نام پژوهشگر: وحید یاوری

بررسی اثرات سطوح مختلف پروتئین و انرژی غذایی بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی بدن ماهی هامور معمولی (epinephelus coioides) در مرحله انگشت قدی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1388
  بنفشه احمدی   جاسم غفله مرمضی

به منظورتعیین پروتئین و انرژی مورد نیاز ماهی هامور معمولی e. coioides در مرحله انگشت قدی, 9 جیره غذایی نیمه خالص حاوی سه سطح پروتئین خام (40, 50 و 60 درصد) و سه سطح انرژی قابل هضم (kjgr-1 16,14 و 18), در یک سیستم آب در گردش (litmin-1 2) با متوسط دمایی 1/11±24/32 درجه سانتی گراد برای 8 هفته آزمایش شد. 3 تکرار برای هر تیمار در نظر گرفته شد که هر تکرار 20 عدد ماهی (0/4±16/79 گرم) در مخازن پلی اتیلینی حدود 300 لیتری ذخیره سازی و روزانه دوبار تا حد سیری تغذیه می شدند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که بازماندگی, شاخص کبدی و شاخص وضعیت تحت تاثیر سطوح مختلف پروتئین و انرژی قرار نمی گیرد (p>0.05). اما پارامتر های کارایی رشد, بازده غذایی و پروتئینی, ضریب تبدیل غذایی و دریافت غذای روزانه به طور معنی داری تحت تاثیر سطوح مختلف پروتئین و انرژی قابل هضم قرار می گیرند (p<0.05). جیره شماره 5 حاوی پروتئین 50 درصد و انرژی قابل هضم kjgr-116, مناسب ترین جیره بود و بهترین میزان کارایی رشد, بازده غذایی و پروتئین و استفاده از مواد مغذی را در بین جیره های آزمایش شده نشان داد. کمترین مقدار دریافت غذای روزانه برای جیره ی حاوی بالاترین سطح پروتئین (60%) و انرژی (kjgr-1 18) مشاهده شد. مقدار ظاهری استفاده از پروتئین خالص (anpu) در بین سطوح مختلف پروتئین و انرژی قابل هضم اختلاف معنی داری نداشت (p>0.05). شاخص احشایی به طور معنی داری با افزایش میزان انرژی قابل هضم, افزایش یافت. میزان چربی, رطوبت و خاکستر ترکیبات بدن تحت تاثیر سطوح مختلف پروتئین و انرژی قرار گرفت (p<0.05). چربی بدن ماهی با افزایش سطح انرژی افزایش و رطوبت و خاکستر لاشه کاهش یافتند. پروتئین لاشه تحت تاثیر سطوح مختلف انرژی جیره غذایی قرار نگرفت, اما با افزایش پروتئین جیره غذایی از 40 به 50 درصد در سطوح ثابت انرژی به طور معنی داری افزایش یافت. این مطالعه نشان می دهد که ماهی هامور معمولی e. coioides بهترین رشد را در جیره غذایی حاوی پروتئین 50 درصد, انرژی قابل هضم kjgr-116 و با نسبت پروتئین به انرژی قابل هضم، 1-mgkj 25/31 دارند.

بررسی ساختار جوامع ماکروبنتوزهای منطقه ساحلی سلخ(جزیره قشم) با تاکید بر محاسبه تولید ثانویه
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده علوم دریایی و اقیانوسی 1388
  سید محمد صادقی نساج   وحید یاوری

به منظور بررسی ساختار اجتماعات ماکروبنتوزها و پراکنش آنها ، نمونه برداری از رسوبات بستر منطقه ساحلی سلخ جزیره قشم انجام گرفت.این نمونه برداریها در چهار فصل و هر سه ماه یک بار به صورت فصلی و از اسفند 1384 آغاز گردید.نمونه برداری در چهار ترانسکت و هر ترانسکت 3 ایستگاه (در مجموع 12 ایستگاه)و در هر ایستگاه 3 بار انجام عملیات نمونه برداری صورت گرفت.در این بررسی ها جمعا 240 نمونه رسوبی برداشت گردید که نمونه ها پس از برداشت به منطقه ساحلی انتقال داده شده و پس از شستشو جهت شناسایی و جداسازی ماکروبنتوزها به آزمایشگاه انتقال داده می شدند تا سنجش فاکتورهای زیست محیطی جهت مشخص شدن تاثیر آنها بر پراکنش اجتماعات ماکروبنتوزها صورت پذیرفت. در این بررسی جمعا 9 گروه ماکروبنتوزها شناسایی و جداسازی شدند که بیشترین درصد فراوانی به ترتیب مربوط به کرمهای پرتار با 54.14 درصد و سخت پوستان با 27.24 درصد نسبت به کل جمعیت ماکروبنتوزها ثبت شده است.نتایج بدست آمده نشان می دهد که نوع بستر، بیشترین تاثیر را بر پراکنش ماکروبنتوزها دارد. ،بیشترین تراکم ماکروبنتوزها با 2937 فرد در متر مربع در فصل بهار (40.29 درصد (و کمترین فراوانی آنها با 1008فرد در متر مربع در فصل پاییز(13.83 درصد) ثبت گردیدند. بیشترین تراکم ماکروبنتوزها در طول زمان نمونه برداری در ایستگاه شماره5ترانسکتb با 389 فرد در متر مربع و کمترین تراکم در در ایستگاه شماره 9ترانسکت c با 45فرد در متر مربع ثبت شده است.در بررسی تنوع گونه ای کل گروههای ماکروبنتوزی ، در بین ایستگاههای نمونه برداری، شاخص شانون بیشترین میزان تنوع را در طول سال در کل نواحی به ترتیب در ایستگاههای c،d،a و b را نشان داده است. میزان تولید ثانویه گونه غالب pisidia sp. با استفاده از روش آنالیز کوهورت محاسبه و مقدار تولید سالانه آنها در منطقه مورد بررسی ، محاسبه و با مطالعات انجام گرفته در برخی نقاط دیگر مقایسه گردید. بیشترین میزان تولید ثانویه بدون در نظر گرفتن جنسیت در کل دوره مطالعه 1.41 گرم در متر مربع در سال ارزیابی گردید.همچنین نسبت تولید به میانگین بیوماس، برای این گونه 0.029 بدست آمد.

تعیین پتانسیل و کارایی نشانگرهای زیستی در آبسنگ های مرجانی شمال خلیج فارس
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده علوم دریایی و اقیانوسی 1388
  حمزه ولوی   احمد سواری

