نام پژوهشگر: مهدی کلاته عربی

بررسی الگوی بیان ژن های پروتیین ریبوزومی (l3 (rpl3 تحت آلودگی بلایت فوزاریومی سنبله در گندم
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده علوم کشاورزی 1388
  حسام شعبانی   امیر موسوی

بلایت فوزاریومی سنبله در گندم که توسط قارچ f. graminearum ایجاد می شود، در مناطق مرطوب و نیمه مرطوب جهان از نظر اقتصادی به عنوان یک بیماری مهم گندم بشمار می آید. این بیماری نه تنها باعث کاهش معنی دار عملکرد دانه بلکه کیفیت دانه را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. دی اکسی نیوالنول (don) یکی از مهمترین سم های تولید شده توسط قارچ در دانه های آلوده می باشد که برای سلامت انسان و دام مضر می باشد. don به عنوان عامل بیماری زا از طریق مهار سنتز پروتیین های یوکاریوتی میزبان فعالیت می کنند. جایگاه عمل don زیر واحد s60 پروتیین ریبوزومی l3 rpl3)) می باشد. تغییرات نقطه ای در اسید آمینه های پروتیین ریبوزومی l3 rpl3)) در مخمر باعث ایجاد مقاومت به don شده است. همانند سایر پروتیین های ریبوزومی، توالی rpl3 به میزان بالایی در موجودات یوکاریوت حفاظت شده است. به دلیل هگزاپولویید بودن گندم نان, شش ژن همولوگ rpl3 در آن وجود دارد؛ سه ژن هومیولوگ از دو نوع rpl3a و rpl3b. توالی یابی ژن های کد کننده rpl3 نشان داده است که هیچ تفاوتی میان توالی اسید آمینه ای رقم حساس و مقاوم گندم وجود ندارد. هدف اصلی از این تحقیق تشخیص تغییرات احتمالی ایجاد شده در سطح رونوشت ژن های rpl3 (انواع a و b) تحت تنش fhb در گندم است. بدین منظور، از خوشه های آلوده به قارچ بیماری زا و غیر آلوده سه رقم sumai3 (مقاوم)، ،frontana (نیمه مقاوم) و فلات (حساس) در بازه های زمانی 1، 3 و 7 روز بعد از آلودگی استخراج rna انجام شد. آزمون های rt-pcr نیمه کمی و کمی همراه با آغازگرهای اختصاصی ژن rpl3 (انواع a و b) برای تشخیص تفاوت در سطح رونوشت این ژن ها بین ارقام حساس و مقاوم انجام گرفت. اطلاعات به دست آمده کاهش در سطح بیان ژن گیاه آلوده نسبت به غیرآلوده در ارقام sumai3 و falat طی 24 ساعت اولیه بعد از آلودگی را نشان می دهد و افزایش در سطح بیان ژن در بازه زمانی 7 روز پس از آلودگی گیاه آلوده نسبت به غیرآلوده در رقم frontana را نشان می دهد.

برنامه ریزی نیمه نامتناهی
پایان نامه دانشگاه تربیت معلم - سبزوار - دانشکده علوم پایه 1388
  مهدی کلاته عربی   سهراب عفتی

این پاین نامه مشتمل بر 4 فصل است. در فصل اول به معرفی این نوع بهینه سازی می پردازیم. در این فصل کاربرد بهینه سازی نیمه نامتناهی را در کنترل آلودگی آب و کنترل آلودگی هوابیان کرده و به اثبات قضیه ضعیف دوگانی می پردازیم. همچنین با بیان یک مثال نشان می دهیم که شرایط مکمل زاید و قضیه قوی دوگانی برای این نوع بهینه سازی نیمه نامتنهی برقرار نیست. در فصل دوم برنامه ریزی هندسی را گفته و معادل بودن آن با برنامه ریزی نیمه نامتناهی رابیان می کنیم. در فصل سوم شرایط بهینگی را برای برنامه ریزی نیمه نامتناهی محدب بررسی می کنیم. در فصل جهارم معادل بودن برنامه ریزی نیمه نامتناهی خطی رابا برنامه ریزی هندسی ثابت میکنیم.

شبیه سازی رشد و نمو گندم با مدلdssat در شرایط محیطی استان گلستان
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده علوم کشاورزی 1388
  امیرحسین ماهرو کاشانی   افشین سلطانی

