصادی) وارد معادله رگرسیونی شده اند که در مجموع 97 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین می کنند. نتایج حاصل از تحلیل چند متغیره، نشانگر اهمیت سرمایه اجتماعی به عنوان موثرترین مانع تبیین گر مشارکت زنان در آینده است. بنابراین برای خروج از این وضعیت، راهکارهایی از قبیل: تقویت عوامل مربوط به سرمایه اجتماعی با تاکید بر ارتقای آگاهی های زنان و ایجاد و تقویت نهادهای مدنی در نواحی روستایی پیشنهاد می گردد. البته رفع موانع مشارکت زنان در فرایند توسعه در گرو اصلاح ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، اداری و ... در سطح جامعه و نوسازی فردی زنان است. بطوریکه خود را در عرصه توسعه روستایی دارای شخصیت مستقل، توانمند و تصمیم گیرنده بدانند.