این مطالعه در فاصله آبان 1385 تا شهریور 1386 انجام پذیرفته و مناطق مورد بررسی شامل خارک، خارکو، خلیج نایبند، هندورابی، کیش، فارور و فارورگان می باشند. روش های آماری مورد استفاده عبارتند از: آنالیز خوشه ای سلسله مراتبی (hierarchical cluster analysis)، آنالیز گونه های شاخص (indicator species analysis)، تحلیل همبستگی پیرسون، تحلیل تطابقی کاهشی(canonical correspondence analysis) و تحلیل افزونگی(redundancy analysis). در این بررسی 44 گونه مرجان سخت، شناسایی شده است. از نطر تشابه گونه ای، خلیج نایبند در یک گروه و سایر مناطق که همگی جزیره می باشند در گروه دیگر قرار گرفته اند و گروه دوم خود به دو گروه خارک-خارکو و هندورابی، کیش، فارور- فاروگان تقسیم می شود. تنوع گونه ای مرجان ها از بخش درونی خلیج فارس به سمت تنگه هرمز افزایش می یابد. حداقل، حداکثر و میانگین پوشش مرجان زنده در مناطق مورد بررسی به ترتیب 1/25، 74/38 و 39/74 درصد بوده است. کل پروانه ماهیان (پروانه ماهی تیره و پروانه ماهی عربی) دارای ارزش شاخصی بالا ( 79/7 با 0/05>p) برای مناطق دارای پوشش مرجانی زیاد و پوشش جلبکی بسیارکم و همبستگی مثبت زیاد و معنی دار ( p<0/05، r=0/873) یا پوشش مرجانی زنده بوده اند. پروانه ماهی عربی ارزش شاخصی بالا و معنی داری برای مناطق دارای پوشش مرجانی زنده زیاد و جلبک کم نشان نداده اما همبستگی مثبت و پایداری را با درصد پوشش مرجان زنده نشان داده است. پروانه ماهی تیره دارای ارزش شاخصی بالا ( 79/2 با 0/05>p) برای مناطق دارای درصد پوشش زیاد مرجان زنده و جلبک بسیار کم بوده، همبستگی مثبت (p<0/05، 0/854=r ) با درصد پوشش مرجان زنده و همبستگی منفی با درصد پوشش جلبکی نشان داده است. بنابراین پروانه ماهی تیره به تنهایی یا کل پروانه ماهیان می توانند به عنوان نشانگر سلامت آبسنگ های مرجانی در این منطقه مورد استفاده قرار گیرند و پروانه ماهی عربی در این زمینه به عنوان یک شاخص ضعیف تلقی می گردد. طوطی ماهیان نشانگرهای ضعیفی برای سلامت آبسنگ های مرجانی در این منطقه می باشند، زیرا دارای همبستگی منفی با پوشش جلبکی و همبستگی مثبت با پوشش مرجانی بوده اند. با اینحال ارزش شاخصی معنی داری را برای مناطق دارای پوشش مرجانی زنده زیاد نشان نداده اند. توتیای دریایی خارکوتاه با صید تجاری ماهی همبستگی مثبت نشان داده و میتواند به عنوان نشانگر صید بی رویه در آبسنگ های مرجانی منطقه معرفی گردد. پروانه ماهی عربی نیز دارای ارزش شاخصی بالا (p<05/0، 72/6=iv) برای مناطق فاقد بهره برداری و فاقد صید تجاری (p<0/05، 79/4=iv) و همبستگی منفی با صید تجاری بوده و می تواند به عنوان نشانگر مناطق آبسنگی فاقد صید ماهی و یا دارای میزان صید کم مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به موارد ذکر شده می توان چنین نتیجه گیری نمود که همبستگی مثبت بین پروانه ماهیان و پوشش مرجانی زنده به دلیل وابستگی این ماهیان به خصوص گونه های مرجان خوار اجباری با پوشش مرجانی زنده و تغذیه انحصاری از پولیپ های مرجانی می باشد. همچنین می توان گفت که صید بی رویه ماهیان تجاری که از توتیاها تغذیه می نمایند باعث افزایش جمعیت توتیاهای دریایی و افزایش جمعیت توتیاهای دریایی باعث تخریب بیولوژیک و کاهش پوشش آبسنگ های مرجانی زنده می گردد که این به نوبه خود کاهش جمعیت پروانه ماهیان را در پی خواهد داشت.

مقایسه مولکولی گونهpenaeus semisulcatus و زیر گونه آن penaeus semisulcatus persicus با استفاده از ژنهای 16s rrna و coi میتوکندریایی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1388
  رویا رهنما   وحید یاوری

براساس خصوصیات ریختی زیر گونه جدیدی از میگوی ببری سبز با نام penaeus semisulcatus persicus معرفی شد. برای مطالـعه تفاوت های ژنتیکی میان گونه و زیر گونه مذکور، 16s rrna و coi به عنوان نشانگر میتوکندریایی مورد توجه قرار گرفتند. بدین منظور حدود 40 قطعه از گونـــه penaeus semisulcatus و 40 قطعه از زیر گونه آن p. semisilcatus persicus) ) بر اساس خصوصیات مورفولوژیک از سواحل هرمزگان و بوشهر جمع آوری و به آزمایشگاه بیوتکنولوژی مرکز مطالعات دانشگاه خلیج فارس منتقل شد. dna ژنومی از بافت ماهیچه بــــا استفاده از genomic dna purification kit (fermentas) استخراج و سپس کمیت و کیفیت dna استخراج شده با استفاده از روش اسپکتروفتومتری و الکتروفورز ژل آگارز 1 درصد تعیین شد. سپس قطعــه ای از ژن 16s rrnaو coi به ترتیب با استفاده آغازگرهای جهانی 16sar/16sbr و coia/coif تکثیر و از هر دوطرف تعیین توالی شد. در یک مطالعه اولیه همردیفی توالـــــــــی ها با استفاده از clustalw انجام شد. نتایج حاصل از تعیین توالی نشان داد که قطعه تکثیر شده ژن 16s rrnaو coi به ترتیب 561 و 681 جفت باز طول دارد و غنی از at (4/66%) هستند. نتیجه همردیفی توالی ها از هر دو ژن با استفاده از clustalw حاکی از آن است که گونه penaeus semisulcatus از هر دو ناحیه بوشهر و بندر عباس دقیقا دارای توالی یکسان و زیرگونه p. semisilcatus persicus نیز از هر دو ناحیه بوشهر و بندر عباس دقیقا دارای توالی یکسان هستند. نتیجه همردیفی توالی 16s rrna از گونه و زیر گونه مذکور نشان داد که 18 جانشینی بازی در این دو رخ داده است که نسبت جانشینی ترانزیشن به ترانسورژن 5 است. فاصله ژنتیکی این دو بر اساس قطعه 561bp با استفاده از نرم افزار mega4.1? 8/3% محاسبه شد. همچنین نتیجه همردیفی توالی coi از گونه و زیرگونه مذکور نشان داد که آن دو مشابه یکدیگر بوده و فاصله ژنتیکی این دو نیز 00% محاسبه شد. درخت فیلوژنتیکی نیز بــر اساس روش های minimum evolution ?maximum parsimony ?upgma و neibour joining با استفاده از نرم افزار mega 4.1 رسم شد.

بررسی اثرات دستکاری و انتقال بر شاخص های فیزیولوژیک استرس در ماهیان بنی (mesopotamoichthys sharpeyi)انگشت قد
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1391
  طبیه نظری   امیر پرویز سلاطی

در مطالعه حاضر به بررسی اثرات استرس دستکاری و انتقال بر روی فاکتورهای خونی و همچنین تراکم بهینه جهت انتقال ماهی بنی در کیسه های پلاستیکی پرداخته شده است. ماهیان مورد بررسی دارای میانگین طول 1±8/9 سانتیمتر و میانگین وزن 1±10 بودند. جهت بررسی اثرات دستکاری 12 ماهی به مدت 60 ثانیه در ساچوک خارج از آب نگهداشته و بلافاصله با ماده بی هوشی 2- فنوکسی اتانول 2/0% بیهوش شدند و نمونه خونی تهیه شد. نتایج افزایش معنی دار در سطح کورتیزول و لنفوسیت و کاهش معنی دار در سطح گلوکز، پروتئین و مونوسیت را نشان داد (05/0?p). همچنین افزایش در سطح الکترولیت ها و نوتروفیل و کاهش در میزان لاکتات مشاهده شد. اما این تغییرات اختلاف معنی داری با سطح قبل از دستکاری نشان نداد (05/0<p). طبق نتایج به دست آمده قرارگیری ماهی در معرض هوا به مدت 60 ثانیه منجر به بروز پاسخ های فیزیولوژیک نوع اول شده است. از این رو می توان بیان کرد که این گونه دارای مقاومت بالا می باشد و تحمل قرار گیری در معرض هوا برای زمان بیشتری را دارا است. اثر انتقال ماهیان در کیسه های پلاستیکی در 4 تراکم مختلف 40، 80، 120 و 160 گرم بر لیتر همراه با هوای فشرده در سه تکرار مورد ارزیابی قرار گرفت. شبیه سازی عملیات انتقال به مدت 4 ساعت انجام شد. سپس نمونه برداری از خون ماهیان جهت بررسی تغییرات سطوح شاخص های استرس پس از 4 ساعت زمان انتقال و جهت تعیین روند بازگشت از استرس در زمان های 6، 12، 24، 48 و 96 ساعت پس از انتقال انجام شد. پس از 4 ساعت انتقال افزایش معنی داری در سطح کورتیزول و گلوکز نوتروفیل و کاهش معنی داری در سطح پروتئین پلاسما مشاهده شد (05/0?p). همچنین سطح لاکتات، پتاسیم، کلر، مونوسیت افزایش و میزان لنفوسیت و سدیم کاهش یافت اما این میزان اختلاف معنی داری با سطح پایه نشان نداد (05/0>p). با توجه به اینکه تغییرات سطح شاخص ها پس از اعمال استرس انتقال اختلاف معنی داری بین تراکم های مختلف نشان نمی دهد و همچنین زمان یکسان برای بازگشت به سطح پایه در تراکم های مختلف و با توجه به این مسئله که میزان مرگ و میر در مقایسه با افزایش تراکم قابل ملاحظه نیست، لذا می توان این طور نتیجه گیری کرد که ماهی بنی دارای مقاومت نسبتا بالا و قابل انتقال در تراکم های بالا و در حد 160 گرم بر لیتر نیز می باشد.