استفاده از مدل های شبیه سازی گیاهان زراعی به عنوان مکمل کارآمد برای تحقیقات آزمایشی مطرح است. همچنین، مدل های شبیه سازی گیاهان زراعی می توانند از نظر اتخاذ تصمیم مناسب در سیستم های کشاورزی مفید باشند. این مطالعه به منظور برآورد ضرایب ژنتیکی و ارزیابی مدل شبیه سازی dssat در پیش بینی نمو و رشد و عملکرد گندم انجام شد. برای برآورد ضرایب و ارزیابی مدل dssat از داده های آزمایش های مزرعه ای مختلف برای چهار رقم گندم کوهدشت، شیرودی، تجن و زاگرس که از ارقام مورد استفاده در استان گلستان هستند، استفاده شد. بعد از برآورد پارامترهای ژنتیکی، توانایی مدل در شبیه سازی مراحل فنولوژیک روز تا گرده افشانی، روز تا رسیدگی، تولید ماده خشک در گرده افشانی و رسیدگی فیزیولوژیک، شاخص سطح برگ در گرده افشانی، تجمع نیتروژن در گرده افشانی و رسیدگی و عملکرد دانه مورد ارزیابی قرار گرفت. برای عملکرد جذر میانگین مربعات خطا برابر 668 کیلوگرم در هکتار بود که 2/18 درصد میانگین عملکرد می باشد. پیش بینی های مدل برای سایر ویژگی های رشد و نمو نیز مناسب بودند. بنابراین، می توان از این مدل برای شبیه سازی این ارقام استفاده نمود. همچنین، از مدل dssat که قبلا برآورد پارامتر و ارزیابی شده بود برای شبیه سازی واکنش به تاریخ کاشت با استفاده از آزمایش 87-1386 استفاده گردید. نتایج حاصل از ارزیابی مدل برای فنولوژی رضایت بخش بود به طوری که روند داده های مشاهده شده و شبیه سازی شده روز تا گرده افشانی و رسیدگی در واکنش به تاریخ کاشت مشابه بودند و همچنین اختلافات بین مقادیر مشاهده شده و شبیه سازی شده مراحل فنولوژیکی فوق برای تمام تیمارهای تاریخ کاشت معنی دار نبودند. جذر میانگین مربعات خطا (rmse) برای عملکرد دانه در تمام تاریخ های کاشت برای ارقام کوهدشت، تجن و زاگرس به ترتیب 290، 280 و 233 کیلوگرم در هکتار بود که به ترتیب 9، 8 و 7 درصد میانگین می باشد. نتیجه اینکه مدل dssat-گندم توانست واکنش نمو ارقام مورد استفاده در استان به تاریخ کاشت را به خوبی شبیه سازی کند ولی مدل واکنش رشد و عملکرد ارقام به تاریخ کاشت را خیلی خوب شبیه سازی نکرد که لزوم بررسی های بیشتر مدل dssat-گندم توسط محققین و مدل سازان را می طلبد.

اثر مقدار نیتروژن بر کارایی مصرف نیتروژن و کارایی مصرف نور در ارقام جدید و قدیم گندم
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده کشاورزی گنبد 1389
  رقیه السادات حسینی   سرالله گالشی

به منظور ارزیابی اثرات کود نیتروژن بر عملکرد و اجزای عملکرد دانه در ارقام گندم آزمایش مزرعه ای در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گرگان در سال زراعی 1387- 1386 انجام گرفت. سطوح کود نیتروژن به فرم اوره (0، 90، 180 و 270 کیلوگرم در هکتار) و ارقام (تجن، فلات و n81-18) در قالب طرح فاکتوریل با بلوکهای کامل تصادفی با چهار تکرار انجام شد. پارامتر های اندازه گیری شده شامل عملکرد دانه، اجزای عملکرد، ضریب خاموشی، کارایی مصرف نور، کارایی مصرف نیتروژن، کارایی جذب نیتروژن، کارایی بهروری نیتروژن، شاخص برداشت نیتروژن و درصد پروتئین دانه بود. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد دانه مربوط به رقم n81-18 در سطح نیتروژن 180 کیلوگرم در هکتار (8/9595 کیلوگرم در هکتار) و کمترین عملکرد دانه مربوط به رقم فلات ( 3129/33 کیلوگرم در هکتار) در تیمار بدون کود نیتروژن بود. تمام ارقام در برخی صفات مورد مطالعه از جمله تعداد پنجه بارور، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت در تمام سطوح کودی نسبت به شاهد افزایش نشان دادند. در بین ارقام مختلف، رقم جدید n81-18به دلیل داشتن بیشترین پنجه بارور، عملکرد بیولوژیک، عملکرد دانه و شاخص برداشت در سطوح کودی مختلف نسبت به ارقام دیگر برتری داشت. میزان ضریب خاموشی تحت تاثیر کود نیتروژن و رقم قرار نگرفت اما کود نیتروژن و رقم بر میزان کارایی مصرف نور تاثیر گذار بود، بدین ترتیب که بالاترین میزان کارایی مصرف نور مربوط به رقم n81-18در سطح کودی 90 کیلوگرم در هکتار برآورد شد. بهترین شاخص های نیتروژن در شرایط شاهد مشاهده شد، رقم n81-18 دارای بالاترین کارایی مصرف نیتروژن، کارایی بهروری نیتروژن و شاخص برداشت نیتروژن و پائین ترین کارایی جذب نیتروژن بود. همچنین ثابت شده است که دو جزء کارایی مصرف نیتروژن(کارایی جذب نیتروژن و کارایی بهروری نیتروژن)دارای مشارکت یکسان نمی باشند. در این مورد به نظر می رسد که مشارکت کارایی بهروری نیتروژن بیشتر از کارایی جذب نیتروژن برای تمام ارقام بود. بنابراین پیشنهاد می گردد برای تعیین بهترین سطح کودی علاوه بر عملکرد، شاخص های کارایی مصرف نیتروژن، کارایی مصرف نور، ضریب خاموشی نور نیز در نظر گرفته شود. واژه های کلیدی: گندم، عملکرد، نیتروژن، کارایی مصرف نور و کارایی مصرف نیتروژن.

