نام پژوهشگر: عیسی محمدی زیدی

تأثیر آموزش سلامت در تبعیت از رژیم غذایی در بیماران پرفشاری خون مراجعه کننده به بیمارستان رازی شهر قزوین
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تربیت مدرس - دانشکده علوم پزشکی 1392
  رضا فاتح کرداری   صدیقه السادات طوافیان

زمینه و هدف: این پژوهش شبه تجربی است که در سال 1392 در دو مرکز درمانی تحت نظارت سازمان تأمین اجتماعی (بیمارستان رازی قزوین و بیمارستان تاکستان) انجام شده است. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر برنامه آموزشی در تبعیت از رژیم غذایی در بیماران مبتلا به پر فشاری خون بوده است. روش اجرا: برای این منظورتعداد 68 نفر از بیماران مبتلا به پرفشاری خون خفیف تا شدید بر اساس طبقه بندی انجمن بین المللی بیماریابی، تشخیص و درمان فشار خون بالا (jnc7) به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه و معاینه بالینی و ثبت فشار خون قبل و بعد از آموزش در دو گروه گردآوری شد. ابزار گرد آوری شامل پرسشنامه خود ایفا با هدف سنجش سازه های آگاهی، نگرش، رفتار و خود کار آمدی بود. همچنین میزان فشارخون سیستول، دیاستول وbmi بیماران مطابق طبقه بندی انجمن بین المللی در دو گروه قبل و بعد از آموزش اندازه گیری و ثبت شد. پژوهشگر ابتدا بیماران واجد شرایط را انتخاب نمود.سپس بیماران در دو گروه تجربی و کنترل با ابراز تمایل به همکاری در طرح پژوهشی شرکت داده شدند، پژوهشگردر مورد روش، هدف اجرای پژوهش و بی ضرر بودن آن برای سلامتی به بیماران اطلاع رسانی نمود. دریک جلسه توجیهی در خصوص نحوه اجرا و نوع همکاری به بیماران توضیح داده شد بعد پرسشنامه های مربوط به اطلاعات دموگرافیک، آگاهی، شناخت و رفتار، فشارخون سیستول و دیاستول قد، وزن و نمایه توده بدنی و خود کار آمدی برای آنان تکمیل شد سپس بیماران گروه کنترل به مدت یک هفته به نوبت دربرنامه آموزشی شرکت نمودند. برنامه آموزشی به صورت جلسه سخنرانی در کلاسهای 3تا 7 نفره، به مدت 30 دقیقه انجام شد. همچنین به هر بیمار به مدت 30 دقیقه آموزش به روش چهره به چهره ارایه شد. و پانزده دقیقه نیز برای پرسش و پاسخ اختصاص یافت تا بیماران سوالات خود در خصوص بیماری و رژیم غذایی بپرسند. و سپس روش اندازه گیری فشار خون نیز برای اندازه گیری فشار خون در منزل بصورت عملی آموزش داده شد. چهارهفته بعداز انجام آموزش بیماران هر دو گروه با حضور در مرکز درمانی فشار خون سیستول و دیاستول آنان کنترل و ثبت شد و نیزپرسشنامه مربوط به آگاهی شناخت و عملکرد بیماران تکمیل شد. و سپس برای گروه کنترل کلاس آموزش با همان کیفیت گروه تجربی انجام شد. در نهایت داده ها وارد نرم افزار spss 18.0 شد و آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون های مجذورکای (برای تعیین فراوانی های مشاهده شده در محدوده فراوانی های مورد انتظار)، آزمون های کای اسکوئر، تی مستقل و زوجی و تحلیل کوواریانس چند متغیره مقایسه شدند. نتایج: میانگین سنی بیماران مورد مطالعه در گروه تجربی 53/59 و در گروه کنترل 52/15 بود. بین دو گروه تفاوت معناداری در متغیر سن وجود ندارد (0/462= p و 0/739= t). مقایسه نمرات میانگین مربوط به متغیرهای پژوهش قبل و بعد از مداخله در دو گروه آزمایش و کنترل حاکی از آن است که نمرات آزمودنی های گروه آزمایش در متغیرهای آگاهی٬ نگرش٬ رفتار٬ خودکارآمدی افزایش داشته و در متغیرهای فشار خون سیستولیک و دیاستولیک کاهش داشته است. بین گروه ها در مرحله پیش آزمون در متغیرهای فشار سیستولیک (0/878=p)٬ فشار دیاستولیک (0/913= p)٬ آگاهی (0/57= p)٬ رفتار (0/55=p) و خودکارآمدی (0/929= p) تفاوت معناداری وجود ندارد با این وجود در این متغیرها در مرحله پس آزمون تفاوت معناداری مشاهده می شود. p-value در مرحله پس آزمون برای متغیرهای فوق به ترتیب عبارتند از:: 0/0001 ٬ 0/019 ٬ 0/0001٬، 0/0001 ٬ 0/006 و 0/0001 لازم به ذکر است که در متغیر نگرش در مرحله پیش آزمون (0/003= p) و نیز پس آزمون (0/0001= p) تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده می شود. نتیجه گیری نهایی: آموزش بر شاخص اصلی تبعیت )رفتار) و شاخص های پیش نیاز تبعیت (آگاهی و نگرش) و برخی از شاخص های پیامد تبعیت شاخص های بالینی (فشار خون سیستولیک و دیاستولیک) موثر بوده است. برای این که رفتار بیماران در زمینه ی رژیم غذایی و تغییر کند نیاز است که آگاهی و نگرش آن ها تغییر یابد. در این پژوهش آگاهی و نگرش بیماران تغییر کرده است. از ابزارهای بررسی رفتار بیماران در زمینه رژیم غذایی شاخص های بالینی مرتبط با آن می باشد مانند فشار خون سیستولیک و دیاستولیک که در این پژوهش هم از ابزارهای عینی تبعیت استفاده شد.