اثرات ضد میکروبی و افزایش دهنده ی ایمنی عصاره ی زنجبیل (ginger) در ماهی بنی (barbus sharpeyi)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1391
  طیبه اسدی   سید محمد موسوی

در دهه اخیر استفاده از گیاهان دارویی به عنوان محرک رشد و ایمنی در مزارع پرورشی رو به افزایش است. در این تحقیق، اثرات ضد باکتریایی و افزایش دهنده ی ایمنی عصاره ی گیاه زنجبیل در ماهی بنی مورد مطالعه قرار گرفت. اثرات ضد باکتریایی عصاره با استفاده از روش های انتشار دیسک در آگار و رقیق سازی سریالی در آزمایشگاه صورت گرفت. به این منظور درصدهای مختلف عصاره ی زنجبیل شامل صفر (گروه شاهد)، 1/0 درصد، 5/0 درصد و 1 درصد به غذای ماهی ها اضافه گردید. ماهی ها به 4 گروه (یک گروه کنترل و 3 گروه آزمایشی هر کدام با سه تکرار) تقسیم بندی شدند. طی 8 هفته آزمایش، ماهی ها روزی سه بار به میزان 3 درصد وزن بدن غذادهی شدند. ماهی ها هر دوهفته یک بار زیست سنجی شدند. در پایان دوره، خون گیری انجام شده و شاخص های ایمنی (لایزوزیم، پارامتر های خون شناسی و فاکتور های بیوشیمیایی خون) و همین طور افزایش وزن بدن و ضریب رشد ویژه ی ماهیان اندازه گیری گردید. نتایج نشان داد عصاره ی زنجبیل بر روی تمام باکتری های مورد آزمایش تاثیر کشندگی و بازدارندگی از رشد داشته و در این میان قوی ترین تاثیر بر روی باکتری ویبریو آلجینولیتیکوس مشاهده گردید. همچنین نتایج نشان داد که تجویز خوراکی عصاره ی زنجبیل موجب افزایش معنی دار در فعالیت لایزوزیم سرم خون ماهیان می شود (05/0? p). همچنین تفاوت معنی داری (05/0? p) در میزان پروتئین سرم، تعداد گلبول های سفید، هماتوکریت و آلبومین سرم بین گروه های آزمایشی با گروه کنترل مشاهده شد و بالاترین میزان این فاکتورها در گروه تغذیه شده با 1 درصد عصاره مشاهده گردید. در رابطه با سایر پارامترهای خونی (تعداد گلبولهای قرمز، میزان هموگلوبین، mcv،mch ) و پارامترهای رشد ( میانگین افزایش وزن و نرخ رشد ویژه) تفاوت معنی داری بین تیمار های مختلف مشاهده نگردید (05/0p ?).

تحلیل رفتار و بررسی شکست در اتصالات مکانیکی کامپوزیت های پیشرفته چند راستا به کمک روش المان محدود آماری
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شیراز - دانشکده مهندسی مکانیک 1391
  وحید یاوری   محمد حسن کدیور

با توجه به ساختار داخلی پیچیده و غیرهمگن این کامپوزیت ها، نمی توان ثابت های الاستیک را از روش های مرسوم مبتنی بر مایکرومکانیک محاسبه کرد. در این رساله، ساختار داخلی این کامپوزیت ها به سه ناحیه شامل الیاف درون صفحه ای، حفره های رزین و الیاف دوخت تقسیم شده و از روش مسومکانیک برای محاسبه ثابت های الاستیک بهره برده شده است. علاوه بر این به دلیل ابعاد آماری، ثابت های الاستیک علاوه بر مقدار میانگین دارای واریانس خواهند بود. برای محاسبه واریانس از روش المان محدود آماری با نامعینی مرتبه اول و مرتبه دوم استفاده شده است. نتایج میزان تغییرات واریانس هر یک از ثابت های الاستیک را نسبت به تغییرات واریانس طول و پهنای حفره های رزین نشان می دهد. سپس یک اتصال مکانیکی برای بررسی رفتار مکانیکی، شروع شکست و پیشرفت شکست درنظر گرفته شده است. برای اولین بار یک مدل ترکیبی مسو- ماکرو ارائه شده است که که سازگاری بسیار مناسبی با ساختار سه بعدی و غیرهمگن کامپوزیت های پیشرفته چندراستا دارد. جهت بررسی شکست در الیاف درون صفحه ای از معیار شکست هشین- تایپ، در حفره های رزین از معیار کریستنسن و در الیاف دوخت از معیار ماکزیمم تنش استفاده شده است. یک کد کامپیوتری به زبان فرترن به مدل المان محدود متصل شده است که شاخص های شکست را در هر ناحیه محاسبه می کند. با افزایش بار، شکست در هر یک از ناحیه ها در مود های مختلف شروع شده و پیشرفت می کند.

اثرات سطوح مختلف مکمل غذایی اسپیرولینا بر شاخص های رشد و پارامترهای ایمنی شناسی ماهی انگشت قد بنی (mesopotamichthys sharpeyi (günther, 1874
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی 1391
  رضا سلیقه زاده   سید محمد موسوی

استفاده از جلبک های خشک شده بعنوان ماده افزودنی در جیره غذایی آبزیان می تواند باعث بهبود شاخص های رشد و تغذیه، کیفیت بیوشیمیایی لاشه و همچنین پاسخ های فیزیولوژیک نسبت به استرس و بیماری گردد. لذا در مطالعه حاضر، اثرات سطوح مختلف مکمل غذایی اسپیرولینا بر شاخص های رشد، تغذیه، ترکیبات بیوشیمیایی بدن، برخی فاکتورهای خونی و پارامترهای ایمنی شناسی ماهی بنی انگشت قد با میانگین وزنی 55/0±35/9 گرم در مدت 56 روز مورد بررسی قرار گرفت. پس از دو هفته سازگاری با شرایط آزمایشی 300 ماهی به صورت کاملا تصادفی در 15 تانک استوانه ای فایبرگلاس 300 لیتری به تعداد مساوی توزیع شدند. پودر جلبک اسپیرولینا در پنج سطح 0%، 5/2%، 5%، 5/7% و 10% به جیره غذایی افزوده شد و آزمایش در سه تکرار انجام گردید. غذادهی طی دوره آزمایش در حد سیری و 2 بار در روز انجام شد. زیست سنجی از ماهیان در تمام تیمارها در انتهای دوره آزمایش صورت گرفت. نمونه های مورد نیاز جهت سنجش پارامترهای بیوشیمیایی بدن، پارامترهای خونی و ایمنی شناسی ماهیان نیز در انتهای دوره جمع آوری شد. نتایج حاصل نشان داد که استفاده از پودر جلبک اسپیرولینا در جیره غذایی اثرات مثبت بر روی شاخص های رشد و تغذیه ماهیان آزمایشی داشت. نتایج این مطالعه نشان داد که وزن نهایی و افزایش وزن بدن در تیمار 10% در مقایسه با گروه کنترل اختلاف معنی داری داشتند (05/0p<)، در حالی که از نظر نرخ رشد ویژه و ضریب چاقی اختلاف معنی داری را با گروه کنترل نشان ندادند (05/0p>). شاخص های تغذیه ای ضریب تبدیل غذایی و ضریب بازده پروتئین در تیمار 10% نسبت به گروه کنترل اختلاف معنی دار داشتند (05/0p<). نتایج نشان داد که استفاده از جلبک اسپیرولینا در جیره غذایی تاثیری بر میزان چربی، خاکستر، رطوبت، کربوهیدرات و انرژی کل لاشه ندارد، اما میزان پروتئین لاشه در تیمار 10% نسبت به گروه کنترل تفاوت معنی دار داشت (05/0p<). از نظر فاکتورهای خونی و پارامترهای بیوشیمایی خون در پایان آزمایش اختلاف معنی داری مشاهده نگردید (05/0p>). میزان فعالیت لایزوزیم و کمپلمان های c3 و c4 در انتهای آزمایش به صورت معنی دار (05/0p<) در تیمار 10% بالاتر از گروه کنترل بودند.