بررسی اثر تراکم بر کارایی مصرف نور و نیتروژن در ارقام جدید و قدیم گندم
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده کشاورزی گنبد 1389
  محبوبه زاهد   ناصر لطیفی

به منظور بررسی اثر تراکم بر کارایی مصرف نور و نیتروژن در ارقام جدید و قدیم گندم، آزمایشی در ایستگاه تحقیقات کشاورزی گرگان گرگان طی سال زراعی 87-1386 اجرا گردید. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی با تیمار های تراکم در سه سطح (150، 262 و 375 بوته در متر مربع) و سه رقم گندم ( فلات، تجن و مروارید به ترتیب به عنوان نماینده ای از ارقام قدیمی، متداول و جدید در منطقه)در 4 تکرار انجام شد. پارامتر های اندازه گیری شده شامل عملکرد دانه، اجزای عملکرد، ضریب خاموشی نور، کارایی مصرف نور، کارایی مصرف نیتروژن، کارایی جذب نیتروژن، کارایی بهره وری نیتروژن، شاخص برداشت نیتروژن و درصد پروتئین دانه بود. نتایج نشان داد که افزایش تراکم به کاهش تعداد دانه در سنبله و تعداد پنجه بارور در بوته و افزایش عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت منجر می شود. حداکثر مقادیر عملکرد دانه (5204 کیلوگرم در هکتار)، عملکرد بیولوژیک (87/12619 کیلوگرم در هکتار) و شاخص برداشت (33/41 درصد) برای رقم n-81-18 بدست آمد که به عنوان رقم جدید در منطقه معرفی شد. همچنین میزان ضریب خاموشی نور اندازه گیری شده در مراحل ساقه رفتن، آبستن، ظهور سنبله و گرده افشانی تحت تاثیر تراکم و رقم قرار نگرفت اما تراکم و رقم بر میزان کارایی مصرف نیتروژن تاثیر گذار بود و تنها تراکم بر کارایی مصرف نور تاثیر گذار بود. بدین ترتیب بالاترین میزان کارایی مصرف نیتروژن و کارایی مصرف نور مربوط به n-81-18 در تراکم 375 بوته در متر مربع برآورد شد. بهترین شاخص های نیتروژن در تراکم 375 بوته در متر مربع مشاهده شد و رقم n-81-18 دارای بالاترین کارایی مصرف نیتروژن (02/28 کیلوگرم در کیلوگرم)، کارایی بهره وری نیتروژن (21/41 کیلوگرم در کیلوگرم) و شاخص برداشت نیتروژن (99/68) و پایین ترین کارایی جذب نیتروژن (68/0 کیلوگرم در کیلوگرم) بود. همچنین ثابت شد که دو جزء کارایی مصرف نیتروژن (کارایی جذب نیتروژن و کارایی بهره وری نیتروژن) دارای مشارکت یکسان در کارایی مصرف نیتروژن نمی باشند. در این مورد به نظر می رسد که مشارکت کارایی بهره وری نیتروژن بیشتر از کارایی جذب نیتروژن برای تمام ارقام بود. بنابراین پیشنهاد می شود برای تعیین مناسب ترین تراکم به منظور افزایش دستیابی به حداکثر کارایی عوامل موثر بر رشد گیاه، علاوه بر عملکرد دانه، شاخص های کارایی نیتروژن، کارایی مصرف نور و ضریب خاموشی نور نیز در نظر گرفته شود. واژه های کلیدی: گندم، عملکرد دانه، تراکم بوته، کارایی مصرف نور و کارایی مصرف نیتروژن

آنالیز رشد ارقام گندم استان گلستان
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده کشاورزی گنبد 1390
  رحمن غدیریان   افشین سلطانی

آنالیز رشد روش با ارزشی در بررسی کمی رشد و نمو و تولید محصولات به شمار می رود. این آزمایش در مزرعه تحقیقاتی دانشکده علوم زراعی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان در سال زراعی 88-1387 اجرا گردید. آزمایش با طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار و در دو شرایط دیم و آبی به صورت آزمایش مرکب اجرا شد. در این آزمایش هفت رقم گندم پر کشت و کار و رایج در استان گلستان به نام های شیرودی، تجن، کوهدشت، زاگرس، دریا (ارقام گندم نان)، آریا و تارو (ارقام گندم دوروم)، مورد مطالعه قرار گرفت. مدل های رگرسیونی غیر خطی پرکاربرد در مطالعات آنالیز رشد (لجستیک، گومپرتز، ریچاردز، ویبول، نمایی خطی بریده، نمایی خطی متقارن و دو نوع مدل بتا برای توصیف روند تغییرات وزن خشک و مدل‎های لجستیک و بتا برای توصیف روند تغییرات سطح برگ) به داده های سطح برگ و ماده خشک برازش داده شدند. مدل های برتر انتخاب شدند و بر اساس پارامترهای آن ها تجزیه و تحلیل تیمارها انجام شد. در این مطالعه برای توصیف روند تغییرات وزن خشک از مدل نمایی خطی بریده و برای توصیف روند تغییرات سطح برگ از مدل بتا استفاده شد. شرایط کاشت تأثیر معنی داری بر روی پارامترهای مدل بتا و نمایی بریده به ترتیب در توصیف سطح برگ و ماده خشک تجمعی نداشت. بین ارقام مورد مطالعه از لحاظ حداکثر شاخص سطح برگ تفاوت معنی دار وجود داشت و رقم تارو و تجن به ترتیب بالاترین (5/4) و کمترین (3) شاخص سطح برگ را داشتند. بین ارقام گندم از نظر ماده خشک تجمعی تولید شده (wmax) و سرعت رشد محصول (cgr) تفاوت معنی داری و جود داشت و همبستگی بالا و معنی داری بین cgr و wmax مشاهده شد (**94/0). رابطه معنی داری بین تجمع ماده خشک (wmax) و عملکرد دانه مشاهده شد (**87/0). بیشترین عملکرد دانه متعلق به رقم دریا (563 گرم در مترمربع) و کمترین آن متعلق به رقم شیرودی (445 گرم در مترمربع) بود. از نظر حداکثر ارتفاع بین ارقام اختلاف معنی داری (p>0.05) وجود داشت. اختلاف ارتفاع بین بلندترین و کوتاه ترین رقم 17 سانتی متر بود. نتایج نشان داد که شاخص برداشت ارقام گندم در این مطالعه از سقف نهایی آن در دنیا فاصله دارد و هنوز هم امکان افزایش عملکرد گندم در استان گلستان از طریق افزایش hi وجود دارد. از لجاظ کارایی مصرف نور بین ارقام تفاوت معنی داری مشاهده نشد، اما به لحاظ کسر دریافت تشعشع بین ارقام تفاوت وجود داشت.

