نام پژوهشگر: نعمت الله خالدیان

بازنمایی زندگی طبقه متوسط در سریال «مرگ تدریجی یک رویا»
پایان نامه سایر - دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 1390
  اقبال خالدیان   عبدالله گیویان

این تحقیق در پی روایت تلویزیون ایران از طبقه متوسط و یا به عبارتی زندگی رسانه ای طبقه متوسط با اتکاء به تلویزیون است. برای رسیدن به این هدف، به بررسی بازنمایی زندگی طبقه متوسط در سریال «مرگ تدریجی یک رویا» پرداخته شده است. به این منظور، ابتدا نظریه های بازنمایی با تأکید بر آراء استوارت هال بررسی شده است. در ادامه، نظریات طبقه متوسط و جایگاه طبقه متوسط در ایران بررسی شده است. در قسمت روش بر مبنای الگوی جان فیسک در مطالعه متون تصویری، الگویی ترکیبی برای تحلیل متون ارائه می شود که ترکیبی از الگوهای کیت سلبی و ران کاودری، رولان بارت، نورمن فرکلاف و تئو ون دایک است. مقوله های مورد نیاز برای بررسی متون و پاسخ به سوالات تحقیق، از این الگوها استخراج شده و در فصل چهار ارائه شده است. نتایج نشان می دهد، آن چه در سریال «مرگ تدریجی یک رویا» از زندگی طبقه متوسط ارائه شده است، با سوءگیری و کلیشه سازی هایی همراه است. بر این مبنا طبقه متوسط جدید به مثابه «دیگریِ غربزده» تصویر و متفاوت از طبقه متوسط سنتی «سنت گرا» نشان داده می شود. دیدگاه مسلط سریال، «بازگشت به خویشتن اصیل و بومی» طبقه متوسط سنتی، در مقابل طرد طبقه متوسط جدید «غربزده» است. تحت تأثیر نظریات جلال آل احمد، انسان های طبقه متوسط جدید، افرادی «پا در هوا»، «معلق در فضا»، «همچون خاشاکی بر روی آب»، «که با عمق اجتماع و فرهنگ و سنت رابطه را بریده اند»، «بی رابطه با گذشته و بی هیچ درکی از آینده»، «بی اراده»، «بیکاره»، «نه ایمانی دارند، نه مسلکی و نه مرامی، نه اعتقادی. نه به خدا یا به بشریت، نه در بند تحول اجتماع هستند و نه در بند مذهب و لامذهبی» تصویر شده اند؛ در نتیجه (به شکل قابل تأملی) همراه با اغماض و جهت گیری رسانه ای مطرود و منفور قلمداد می شود؛ در واقع سریال «مرگ تدریجی یک رویا»، مرگ تدریجی طبقه متوسط جدید است.