طراحی مدل مفهومی مدیریت عملکرد سازمانی برای سازمان اوقاف و امور خیریه
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علامه طباطبایی - دانشکده مدیریت و حسابداری 1391
  وحید یاوری   شمس السادات زاهدی

وقف عام یکی از نهادهای انسانی و مورد تأیید و تأکید دین اسلام است که اموال اشخاص خیّر را تا ابد در خدمت جامعه و آیندگان قرار می دهد. از پیشینیان ما موقوفات بسیاری به یادگار مانده که بیشتر آنها فاقد متولی خاص هستند و بر اساس شریعت اسلام اداره آنها به عهده ولی فقیه و رهبر نظام اسلامی است که طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران این شأن به سازمان اوقاف و امور خیریه واگذار شده است. تعداد زیاد، گستردگی و پراکندگی جغرافیایی و نیز تنوع کاربری موقوفات در سطح کشور و نیز اهداف والای انسانی و الهی که از سوی واقفان برای هر موقوفه معین شده و در وقف نامه ها به ثبت رسیده، مسوولیت سنگینی را بر دوش سازمان اوقاف قرار داده است که برآمدن از عهده آن به نحو احسن و تأمین رضایت ذی نفعان و ذی حقان، نیازمند نظام جامع مدیریت عملکرد است. بدین منظور در این رساله طراحی مدل مفهومی مدیریت عملکرد سازمانی برای سازمان اوقاف مد نظر قرار گرفت تا گامی در راستای طراحی آن نظام جامع باشد. وجه تمایز این رساله از پژوهش های پیشین، طراحی مدلی است برای مدیریت عملکرد، نه سنجش و ارزیابی؛ در سطح تحلیل سازمانی، نه فردی و مربوط به سازمانی از بخش عمومی و غیرانتفاعی، نه بخش خصوصی. در این تحقیق از روش آمیخته اکتشافی با الگوی گونه شناسی استفاده شده است که در مرحله اول - با رویکرد کیفی و استقرایی- داده های حاصل از مصاحبه های عمیق با خبرگان سازمانی و بیرونی، با استفاده از نرم-افزار maxqda و روش تحلیل مضمونی، تجزیه و تحلیل گردید و به ترسیم الگو و شبکه مضامین مدیریت عملکرد سازمان اوقاف منجر شد. در مرحله دوم - که با رویکرد کمّی انجام شد- با هدف ساختاردهی به نظرات خبرگان از روش مدلسازی ساختاری تفسیری(ism) استفاده شد که یکی از فنون پژوهش عملیاتی نرم است. در نتیجه با سطح بندی مضامین حاصل از مرحله اول و نیز کشف روابط میان آنها، مدل مفهومی نهایی ترسیم شد. یافته های تحقیق، 38 تعیین کننده عملکرد را شامل می شود که در هشت مولفه طبقه بندی شدند: رهبری و مدیریت، محیط بیرونی، سیاست ها و راهبردها، فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی، فرآیندها، فناوری اطلاعات و منابع انسانی. همچنین 21 مضمون به عنوان نتایج عملکرد شناسایی شدند که ذیل سه مولف? خروجی ها، پیامدها و آثار عملکرد قرار گرفتند. این 11 مولفه، اجزای تشکیل دهند? مدل نهایی تحقیق هستند. کلیدواژه ها: مدیریت عملکرد سازمانی، سازمان اوقاف و امور خیریه، بخش عمومی و غیرانتفاعی، روش آمیخته اکتشافی، تحلیل مضمونی، مدلسازی ساختاری تفسیری (ism)، مدل مفهومی، تعیین کننده های عملکرد، نتایج عملکرد.

اثرات تغذیه ای جایگزینی روغن ماهی با روغن کلزا بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی بدن ماهیان جوان کپور معمولی، cyprinus carpio
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی 1392
  خلیل مینابی   جاسم غفله مرمضی

تحقیق حاضر با هدف تعیین اثرات تغذیه ای جایگزینی روغن ماهی با روغن گیاهی کلزا در جیره غذایی بر روی شاخص های رشد، کارایی تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی بدن ماهیان جوان کپور معمولی (cyprinus carpio) طراحی گردید. در طی این آزمایش 270 قطعه کپور معمولی جوان با میانگین وزن اولیه 10/0±24/16 گرم به صورت کاملاً تصادفی در 18 تانک استوانه ای پلی اتیلنی 300 لیتری دارای هوادهی مناسب توزیع گردیدند. ماهیان کپور معمولی جوان با 6 جیره غذایی با سطوح پروتئین، چربی و انرژی یکسان با شش سطح جایگزینی روغن ماهی (fish oil, fo) با روغن کلزا (canola oil, co) بترتیب 100fo، 80fo20co، 60fo40co، 40fo60co، 20fo80co و 100co به مدت 56 روز تغذیه گردیدند. آزمون آماری واریانس یک طرفه اختلاف معنی داری را در شاخص های رشد، پارامترهای کارایی غذایی، شاخص کبدی، شاخص قلب، ضریب چاقی و کارایی اقتصادی بین تیمارهای مختلف غذایی با سطوح مختلف جایگزینی روغن ماهی با روغن کلزا نشان نداد (05/0p>). در صورتیکه آنالیز واریانس یک طرفه اختلاف معنی داری در نرخ بازماندگی، میزان مصرف خالص چربی و شاخص احشایی نشان داد (05/0p<) بطوریکه تیمار اول غذایی با تیمار غذایی ششم اختلاف معنی داری در میزان نرخ بازماندگی و میزان مصرف خالص چربی نشان دادند. علاوه بر این شاخص احشایی در تیمار غذایی ششم بیشترین مقدار و در تیمار غذایی چهارم کمترین میزان بود. درصورتیکه طبق آزمون واریانس یک طرفه بجز چربی سایر ترکیبات لاشه ماهیان کپور معمولی جوان در تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری نشان ندادند (05/0<p). بین همه اسیدهای چرب بدن و مجموع آنها در تیمارهای مختلف غذایی اختلاف معنی داری مشاهده گردید (05/0p<). با توجه به نتایج بدست آمده در تحقیق حاضر و بررسی مطالعات صورت گرفته می توان استنباط نمود که ممکن است در صورت افزایش طول دوره پرورشی یک کاهش معنی داری در پارامترهای رشد و تغذیه را در تیمارهای با درصد جایگرینی بیشتر شاهد باشیم که احتمالاً ناشی از به هم خوردن تعادل اسیدهای چرب ضروری و عدم تامین کامل نیازهای اسیدهای چرب بدن در تیمارهای غذایی پنجم و ششم می باشد. بهرحال پیشنهاد می گردد که جهت کاهش میزان مصرف روغن ماهی در جیره غذایی آبزیان، کاهش هزینه تولید جیره غذایی، عدم تاثیر منفی بر کیفیت نهایی بدن، کاهش میزان چربی ناخواسته در ناحیه شکمی و همچنین رسیدن به یک رشد مطلوب با کارایی مناسب غذایی از جیره غذایی چهارم با 60 درصد جایگزینی روغن ماهی با روغن کلزا جهت تغذیه ماهی کپور معمولی جوان استفاده گردد.