نقشه یابی مکان های ژنی کمّی تحمل به شوری در مرحله گیاهچه ای جو با استفاده از لاین های خالص نوترکیب به وسیله نشانگرهای aflp و ssr
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان 1390
  حسین احمدی اوچ تپه   سیده ساناز رمضانپور

چکیده در این تحقیق از 162 لاین خالص نوترکیب نسل f8 جو حاصل از تلاقی دو رقم ایگری (نیمه حساس به تنش شوری) و آریگاشار (متحمل به تنش شوری) استفاده شد. آزمون جوانه زنی در سطوح صفر، 250 و 350 میلی مول nacl در قالب طرح بلوک کامل تصادفی انجام شد. برای تهیه نقشه پیوستگی و شناسایی qtlهای مرتبط با تحمل به شوری، از نشانگرهای ssr و aflp استفاده گردید. در روش aflp سیزده جفت ترکیب آغازگری (ecori/msei) استفاده شد. در این روش تعداد 1240 باند قابل امتیازدهی بودند که در این بین تعداد 218 باند چندشکل مشاهده شد. از 100 جفت نشانگر ssr، حدود 21 جفت بین والدین چندشکلی نشان دادند. نقشه پیوستگی با استفاده از تابع کوزامبی رسم شد و نقشه یابی qtlها با روش cim انجام شد. 18 نشانگر ssr و 75 نشانگر aflp بر روی هفت کروموزوم جو و 12 نشانگر aflp باقیمانده بر روی دو گروه پیوستگی قرار گرفتند. متوسط فاصله بین نشانگری در کل نقشه 57/8 سانتی مورگان بود. به طور کلی 542 سانتی مورگان (cm) از کل ژنوم جو (65 درصد) شناسایی شد. در مجموع 26 qtl در سه سطح تیمار شوری مکان یابی شد که از این تعداد، 18 qtl در سطح 250 و 350 میلی مول ظاهر شدند. که 17 qtl فقط در تیمار شوری مشاهده گردید. در نهایت پس از در نظر گرفتن qtlهای منطبق بر هم یا همان اثر پلیو تروپیک، 9 qtl مکان یابی شدند. برای شاخص تحمل به شوری 18 qtl ردیابی شد پس از در نظر گرفتن qtlهای منطبق بر هم یا همان اثر پلیو تروپیک، 10 qtl به عنوان qtlهای تحمل و مختص شوری مکان یابی شدند. کلمات کلیدی: شوری، نقشه پیوستگی ژنتیکی،ssr ،aflp، تجزیه qtl

بررسی تنوع ژنتیکی برخی لاین های جو زراعی با استفاده از نشانگر مولکولی aflp
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده تولیدات گیاهی و دامی 1391
  افسانه شیری   حسن سلطانلو

جو یکی از غلات مهم در جهان است که به عنوان غذا مورد استفاده بشر و حیوانات قرار میگیرد. این گیاه علفی متعلق به خانواده گندمیان بوده و دارای انواع زراعی و وحشی میباشد. کاهش تنوع ژنتیکی موجب آسیبپذیری شدید محصولات زراعی در برابر تنشهای محیطی، آفات و بیماریها و در نتیجه کاهش عملکرد میشود. به منظور ارزیابی تنوع ژنتیکی، 64 لاین زراعی جو با استفاده از نشانگر مولکولی و 12 صفت مورفولوژیکی مورد بررسی قرار گرفت. لاینهای مزبور در یک طرح بلوک کامل aflp تصادفی با 3 تکرار در موسسه تحقیقات کشاورزی گرگان در سال 1389 کشت گردید. صفات مورد بررسی شامل بیوماس، تعداد سنبله، عملکرد، رسیدگی فیزیولوژیک، ارتفاع بوته، طول پدانکل، طول سنبله، تعداد سنبلچه، وزن سنبله، تعداد دانههای پر، تعداد دانههای خالی، وزن دانه در سنبله بود. هدف از انجام این تحقیق ارزیابی و تعیین تنوع ژنتیکی موجود در لاینهای مورد بررسی جو از نظر خصوصیات تعداد 749 باند حاصل شد aflp مهم مورفولوژیکی و مولکولی بود. با استفاده از 8 ترکیب آغازگری که تعداد 93 باند چندشکل بودند. بیشترین و کمترین باند چندشکل به ترتیب، با استفاده از ترکیبات 7) حاصل شد. تجزیه خوشهای صفات ) e-aca /m-ctc 16 باند) و ) e-aca/m-cta آغازگری مولکولی بر اساس ضریب تشابه جاکارد لاینهای مورد مطالعه را به 6 گروه تقسیم کرد. تجزیه به نیز نتایج تجزیه خوشهای را تأیید نمود. بیشترین فاصله ژنتیکی بین لاینهای 41 و (pco) مختصات اصلی 64 بود. همچنین تجزیه به مولفههای اصلی براساس دادههای مورفولوژیکی پنج مولفه مهم را معرفی کرد. نتایج این بررسی حاکی از وجود تنوع بالا در بین لاینهای زراعی جو است.

