نام پژوهشگر: صدیقه میرابوطالبی

مطالعه منحنی های چرخشی کهکشان ها با استفاده از نظریه گرانش شامه ای
پایان نامه دانشگاه آزاد اسلامی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی - دانشکده علوم پایه 1393
  کیانا عبداللهی   صدیقه میرابوطالبی

منحنی های چرخشی کهکشان ها عبارتند از سرعت چرخشی منظومه های یک کهکشان به فاصله ی آنها از مرکز کهکشان. بر اساس نظریه ی استاندارد کیهان شناسی این منحنی ها باید به سمت پایین منحرف شوند در حالیکه بر طبق مشاهدات بدست آمده، به سمت یک مقدار ثابت میل می کنند به طوری که موازی محور فاصله می شوند. برای توصیف این پدیده کیهان شناسان اغلب به وجود ماده تاریک استناد می کنند. برخی دیگر نیز سعی در اصلاح نظریه استاندارد کیهان شناسی دارند مانند نظریه ویل-دیراک که به طور نظری این منحنی ها را توصیف می کند. در این قبیل از نظریات جملاتی به پتانسیل گرانشی نیوتنی اضافه می شود که با استفاده از آن می توان توصیف نسبتاً خوبی را در مقایسه با داده های رصدی بدست آورد. همچنین می توان مقادیر پارامترهای مدل را پیش بینی کرد. در اینجا نظریه گرانش شامه را در توصیف این منحنی ها به کار خواهیم برد. آن طور که در این نظریه بیان می شود جهان چهار بعدی حاضر غوطه ور در یک جهان با ابعاد بالاتر می باشد.

ملاحظاتی پیرامون نقش تقارن همدیس در نظریه های گرانشی و میدان های کوانتومی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شهید بهشتی - دانشکده علوم 1384
  صدیقه میرابوطالبی   هادی صالحی

چکیده ندارد.

جفت شدگی میدان فرمیونی به میدان سالیتونی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شهید بهشتی - دانشکده علوم 1377
  صدیقه میرابوطالبی   سیامک سادات گوشه

در این پایان نامه با هدف نهایی تعیین بار فرمیونی سالیتونها، جفت شدگی میدانهای فرمیونی و سالیتونی در نظر گرفته شده است . در فصل اول مفاهیم سالیتون و امواج سالیتاری مورد بررسی قرار گرفته، و در این راستا چنین امواجی با مثالهایی در 1+1 و 1+2 بعد توصیف گردیده اند. در فصل دوم قطبیده شدن خلاء فرمیون (vacuum polarization: vp) در حضور میدان سالیتونی مورد بررسی قرار گرفته. در این زمینه در سال 1994 گوشه و mobilia با استفاده از روش wilczek & mackenzie و تعمیم مدل آنها، مدل قابل حلی را برای بررسی قطبش خلا فرمیون بر اثر میدان سالیتونی ارائه دادند. آنها میدان سالیتونی را میدان chiral فرض نمودند، بطوریکه با تغییر پارامترهای خاصی نتایج بسادگی برای همه نوع سالیتونی، یعنی با بار توپولوژیکی (topological charge tc) و پهنای دلخواه قابل تعمیم بود. از آنجایی که تنها نیاز به بررسی طیف انرژی فرمیون در حضور میدان فرمیونی را بر میدان سالیتونی معلوم و معینی داشتند، با تقریبی مناسب ، اثر میدان فرمیونی را بر میدان سالیتونی ناچیز فرض نمودند. آنها نتیجه گرفتند که قطبش خلاء بصورت o<vp<tc میباشد. حدهای بالا و پایین که تا آنزمان کاملا شناخته شده بودند و مربوط به نواحی بیدررو و بادرروی مفرط میگردید. در این پروژه تلاش گردیده تا در تکمیل مدل قبلی، تاثیر متقابل میدان فرمیونی بر میدان سالیتونی از میدان chiral با بار توپولوژیکی 0<tc<2 و با جرمهای متفاوت 0/05<mc/mf<0/85 (mc جرم میدان chiral و mf جرم میدان فرمیونی میباشند) در نظر گرفته شده است . در این محدوده، انرژی و تابع موج حالت مقید پایه، با استفاده از روش عددی shooting محاسبه و رسم گردیده است . نتیجه بدست آمده اینست که، با افزایش جرم میدان chiral و یا سالیتونی علاوه بر کم شدن تاثیر میدان فرمیونی بر میدان سالیتونی گزار ترازهای انرژی فرمیون از صفر سریعتر روی میدهد (یعنی برای مقادیر کمتری از tc). به عبارت دیگر تاثیر میدان سالیتونی بر میدان فرمیونی افزایش میابد و احتمال گزار به منطقه بادررو بیشتر میشود. تا آنجایی که سیستم رد ناحیه بیدررو باشد بار فرمیونی حمل شده توسط سالیتونها مساوی با بار توپولوژیکی آنها میباشد.