اثرات دفعات غذادهی بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی بدن و خون مای استرلیاد جوان (acipenser ruthenus)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1392
  لیلا کوچکی   سید محمد موسوی

مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات دفعات غذادهی مختلف بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی لاشه و خون ماهی استرلیاد جوان ruthenus acipenser طراحی شده است. در این راستا تعداد 150 قطعه ماهی استرلیاد جوان با وزن اولیه متوسط 1±50 گرم انتخاب و در 15 تانک تقسیم بندی شدند. ماهی ها 2بار در روز (تیمار1)، 3 بار در روز (تیمار 2)، 4 بار در روز (تیمار 3)، 5 بار در روز (تیمار 4) و 6 بار غذادهی در روز (تیمار 5) به میزان 3 درصد وزن تر بدن در روز به مدت 8 هفته غذادهی شدند. نتایج نشان می دهد که اختلاف معنی داری (p< 0.05) در شاخص های رشد با دفعات غذادهی مختلف به استثنای ضریب چاقی وجود دارد بر اساس نتایج حاصله بهترین میزان شاخص های رشد در تیمار پنج وعده غذادهی در روز مشاهده گردید. ضریب تبدیل غذایی، بازده غذایی، درصد مصرف خالص پروتئین و چربی بطور معنی داری تحت تأثیر دفعات مختلف غذادهی قرار دارند. افزایش تعداد دفعات غذادهی تا پنج نوبت باعث بهبود شاخص های تغذیه ای در این گونه گردید.مقایسات آماری ترکیبات بیوشیمیایی در دفعات غذادهی مختلف براساس آزمون آنالیز واریانس یک طرفه تنها اختلاف معنی داری (p< 0.05) رادر محتوای پروتئین و چربی خام بدن نشان داد. هرچند که میزان رطوبت و خاکستر تحت تاثیر دفعات غذادهی قرار نگرفتند (p>0.05). تمامی فاکتورهای خونی شامل گلوکز،کلسترول، پروتئین تام، آلبومین، آسپارتات آمینو ترانسفراز، آلانین آمینو ترانسفراز و آلکالین فسفاتاز خون تحت تأثیر دفعات غذادهی مختلف بطور معنی داری ((p< 0.05 قرار گرفتند که مناسب ترین میزان ترکیبات بیوشیمیایی خون در تیمار 4 مشاهده گردید. بنابر نتایج حاصل از این تحقیق می توان عنوان نمود که بهترین نتایج در عملکرد رشد و تغذیه در تیمار باپنج وعده غذادهی در روز (تیمار 4) مشاهده گردید، بنابراین جهت تغذیه ماهی استرلیاد جوان 5 وعده غذادهی در روز پیشنهاد می گردد.

مطالعه تنوع جمعیتی صدف مروارید ساز لب سیاه (pinctada margaritifera) در حاشیه شمالی خلیج فارس با استفاده از مارکر ریزماهواره و تعیین توالی mtdna
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده علوم دریایی 1392
  محمدشریف رنجبر   وحید یاوری

به منظور بررسی و شناخت ساختار ژنتیک جمعیت های صدف مرورایدساز لب سیاه در آبهای شمالی خلیج فارس از روش توالی یابی ژن سیتوکروم اکسیداز 1 میتوکندری و ریزماهواره با ده جفت پرایمر استفاده شد. 28 نمونه از سه ایستگاه لارک، شیدور و خارک در شمال خلیج فارس توالی یابی شدند. توالی های ژن سیتوکروم اکسیداز این صدفها با لب سیاه سایر مناطق دنیا همچنین با دیگر گونه های جنس pinctada به کمک داده های بانک ژنی از طریق سایت ncbi و نرم افزارهای مختلف همچون mega5، dnasp5 و arlequin مقایسه شدند. نتایج نشان داد که توالی های خلیج فارس با دیگر توالی های این صدف در دیگر نقاط دنیا متفاوت بوده و در یک کلاد قرار نمی گیرند. بنابراین با احتمال زیاد صدف لب سیاه خلیج فارس گونه جدیدی متفاوت از pinctada margaritifera باشد. توالی های مربوط به این گونه در ژن بانک به ثبت رسیدند. جهت بررسی جمعیتها به روش ریزماهواره جمعاً 51 نمونه از سه ایستگاه با ده جفت آغازگر مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه در مجموع از 10 جفت آغازگر ریزماهواره ای استفاده شده که 7 جایگاه پلی مورف و 3 جایگاه مونومورف بودند. جمعاً 68 آلل در همه لوکوسها با میانگین 7/9 بر لوکوس مشاهده گردید. لوکوس pmarg45با 12 آلل و لوکوس pmarg11 با 7 آلل به ترتیب دارای بیشترین و کمترین تعداد آلل در بین همه لوکوسهای هتروزیگوت بودند. این مارکر سه جمعیت لارک، شیدور و خارک را از هم متمایز نمود. نتایج نشان داد که جمعیتهای این صدف در شمال خلیج فارس دارای تمایز متوسط می باشند (دامنه fst بر اساس آزمون amova بین 054/0 تا 124/0). بیشترین تمایز بین جمعیت لارک و خارک (124/0fst=) که دارای کمترین میزان جریان ژنی هستند (760/1nm=) و کمترین آن بین جمعیتهای شیدور و خارک (054/0fst=) که دارای بیشترین میزان جریان ژنی (405/4nm=) هستند، مشاهده شد. ماتریس فواصل و تطابق ژنتیکی با استفاده از معیار فاصله ژنتیکی 1972))nei نیز این نتایج را تایید می کند. بر اساس این معیار بیشترین فاصله ژنتیکی (000/1) و کمترین تطابق ژنتیکی (329/0) میان نمونه های مناطق خارک و لارک وجود دارد. همچنین کمترین فاصله ژنتیکی (565/0) و بیشترین تطابق ژنتیکی (569/0) میان نمونه های مناطق خارک و شیدور وجود دارد. دندروگرام حاصله از فاصله ژنتیکی نشان داد که صدفهای لب سیاه خلیج فارس، دو گره تشکیل می دهند، که جمعیت لارک یک گره و جمعیت های شیدور و خارک با هم گره دوم را می سازند دو جمعیت اخیر با وجود فاصله جغرافیایی بیشتر، بیشترین جریان ژنی و تطابق ژنتیکی را نشان دادند. در مطالعه حاضر دامنه هتروزیگوسیتی مشاهده شده(ho) بین ایستگاههای نمونه برداری در جایگاه های هفت گانه بین 1- 0 با میانگین 507/0 بود. بیشترین مقدار هتروزیگوسیتی مشاهده شده در نمونه های ایستگاه لارک (با میانگین 613/0) دیده شد که نشانه بالا بودن تنوع و مناسب بودن ساختار جمعیت در این ایستگاه نسبت به جمعیت های سایر ایستگاههای نمونه برداری است و کمترین مقدار هتروزیگوسیتی مشاهده شده در نمونه های ایستگاه شیدور ( با میانگین 422/0) دیده شد. با توجه به اینکه صدف لب سیاه خلیج فارس یک گونه خاص با ذخایر محدود در خلیج فارس می باشد، یافته های این پژوهش، می تواند اطلاعات مفیدی را برای حفاظت و مدیریت این گونه فراهم نماید.

اثر گرسنگی کوتاه مدت و تغذیه ی مجدد بر روی استرس اکسیداتیو و پارامترهای ایمنی در ماهی بنی (mesopotamichthys sharpeyi)انگشت قد
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1392
  آسیه نجفی   وحید یاوری