بررسی تنوع ژنتیکی درون گونه ای برخی ژنوتیپ های زراعی جو با استفاده از نشانگر مولکولی ریزماهواره
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده تولیدات گیاهی و دامی 1392
  الهه رحیمی   حسن سلطانلو

چکیده تعیین سطح تنوع ژنتیکی و روابط بین ژنوتیپ ها اساس شناسایی والدین مناسب برای اهداف اصلاحی مختلف بشمار می رود. در این راستا نشانگرهای مولکولی بطور موفقیت آمیز در ارزیابی مورد استفاده قرار گرفته اند. در این آزمایش، تنوع ژنتیکی 64 لاین زراعی جو با استفاده از هفت جفت نشانگر مولکولی ریزماهواره بررسی شد. در مجموع 49 باند چند شکل ایجاد شد که بیشترین تعداد باند مربوط به آغازگر hvm54 با 10 باند و کمترین تعداد باند مربوط بهhvwaxy4 با سه باند بود. محتوی اطلاعات چند شکلی از 29/0 تا 45/0 متغیر بود. کمترین مقدار محتوی اطلاعات چند شکلی مربوط به جفت آغازگر hvwaxy4 و بیشترین آن مربوط به جفت آغازگرgms061 بود. میانگین محتوی اطلاعات چند شکلی برای تمام جفت آغازگرهای مختلف مورد استفاده 40/0 بود. همچنین آغازگر gms061 میزان شاخص شانون و تنوع ژنی بالایی نشان داد. بنابراین آغازگر gms061 می تواند به عنوان بهترین ترکیب آغازگری برای تمایز بین ژنوتیپ های با خویشاوندی بسیار نزدیک در این آزمایش مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به ضرایب کوفنتیک، تجزیه خوشه ای بر اساس ضریب جاکارد با روش جفت گروه های نامتوازن با استفاده از میانگین های ریاضی انجام شد، نمودار حاصل از تجزیه خوشه ای جمعیت مورد نظر را به 11 گروه مجزا تفکیک کرد. خط برش با توجه به میانگین ضرایب تشابه تعیین گردید. نتایج تجزیه به مختصات اصلی، نیز نتایج تجزیه خوشه ای را تأیید کرد. ضریب تشابه ژنتیکی بین 171/0 تا 437/0 متغیر بود و میانگین ضریب تشابه 361/0 بدست آمد. بیشترین تشابه ژنتیکی بین دو لاین 60 و 59 و کمترین تشابه ژنتیکی بین لاین های شماره 56 و 49، شماره 49 و 55 و شماره 47 و 5، بدست آمد. نتایج این بررسی حاکی از تنوع ژنتیکی بالا بین لاین های زراعی جو می باشد. کلمات کلیدی: جو، تنوع ژنتیکی، نشانگر ریزماهواره

مطالعه نحوه وراثت مقاومت به بیماری زنگ قهوه ای در گندم نان
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده کشاورزی 1392
  سجاد بیانی   خلیل زینلی نژاد

زنگ قهوه ای یا زنگ برگ با نام علمی puccinia recondita f. sp. tritici. یک بیماری قارچی و یکی از بیماری های مهم گندم در دنیا محسوب می شود. اطلاع از نحوه توارث مقاومت و ارزیابی و انتخاب نسل های مناسب برای به نژادگران گندم حایز اهمیت زیادی است. بدین منظور مطالعه تنوع ژنتیکی در 43 رقم گندم نان و همچنین نحوه توارث مقاومت به زنگ قهوه ای در تلاقی مربوط به رقم مقاوم گلستان با رقم حساس طبسی با استفاده از تجزیه میانگین نسل ها انجام شد. در مزرعه ارقام، والدین و نسل های f1، f2 و f3 توسط زنگ قهوه ای ارزیابی شدند. صفات مورد بررسی در مزرعه شامل نوع آلودگی، شدت آلودگی و سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری بود. در گلخانه والدین به همراه نسل های f1 و f2 کشت شدند و دوره کمون و نوع آلودگی ارزیابی گردید. در آزمایشات مربوط به مزرعه از طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار و برای آزمایش گلخانه از طرح کاملا تصادفی استفاده شد. نتایج گلخانه و مزرعه نشان داد که صفت مقاومت در تلاقی مورد بررسی توسط ژن های مغلوب کنترل می گردد. نتایج گلخانه حاکی از آن بود که در هر دو صفت دوره کمون و نوع آلودگی نسبت 15:1 برای بیان عمل ژن ها مناسب می باشد. تجزیه خوشه ای ارقام را در چهار گروه مقاوم، نسبتا مقاوم، نسبتا حساس و حساس طبقه بندی کرد. تجزیه میانگین نسل ها نشان داد که مدل افزایشی-غالبیت فقط برای صفت نوع آلودگی مناسب بود و بهترین مدل برای صفت شدت آلودگی و سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری به ترتیب مدل چهار و سه پارامتری بود. حداقل فاکتورهای موثر برای صفات بین یک تا دو برآورد شد. وراثت پذیری عمومی برای همه صفات بالا بود که حاکی از نقش اثرات ژنتیکی در توارث صفت می باشد. وراثت پذیری خصوصی نوع آلودگی و شدت آلودگی نسبتا بالا ولی برای سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری نسبتا پایین برآورد گردید. با توجه به نقش اثر افزایشی در کنترل صفت نوع آلودگی، انتخاب تحت خودگشنی، ولی برای شدت آلودگی و سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری روش های دورگ گیری مناسب به نظر می رسد. آنالیز توده در حال تفرق نشان داد که چهار آغازگر issr دارای باندهایی با پیوستگی احتمالی با ژن های کنترل کننده صفت مورد مطالعه بودند. به هر حال تایید این نتایج نیاز به مطالعات بیشتر دارد.

تجزیه ژنتیکی مقاومت به زنگ قهوه ای در برخی ژنوتیپ های گندم نان با استفاده تلاقی های دای آلل
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده تولیدات گیاهی و دامی 1393
  فاطمه سعیدمنش   خلیل زینلی نژاد

زنگ قهوه¬ای یا زنگ برگی با نام علمی puccinia recondita f. sp tritici یکی از بیماری¬های مهم گندم در دنیا محسوب می-شود. اطلاع از نحوه توارث و ارزیابی مقاومت برای به نژاد¬گران حائز اهمیت زیادی می¬باشد. بدین منظور42 رقم گندم به منظور بررسی و ارزیابی مقاومت در مرحله گیاهچه نسبت به زنگ قهوه¬ای در گلخانه مورد مطالعه قرار گرفتند. اجزای مقاومت شامل نوع آلودگی و دوره¬ی کمون یادداشت¬برداری شدند. تجزیه واریانس نشان داد که اختلاف معنی¬داری بین ارقام از نظر این صفات وجود داشت. به منظور بررسی مقاومت در برابر زنگ قهوه¬ای در مرحله گیاه بالغ، یک آزمایشی در قالب طرح بلوک-های کامل تصادفی انجام گرفت. تجزیه واریانس نشان داد که ارقام از نظر نوع آلودگی، سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری و شدت بیماری اختلاف معنی¬داری با هم داشتند. برخی ارقام مورد آزمایش مانند mt، تجن، کراس¬البرز، مروارید و نیک¬نژاد در مرحله گیاهچه حساس و در مرحله گیاه کامل مقاوم بودند، بنابراین می¬توان گفت که در آن¬ها مقاومت در مرحله گیاه بالغ وجود داشت که این نشان دهنده مقاومت افقی می¬باشد. رقم مارکوئیس در هر دو مرحله گیاه کامل و گیاهچه مقاوم بود، بنابراین دارای مقاومت نژاد اختصاصی بود. با استفاده از یک طرح دای¬آلل یک طرفه 6×6 که یکی از والدین یک رقم حساس بود، نتایج نشان داد که والد تجن و کراس¬البرز در مرحله گیاه بالغ، مقاوم و در مرحله گیاهچه، حساس بودند. درجه غالبیت در صفات دوره¬ی کمون، نوع آلودگی گلخانه، نوع آلودگی مزرعه، سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری، شدت بیماری و عملکرد تک بوته بزرگتر از یک بود که بیانگر وجود فوق غالبیت است.

مطالعه نحوه ی توارث مقاومت به زنگ قهوه ای در برخی ژنوتیپ های گندم نان با استفاده از تجزیه دای آلل
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده تولیدات گیاهی و دامی 1393
  فاطمه مهاجروطن   علی اصغر نصراله نژاد قمی

گندم نان (triticum aestivum) مهم¬ترین محصول تولیدی کشاورزی جهان به¬شمارمی¬رود که از مجموع زمین¬های تحت کشت دنیا 16 درصد آن را به خود اختصاص داده است. گندم درطول دوره¬ی رشدموردحمله بسیاری ازعوامل بیماری¬زاازجمله زنگ¬هاقرارمی¬گیرد. عامل بیماری زنگ قهوه¬ای قارچی به نامpuccini a recondite f. sp. triticiاست. اطلاع از نحوه توارث مقاومت و ارزیابی و انتخاب ارقام مناسب برای به¬نژادگران گندم حائز اهمیت زیادی است. بدین منظور مطالعه تنوع ژنتیکی در 42 رقم گندم نان و همچنین نحوه توارث مقاومت به زنگ قهوه¬ای در تلاقی پنج رقم گندم مقاوم و رقم حساس بولانی با استفاده از تجزیه دای¬آلل انجام شد. در مزرعه 42 رقم گندم به همراه شش والد و نسل f_1توسط زنگ قهوه¬ای ارزیابی شدند. صفات مورد بررسی در مزرعه شامل نوع آلودگی، شدت آلودگی و سطح زیر منحنی پیشرفت بیماری بود. در گلخانه ارقام به همراه والدین و نسل f_1 کشت شدند و دوره¬ی کمون و نوع آلودگی ارزیابی گردید. در آزمایش مربوط به مزرعه از طرح بلوک¬های کامل تصادفی با سه تکرار و برای آزمایش گلخانه از طرح کاملا تصادفی استفاده شد.نتایج تجزیه واریانس نشان داد که 42 رقم ارزیابی شده در مزرعه و گلخانه و همچنین والدین ونتاج حاصل از آنها از لحاظ صفات مورد بررسی تفاوت معنی¬داری در سطح احتمال یک درصد داشتند.تجزیه همبستگی نشان داد که بین صفت دوره کمون و نوع آلودگی همبستگی منفی و بالایی وجود دارد. تجزیه خوشه¬ای ارقام را در مزرعه به سه گروه مقاوم، نیمه¬مقاوم و حساس و در گلخانه به دو گروه مقاوم و حساس تقسیم کرد. همچنین تجزیه خوشه¬ای، والدین و f_1ها را در مزرعه به دو گروه و در گلخانه به سه گروه تقسیم کرد. به منظور تجزیه دای¬آلل برای والدین و f_1ها تجزیه واریانس انجام شد که نشان داد بین ژنوتیپ¬ها اختلاف معنی¬داری در سطح احتمال یک درصد وجود دارد. تجزیه واریانس ترکیب¬پذیری با روش گریفینگ نشان داد که مقادیر ترکیب¬پذیری عمومی و خصوصی در سطح احتمال یک درصد برای تمام صفات معنی¬دار شد که بیانگر نقش توام اثرات افزایشی و غیر افزایشی در کنترل ژنتیکی می¬باشد.