این مطالعه با هدف بررسی اثر گرسنگی کوتاه مدت و تغذیه ی مجدد بر روی استرس اکسیداتیو و پارامتر های ایمنی ماهی بنی (mesopotamichthys sharpeyi) انگشت قد انجام گرفت. ماهیان انگشت قد با میانگین وزنی 0/40± 6/13 گرم پس از 2 هفته سازگاری، در قالب یک طرح کاملا تصادفی در 9 تانک فایبرگلاس مدور 300 لیتری مجهز به سیستم هوادهی، در سه تیمار 4، 8 و 16 روز گرسنگی توزیع شدند. پس از دوره ی گرسنگی تمام گرو ه ها 32 روز غذادهی شدند. آزمایش به گونه ای طراحی گردید که پایان دوره ی گرسنگی و آغاز دوره ی غذادهی همه ی تیمارها به صورت همزمان با یکدیگر باشد. در ابتدای دوره، پایان گرسنگی و پایان غذادهی، پس از بیهوشی با محلول 0/2 درصد 2 فنوکسی اتانول، خونگیری از ساقه دمی با استفاده از سرنگ های آغشته به هپارین صورت گرفت. پس از جداسازی پلاسما فعالیت آنزیم های سوپراکسید دیسموتاز، کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز، محتوای مالون دی آلدهید، ایمنوگلوبین mو لیزوزیم در آن اندازه گیری گردید. براساس نتایج بدست آمده اختلاف معنی داری در میزان فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز، لیزوزیم و محتوای ایمنوگلوبین m پلاسما پس از دوره گرسنگی و در پایان تغذیه مجدد بین گروه پایه و تیمارهای مختلف مشاهده نگردید ( 0/05<p). فعالیت کاتالاز و گلوتاتیون پراکسیداز در پایان دوره ی گرسنگی در تیمارهای 8 و 16 روز گرسنگی در مقایسه با گروه پایه افزایش معنی داری نشان داد (0/05>p). محتوای مالون دی آلدهید پلاسما نیز به موازات محرومیت غذایی به صورت معنی داری افزایش یافته بود (0/05>p). مطالعه ی حاضر نشان داد که گرسنگی کوتاه مدت تولید گونه های فعال اکسیژنی را در ماهی بنی انگشت قد افزایش می دهد و با وجود فعالیت بالای آنزیم های سیستم دفاع آنتی اکسیدانی، استرس اکسیداتیو اتفاق می افتد. اما از آنجا که همه ی شاخص های زیستی ارزیابی شده در این مطالعه، پس از تغذیه ی مجدد به مقادیر اولیه بازگشتند، بنابراین می توان گفت بکارگیری دوره های محرومیت غذایی کوتاه مدت و تغذیه ی مجدد در این گونه در زمان های مورد بررسی در مطالعه ی حاضر، موجب بروز اختلال در دفاع آنتی اکسیدانی و ایمنی نمی گردد.

مطالعه اثرات دوره های گرسنگی کوتاه مدت و تغذیه مجدد بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی بدن ماهی بنی انگشت قدmesopotamichthys sharpeyi (günther, 1874)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1392
  کوروش برخچ   محمد ذاکری

هدف از این مطالعه، بررسی اثرات دوره‏های گرسنگی کوتاه مدت و تغذیه مجدد بر شاخص‏های رشد، تغذیه و ترکیبات بیو شیمیایی بدن ماهی بنی انگشت قد (mesopotamichthys sharpeyi) بود. بدین منظور تعداد 540 قطعه ماهی با میانگین وزن اولیه 10/0±13/6 گرم، پس از 2 هفته سازگاری با غذای تجاری و شرایط آزمایشی، به صورت تصادفی در 15 مخزن پلی اتیلنی 300 لیتری ذخیره-سازی شدند. ماهیان تحت تأثیر 5 رژیم غذایی مختلف شامل: تیمار شاهد (بدون گرسنگی)، تیمار 1 با 2 روز گرسنگی، تیمار 2 با 4 روز گرسنگی، تیمار 3 با 8 روز گرسنگی و تیمار 4 با 16 روز گرسنگی و 30 روز تغذیه مجدد قرار گرفتند. غذادهی دو بار در روز (9:00 و 16:00) و تا حد سیری در طول دوره انجام گردید. زیست سنجی (وزن و طول کل) و نمونه برداری از ماهیان جهت آنالیز ترکیبات بیو شیمیایی لاشه در ابتدا و انتهای دوره گرسنگی و انتهای دوره غذادهی مجدد صورت گرفت. نتایج تحقیق نشان داد، بین تیمار شاهد و تیمار 1 اختلاف معنی‏داری از نظر وزن و نرخ رشد ویژه مشاهده نشد اما این اختلاف برای تیمارهای 2 و 4 معنی دار بود (05/0>p)، هر چند که تیمار 3 اختلاف معنی داری را با تیمار شاهد و تیمار 2 نشان نداد. ضریب چاقی و میزان بازماندگی در بین تیمارهای مختلف فاقد اختلاف معنی داری بود. بررسی فاکتورهای تغذیه ای نشان داد که تنها شاخص دریافت غذای روزانه به طور معنی‏داری در تیمار3 از تیمار شاهد بیشتر بود (05/0>p)، در حالی که میزان ضریب تبدیل غذایی، کارایی تبدیل غذایی و ضریب کارایی پروتئین بین تیمار شاهد و سایر تیمارها معنی‏دار نبود. در انتهای دوره تغذیه مجدد، بین تیمارهای 1، 2 و 3 با تیمار شاهد از نظر میزان پروتئین و چربی اختلاف معنی‏داری مشاهده نشد (05/0>p) (بجز تیمار 4). همچنین اثر دوره غذادهی مجدد روی برخی دیگر از ترکیبات بیو شیمیایی بدن مانند خاکستر و رطوبت در هیچ کدام از تیمارها نسبت به شاهد معنی دار نبود. براساس نتایج این تحقیق به‏ نظر می‏رسد که ماهیان بنی انگشت قد توانایی جبران کامل تا دو روز گرسنگی و جبران جزئی برای سایر تیمارهای محرومیت غذایی را دارند.

اثر گرسنگی کوتاه مدت و تغذیه مجدد بر فعالیت آنزیم های گوارشی در ماهی بنی انگشت قد (günther, 1874) ( mesopotamichthys sharpeyi )
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1392
  هادی زارعی   سید محمد موسوی

مطالعه حاضر جهت بررسی اثرات گرسنگی کوتاه مدت و تغذیه مجدد برفعالیت آنزیم های گوارشی (تریپسین، آمیلاز و آلکالین فسفاتاز) در بچه ماهیان بنی mesopotamichthys sharpeyi طراحی گردید. 540 عدد بچه ماهی بنی با میانگین وزنی 10/0 ± 13/6 گرم در 15 تانک پلی اتیلنی 300 لیتری به صورت تصادفی تقسیم گردیدند. تیمارها به ترتیب عبارت بودند از تیمار شاهد که به طور دائم درطول دوره ی آزمایش دو بار در روز تاحد سیری غذادهی می شد، تیمار2روز محرومیت غذایی، تیمار4 روز محرومیت غذایی، تیمار 8 روز محرومیت غذایی و تیمار16روز محرومیت غذایی. طول دوره ی غذادهی مجدد در تیمارهای تحت محرومیت غذایی 30 روز بود. در زمان نمونه برداری روده بچه ماهیان جداگردیده و سریعا توسط تانک نیتروژن به فریزر80- انتقال داده شد تا آنزیم ها تخریب نشوند. براساس نتایج حاصله در طول آزمایش آنزیم های تریپسین و آمیلاز تحت تاثیر دوره های گرسنگی قرارداشتند و درپایان زمان گرسنگی اختلاف معنی داری با گروه کنترل داشتند (05/0>p) اما پس از غذادهی مجدد فعالیت آنها افزایش یافت و اختلاف معنی داری با گروه کنترل نشان ندادند (05/0<p). در پایان روز 46 میزان فعالیت آنزیم تریپسین درتیمار4 علی رغم نبود اختلاف معنی دار بیشتر از تیمارهای دیگر و گروه کنترل بود و آنزیم آمیلاز در تیمار4به طور معنی داری بیش از تیمارهای دیگر بود. فعالیت آنزیم آلکالین فسفاتاز تیمارها در پایان دوره گرسنگی اختلاف معنی داری با گروه کنترل نداشت (05/0<p) همچنین در پایان غذادهی مجدد بین تیمارها و گروه کنترل اختلاف معنی داری مشاهده نشد(05/0p>). به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد تیمارهای تحت محرومیت غذایی توانسته اند فعالیت های آنزیم های گوارشی خود را بازیابی کنند و به میزان فعالیت گروه کنترل برسند.