مدل سازی نمو فنولوژیک در ارقام گندم استان گلستان
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده تولیدات گیاهی و دامی 1392
  محمد حسن پناهی   افشین سلطانی

اطلاعات محدودی در ارتباط با واکنش فنولوژی ارقام جدید گندم استان گلستان به دما و مخصوصاً طول روز وجود دارد. این مطالعه برای بررسی ویژگی¬های نموی 8 رقم گندم (مروارید، تجن، کوهدشت، دریا، گنبد، آرتا، n-87-20 و n-87-19) در 12 تاریخ کاشت طی سال¬های 1391 تا 1392 و در شرایط محیطی گرگان انجام شد. برای کمّی¬کردن واکنش سرعت سبزشدن به دما از توابع بتا، دوتکه ای و دندان-مانند استفاده شد. نتایج نشان داد که بین ارقام هیچ¬گونه اختلاف معنی¬داری در دماهای کاردینال و روز بیولوژیک وجود ندارد و مدل بتا می¬تواند توصیف مناسبی از سرعت سبزشدن در مقابل دما داشته باشد. بر این اساس، با توجه به تابع بتا دمای پایه ارقام 0/2و دمای مطلوب 27/1 برآورد شدند. هم¬چنین دمای سقف برای همه ارقام به طور ثابت 40 درجه سانتی گراد در نظر گرفته شد. روز بیولوژیک مورد نیاز برای سبزشدن 50 درصد بذور گندم در عمق 4 تا 6 سانتی¬متر با تابع بتا 6/2روز بیولوژیک بود. برای کمّی¬کردن سرعت نمو به سوی ساقه¬رفتن به دما و طول روز از 3 تابع دمایی بتا، دندان¬مانند و دو¬تکه ای در ترکیب با 3 تابع طول روز نمایی منفی، دوتکه ای و درجه دوم (9 تابع) استفاده شد. ترکیب توابع بتا- درجه دوم به عنوان تابع برتر برای کمّی¬کردن سرعت نمو به سوی ساقه¬رفتن انتخاب شد. با استفاده از این تابع، دماهای کاردینال، فتوپریود بحرانی (cpp: طول روزی که در پایین¬تر از آن سرعت نمو شروع به کاهش می¬کند) و ضریب حساسیت به طول روز (ppsen: شیب معادله واکنش سرعت نمو به طول روز) تعیین شد. هیچ اختلاف معنی¬داری بین ارقام از نظر دمای پایه و دمای مطلوب بر پایه تابع بتا- درجه دوم وجود نداشت و دمای پایه ارقام 4/5 درجه سانتی¬گراد، دمای مطلوب 27/3 درجه سانتی¬گراد و دمای سقف 40 درجه سانتی¬گراد برآورد شد. ولی ارقام در طول روز بحرانی (20/02 تا 22/69 ساعت)، ضریب حساسیت به طول روز (0/0109 تا 0/0475) و روز بیولوژیک (25/2تا 31/9 روز بیولوژیک)، دارای اختلاف بودند. ارقام در مراحل فنولوژی کاشت تا سبزشدن (6/2 روز بیولوژیک)، پنجه¬زنی تا ساقه¬رفتن (7/9روز بیولوژیک)، آبستنی تا سنبله¬رفتن (3/4 روز بیولوژیک)، سنبله¬رفتن تا گرده افشانی (6/4 روز بیولوژیک) و از رسیدگی فیزیولوژیک تا رسیدگی برداشت (6/8 روز بیولوژیک) اختلاف معنی¬داری نداشتند. با این حال، ارقام در مراحل فنولوژی سبزشدن تا پنجه¬زنی (6/5 تا 9/9 روز بیولوژیک)، ساقه¬رفتن تا آبستنی (4/7 تا 5/9روز بیولوژیک) و گرده افشانی تا رسیدگی فیزیولوژیک (21/1 تا 24/8روز بیولوژیک) دارای اختلاف معنی¬دار بودند. از نتایج حاصل از این مطالعه می¬توان در مدل های شبیه سازی استفاده کرد.

ارزیابی مقاومت ژنوتیپ های گندم بهاره به بلایت فوزاریومی سنبله در محیط کشت و مزرعه
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده کشاورزی گنبد 1388
  سیاوش سلیمیان ریزی   سعید نواب پور

بلایت فوزاریومی سنبله از بیماری های مهم گندم در سراسر جهان است که علاوه برکاهش عملکرد باعث کاهش کیفیت دانه ها و آلودگی آنها به مایکوتوکسین ها می شود. اصلاح برای ایجاد واریته های مقاوم از موثرترین روش های کنترل این بیماری محسوب می شود. سی ژنوتیپ گندم بهاره در قالب یک طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. به منظور مطالعه عملکرد، یک بخش سالم به عنوان شاهد در مقابل بخش آلوده مورد ارزیابی عملکرد قرار گرفت. درصد وقوع بیماری، شدت بیماری، درصد دانه های آلوده و شاخص حساسیت به تنش برای کاهش عملکرد (ssi) به ترتیب به عنوان شاخص های نوع اول تا چهارم بیماری مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخص بیماری و شاخص isk به عنوان شاخص هایی مرکب از انواع مقاومتی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. همبستگی مثبت معنی داری بین تمامی شاخص های مورد ارزیابی برای مقاومت مشاهده شد. دیاگرام دوبعدی شاخص های درصد وقوع بیماری، شدت بیماری و درصد دانه های آلوده دو به دو در مقابل یکدیگر رسم شد و واکنش ژنوتیپ های از نظر مقاومت های نوع اول تا سوم با یکدیگر مقایسه شد. تجزیه به مولفه های اصلی به منظور رسیدن به یک شاخص خلاصه شده از چهار نوع مقاومتی انجام شد و مولفه ی اول که حدود 79 درصد تغییرات حساسیت ژنوتیپ ها را توجیه می کرد به عنوان مولفه ی حساسیت نام گذاری شد. شاخص isk به عنوان شاخص مناسب تری برای ارزیابی مقاومت در مزرعه تشخیص داده شد. در این پژوهش همبستگی منفی معنی داری بین صفات مورفولوژیک ارتفاع بوته و طول پدانکل با مقاومت به بلایت فوزاریومی سنبله مشاهده شد. با وجود عدم مشاهده همبستگی معنی دار بین مقاومت و تراکم سنبلچه، دیاگرام دوبعدی مولفه ی حساسیت در مقابل تراکم سنبلچه نشان داد که ژنوتیپ های با کمترین تراکم سنبلچه در این پژوهش از ژنوتیپ های مقاوم به این بیماری هستند. شاخص های ارزیابی مقاومت به توکسین دی اکسی نیوالنول (don) در محیط کشت حاوی توکسین شامل دو شاخص جوانه زنی و طول کولئوپتیل با شاخص های ارزیابی مقاومت در مزرعه مورد بررسی قرار گرفتند و همبستگی مثبت و معنی داری بین شاخص های مقاومت در مزرعه و محیط کشت مشاهده شد. دیاگرام دوبعدی مولفه ی حساسیت در برابر دو شاخص مقاومت در محیط کشت رسم شد و مشخص شد واکنش تعدادی از ژنوتیپ ها از نظر هر یک از شاخص های مورد ارزیابی در محیط کشت با واکنش آنها در برابر بلایت فوزاریومی سنبله در مزرعه مشابه است و برخی از ژنوتیپ ها با وجود واکنش مقاومت در محیط کشت در برابر توکسین don، در مزرعه به عنوان ژنوتیپ های حساس طبقه بندی شدند. شاخص طول کولئوپتیل به عنوان شاخص مناسب تری برای ارزیابی مقاومت به بلایت فوزاریومی سنبله تشخیص داده شد.

نقشه یابی ژن های تجدید کننده باروری در سیستم نرعقیمی سیتوپلاسمی wa در برنج
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان - دانشکده کشاورزی گنبد 1388
  مهران علوی   بهنام کامکار

نر عقیمی سیتوپلاسمی (cms) در گیاهان به سبب تخریب یا نوآرایی ژنوم میتوکندری به وجود می آید. اثر cms می تواند به وسیله ژن های بازگرداننده باروری که در هسته قرار دارند خنثی شود و گیاه قادر به تولید دانه گرده فعال شود. بنابراین سیتوپلاسم نر عقیم و ژن های بازگرداننده باروری در هسته، به عنوان ابزاری مفید برای تولید بذر هیبرید و بهره وری از هتروزیس به شمار می رود. نرعقیمی سیتوپلاسمی wa در برنج برای تولید بذر هیبرید به صورت تجاری استفاده می شود. در این تحقیق از جمعیت f2 حاصل از تلاقی ندا-a × ir36 برای ترسیم نقشه ژنتیکی لوکوس rf3 و تجزیه و تحلیل این مکان ژنی با به کارگیری نشانگرهای ssr و caps استفاده شد. آنالیز پیوستگی ژنتیکی نشان داد که 3 نشانگر ssr شامل rm1، rm3233، rm38 و یک نشانگر caps (به نام rg140/ecori) بر روی بازوی کوچک کروموزوم یک برنج با لوکوس rf3 پیوستگی دارند. لوکوس rf3 بین دو نشانگر rm1 و rm3873 به ترتیب با فاصله 5/6 و 14 سانتی مورگان مکانیابی شد. از آنجا که جمعیت f2 مورد مطالعه، با نسبت (s)1: (f)15 برای دو ژن پیوسته تفکیک حاصل کرد، برای یافتن این مکان های ژنی پیوسته از روش نقشه یابی qtl استفاده گردید. نتایج این آنالیز نشان داد که دو تا سه مکان ژنی پیوسته در لوکوس rf3 وجود دارد که در مجموع بیش از 93% تغییرات صفت مورد بررسی را توجیه می نمایند. نقشه یابی فاصله ای مرکب (cim) حاکی از آن است که اثر مکان q2 (حدفاصل نشانگرهای rm3873 و rm7241) اندکی بیش از مکان q1 (حدفاصل نشانگرهای rm1 و rm3873) در نمود فنوتیپی صفت بازگردانندگی باروری می باشد. از نشانگرهای شناسایی شده در این تحقیق که پیوستگی آن ها با لوکوس rf3 اثبات شده است، می توان در برنامه گزینش به کمک نشانگر (mas) برای صفت بازگرادنندگی باروری در سیستم نرعقیمی سیتوپلاسمی wa برنج بهره جست. همچنین از این نشانگرها می توان برای شروع گام زنی کروموزومی ژن های موجود در این لوکوس و کلون کردن آن ها در آینده نزدیک استفاده نمود.