اثرجایگزینی پودر ماهی با منبع پروتئین گیاهی پودر سویا و مخمر بر رشد و بازماندگی ماهیان جوان بنی (sharpeyi mesopotamichthys )
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی 1392
  منصور آلبوغبیش   وحید یاوری

مطالعه حاضر جهت بررسی اثر جایگزینی پودر ماهی با منبع گیاهی پودر سویا و مخمر نانوایی بر رشد، شاخص های تغذیه ای، شاخص های مورفومتریک و بازماندگی ماهیان جوان بنی (mesopotamichthys sharpeyi) طراحی و انجام گرفت. مراحل آزمایشی پروژه از مهرماه 92 آغاز و در آذرماه 92 خاتمه یافت. پنج جیره غذایی شامل تیمار شاهد (فاقد پودر سویا و مخمر نانوایی)، تیمار یک با سطح 25% جایگزینی پودر ماهی با سویا و مخمر نانوایی، تیمار دو با سطح 50%، تیمار سه با سطح 75% و تیمار چهار با سطح 100% با سه تکرار مورد بررسی قرار گرفتند. در هر تکرار 40 عدد ماهی با میانگین وزن 29/0±40/4 گرم در مخازن 300 لیتری آب ذخیره سازی گردید. ماهیان به روش سیری و سه بار در روز تغذیه می¬شدند. ماهیان در آخر دوره جهت ارزیابی شاخص-های رشد، تغذیه و مورفومتریک مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که استفاده از سطوح مختلف پودر سویا و مخمر نانوایی به جای پودر ماهی اثر منفی بر شاخص¬های رشد شامل: میانگین وزن نهایی، درصد افزایش وزن بدن، سرعت رشد ویژه و بازماندگی نداشته است (05/0p> ). همچنین نتایج نشان داد که شاخص¬های تغذیه¬ای شامل: ضریب تبدیل غذایی (fcr)، کارایی غذایی (fe)، کارایی پروتئین (per)، غذای روزانه دریافتی (dfi)، کل غذای دریافتی (fi)، پروتئین روزانه دریافتی (dpi) و کل پروتئین (pi) علی رغم اینکه تحت تأثیر سطوح مختلف جایگزینی پودر سویا و مخمر نانوایی قرار گرفت و لیکن معنی دار نبوده است (05/0p> ). سطوح مختلف جایگزینی منبع گیاهی پودر سویا و مخمر نانوایی بر روی شاخص کبدی، شاخص احشایی و فاکتور وضعیت بدن بی تأثیر بود، همچنین میزان بازماندگی در تیمارهای مختلف تحت تأثیر سطوح مختلف جایگزینی پودر سویا و مخمر نانوایی قرار نگرفت (05/0p> ). با توجه به دستیابی به مناسب ترین راندمان از نظر شاخص¬های رشد، تغذیه و مورفومتریک در تیمار چهار بنابراین این سطح جایگزینی را می توان به عنوان مبنای اضافه کردن پودر سویا و مخمر نانوایی به جیره قلمداد کرد.

تاثیر دوره های نوری و تراکم بر شاخص های رشد، پاسخ های فیزیولوژیک و ترکیبات بیوشیمیایی بدن astacus leptodactylus (eschscholtz, 1823)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1392
  اردوان فرهادی امیری   فرزانه نوری

در مطالعه ی حاضر تاثیر دوره های نوری (6،12 و 18 ساعت روشنایی در روز) و تراکم ذخیره سازی (10،20 و 40 عدد خرچنگ در هر متر مربع) بر astacus leptodactylus در طی 8 هفته در شرایط آزمایشگاهی در 9 تیمار مورد بررسی قرار گرفت. دوره های نوری و تراکم بر شاخص های رشد، بازماندگی، ترکیبات بیوشیمیایی بدن و پاسخ های فیزیولوژیک این گونه دارای تاثیرات معنی دار بودند (p<0.5). میزان رشد و پوست اندازی در خرچنگ های نگهداری شده در دوره های نوری 6 و 12 ساعت روشنایی بالاتر از دوره ی نوری 18 ساعت روشنایی بود (p<0.5). اما دوره ی نوری 18 ساعت روشنایی بازماندگی بالاتر نسبت به دیگر دوره های نوری داشت (p<0.5). خرچنگ های نگهداری شده در تراکم پایین میزان رشد و بازماندگی بالاتری را نسبت به تراکم های دیگر نشان دادند (p<0.5). تراکم بالا با دوره ی نوری بالا باعث بروز پاسخ های استرسی در خرچنگ ها با افزایش سطوح لاکتات، گلوکز و پروتئین کل شدند (p<0.5). میزان ترکیبات بیوشیمایی بدن تحت تاثیر دوره های نوری قرار گرفت (p<0.5). در دوره ی نوری 18 ساعت روشنایی افزایش درصد چربی خام و کاهش خاکستر و رطوبت لاشه مشاهده گردید (p<0.5). نتایج نشان دادند که اگر چه دوره ی نوری طولانی باعث کاهش میزان رشد و پوست اندازی گردید اما افزایش دوره های نوری می تواند باعث افزایش بازماندگی در تراکم های بالا گردد. با توجه به نتایج مطالعه ی حاضر دوره ی نوری 18 ساعت روشنایی و تراکم 10 عدد خرچنگ در هر متر مربع مناسب ترین شرایط برای نگهداری پیش مولدین این گونه می باشد.

اثرجایگزینی پودر ماهی با منابع پروتئین گیاهی بر فعالیت آنزیم های گوارشی و ترکیب بیوشیمیایی بدن در ماهیان جوان بنی (mesopotamichthys sharpeyi)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1393
  فاطمه محمدی نافچی   وحید یاوری

در این تحقیق اثر جایگزینی پودر ماهی با پروتئین گیاهی سویا و مخمر نانوایی در جیره غذایی ماهیان جوان بنی (mesopotamoichthys sharpeyi) مورد مطالعه قرار گرفت. مراحل آزمایشی پروژه از مهرماه 92 آغاز و در آذرماه 92 خاتمه یافت. پنج تیمار غذایی شامل تیمار شاهد (فاقد پودر سویا و مخمر نانوایی)، تیمار یک با سطح 25% ، تیمار دو با سطح 50%، تیمار سه با سطح 75% و تیمار چهار با سطح 100% جایگزینی پودر ماهی با سویا و مخمر نانوایی با نسبت 1:1 در سه تکرار مورد بررسی قرار گرفتند. در هر تکرار 40 عدد ماهی با میانگین وزن اولیه 29/0±40/4 گرم در مخازن 300 لیتری آب ذخیره سازی گردید. ماهیان مورد آزمایش به روش سیری و سه بار در روز تغذیه شدند. در پایان دوره ی آزمایشی، فعالیت آنزیم های گوارشی (لیپاز، آمیلاز و آلکالین فسفاتاز) و ترکیبات بیوشیمیایی بدن مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که، اختلاف معنی داری در میزان فعالیت آنزیم های گوارشی و ترکیبات بیوشیمیایی لاشه ماهیان در سطوح مختلف جایگزینی پودر ماهی با پودر سویا و مخمر نانوایی وجود نداشت (05/0p>). بنابراین استفاده از پودر سویا و مخمر نانوایی باهم به جای پودر ماهی در جیره غذایی ماهیان جوان بنی تا سطح 100 درصد می تواند بدون اثر منفی بر رشد ماهیان مورد استفاده قرار گیرد.

اثرات مکمل غذایی سین بیوتیک بر شاخص های رشد، کارایی تغذیه، ترکیبات بیوشیمیایی بدن و برخی پارامترهای خون شناسی در ماهیان جوان بنی mesopotamichthys sharpeyi (günther, 1874)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1393
  بهروز باجلان   محمدحسین موسوی

این مطالعه با هدف بررسی اثرات سطوح مختلف مکمل غذایی سین¬بیوتیک بایومین ایمبو بر شاخص¬های رشد، کارایی غذایی، ترکیبات بیوشیمیایی بدن، خون شناسی، شاخص¬های بیوشیمیایی سرم و مقاومت در برابر تنش¬های محیطی در ماهیان جوان بنی(mesopotamichthys sharpeyi) طراحی گردید. تعداد 600 عدد ماهی با میانگین وزن اولیه 2?/?±??/? گرم در 15 مخزن ذخیره سازی شدند. پنج تیمار غذایی حاوی پنج سطح مکمل غذایی سین¬بیوتیکی، شامل تیمار اول (شاهد)، تنها حاوی جیره غذایی تجاری و فاقد مکمل سین¬بیوتیک، تیمار دوم، ?/? گرم در هر کیلوگرم غذای تجاری، تیمار سوم، ? گرم در هر کیلوگرم غذای تجاری، تیمار چهارم، ?/? گرم در هر کیلوگرم غذای تجاری و تیمار پنجم ? گرم در هر کیلوگرم غذای تجاری مکمل سین¬بیوتیکی افزوده و با سه تکرار به مدت 60 روز دوره آزمایش، در نظر گرفته شدند. ماهیان در ساعات 8:00 ، 13:00 و 18:00 به میزان 3 درصد وزن تر بدن در طول دوره، غذادهی شدند. نتایج نشان داد استفاده از سطوح مختلف مکمل غذایی سین¬بیوتیک در جیره غذایی ماهیان بنی، باعث بهبود شاخص¬های رشد و تغذیه (افزایش میانگین وزن نهایی، ضریب رشد ویژه و کاهش ضریب تبدیل غذایی)، همچنین بهبود ترکیبات بیوشیمیایی بدن ماهیان با افزایش پروتئین و کاهش چربی بدن در تیمارهای سین¬بیوتیکی گردید (05/0>p). در نتایج شاخص¬های خونی بطور معنی¬داری افزایش تعداد گلبول¬های سفید و هماتوکریت و همچنین کاهش متوسط غلظت هموگلوبین گلبولی و تعداد گلبول¬های قرمز در تیمارهای سین¬بیوتیکی گزارش گردید. در شاخص¬های بیوشیمیایی سرم نیز افزایش پروتئین کل و گلوبولین و کاهش کلسترول و تری¬گلیسرید در ماهیان سین¬بیوتیکی مشاهده گردید. نتایج تنش¬های محیطی نشان داد که تیمارهای سین¬بیوتیکی مقاومت و درصد بازماندگی بیشتری را در تنش¬های حاد کمبود اکسیژن، تراکم بالا، دمایی، شوری و ph نسبت به تیمار شاهد داشتند. بنابراین با توجه به نتایج بدست آمده، سطح 5/1 گرم سین¬بیوتیک بر کیلوگرم جیره غذایی نسبت به دیگر سطوح این مکمل در آزمایش حاضر مناسب¬تر می¬باشد. این مقدار می¬تواند به عنوان سطح مطلوب استفاده از مکمل غذایی سین¬بیوتیک بایومین ایمبو در جیره غذایی ماهی جوان بنی(m. sharpeyi) برای افزایش کارایی رشد، تغذیه و شاخص¬های بیوشیمیایی معرفی گردد.

اثر سطوح مختلف لسیتین تخم مرغ بر شاخص های رشد، تغذیه ای و برخی لیپوپروتئین ها در ماهیان جوان بنی mesopotamichthys sharpeyi
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1393
  مونا محمدی   حمید محمدی آذرم

این مطالعه به منظور بررسی اثرات سطوح مختلف لسیتین تخم مرغ در غذا بر شاخص های رشد، تغذیه ای و برخی لیپوپروتئین ها در ماهیان جوان بنی (mesopotamichthys sharpeyi) انجام گرفت. ماهی ها با میانگین وزن اولیه 17/0± 1/3 گرم با غذاهای آزمایشی که دارای انرژی و پروتئین یکسان و مقادیر مختلف لسیتین شامل صفر، 2، 4 و 6?، در چهار تیمار آزمایشی که هر یک دارای سه تکرار بودند به مدت 8 هفته تغذیه و مورد آزمایش قرار گرفتند. بچه ماهیان 3 وعده در روز در ساعات 9 و 13 و 17 تا حد سیری غذا دهی شدند. در انتهای دوره آزمایش میانگین وزن نهایی ماهیان در تیمار 6? لسیتین به طور معنی داری به 42/0± 49/11 گرم رسید. این مطالعه نشان داد که به کارگیری لسیتین تا 6? در جیره این ماهی باعث افزایش شاخص های رشد می گردد (05/0p<). دیگر شاخص های رشد مانند، درصد افزایش وزن بدن و نرخ رشد ویژه در تیمارهای 4 و 6? به طور معنی داری (05/0p<) نسبت به گروه شاهد بالاتر بود. همچنین شاخص های وضعیت، شاخص کبدی و شاخص احشایی در تیمار 6? دارای تفاوت معناداری (05/0p<) با تیمارهای دیگر بود، بالاترین مقادیر ضریب چاقی و همین طور فاکتورهای تغذیه ای مانند کل غذای دریافتی، کارایی غذا، کارایی پروتئین و کل پروتئین دریافتی در تیمارهای تغذیه شده با جیره حاوی 4 و 6? لسیتین مشاهده و ثبت شد و در خصوص ضریب تبدیل غذایی کمترین مقدار (05/0p<) در تیمار 4 و 6 درصد لسیتین مشاهده شد. میزان لیپوپروتئین های سرم، لیپوپروتئین های کم چگال (ldl) و لیپوپروتئین های پرچگال ((hdl نیز در بچه ماهیان آزمایشی تحت تأثیر جیره های مورد نظر قرار گرفتند. با افزایش لسیتین در جیره های غذایی، میزان ldl و hdl به طور معنی داری (05/0p<) بین تیمارهای آزمایشی افزایش یافت و بیش ترین میزان این شاخص ها در تیمار 6? و کمترین آن ها مربوط به گروه شاهد بود. مطالعه حاضر نشان داد که به کارگیری مقادیر 4? لسیتین در جیره ماهیان جوان بنی می تواند سبب بهبود شاخص های رشد، تغذیه ای و مورفومتریک و میزان لیپوپروتئین ها ldl و hdl در این گونه گردد.

اثرسطوح مختلف لسیتین تخم مرغ برترکیب بیوشیمیایی بدن و فعالیت آنزیم های گوارشی درماهیان جوان بنی mesopotamoihthys sharpeyi
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1393
  سیده مائده سیدزاده   حمید محمدی آذرم

دراین تحقیق اثرسطوح مختلف لسیتین تخم مرغ درغذا برترکیب بیوشیمیایی بدن وفعالیت آنزیم های گوارشی درماهیان جوان بنی (mesopotamichthys sharpeyi) مورد مطالعه قرارگرفت. بدین منظورحدود500 قطعه بچه ماهی (با وزن متوسط17/0±1/3گرم) به طورتصادفی در12تانک فایبرگلاس 300 لیتری توزیع شد (طول دوره آزمایشی 56 روز بود) و با 4 جیره غذایی که عبارت بودند از: تیماراول(شاهد): صفر%لستین تخم مرغ، تیماردوم: 2%لسیتین تخم مرغ، تیمارسوم: 4%لسیتین تخم مرغ، تیمارچهارم: 6% لسیتین تخم مرغ،3 باردر روز و درحد سیری به مدت 8 هفته تغذیه شدند. هریک از تیمارهای آزمایشی دارای سه تکرار بود. درپایان دوره ی آزمایشی فعالیت آنزیم های گوارشی (لیپاز، آمیلاز وآلکالین فسفاتاز) وترکیبات بیوشیمیایی بدن ماهیان آزمایش مورد بررسی قرارگرفت. براساس نتایج این آزمایش، درمیزان رطوبت و خاکسترلاشه بین تیمارها اختلاف معنی داری مشاهده نشد (05/0p>). از نظر درصد پروتئین و چربی لاشه، بیشترین مقدار (پروتئین07/0±69/16و چربی84/0±21/13) آن ها درتیمار4% لسیتین مشاهده شد و این تیمار اختلاف معنی داری(05/0p<) با تیمار شاهد داشت. هم چنین ازنظر میزان فعالیت آنزیم لیپاز، آمیلاز و آلکالین فسفاتاز بین تیمارهای آزمایشی اختلاف معنی داری مشاهده شد(05/0p<) وروند فعالیت این آنزیم ها در تیمارهای مختلف یک روند افزایشی بود بر اساس نتایج حاصل از تحقیق درمورد ترکیبات بیوشیمیایی بدن می توان گفت، افزایش میزان درصد لسیتین تخم مرغ تا سطح4% لسیتین باعث افزایش میزان پروتئین وچربی بدن به صورت معنی داری(05/0p<) شده است. لذا توصیه می گردد جهت افزایش میزان رشد و بهبود فعالیت آنزیم های گوارشی در جیره غذایی ماهیان انگشت قد بنی از4% تا 6% لسیتین تخم مرغ درغذای آن ها استفاده شود.

اثرات مکمل های غذایی لیزین و متیونین بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی بدن ماهیان جوان صبیتی (sparidentex hasta).
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1393
  نگار بیرمی   پریتا کوچنین

این تحقیق با هدف مطالعه اثرات مکمل غذایی لیزین و متیونین بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی بدن ماهیان جوان صبیتی (sparidentex hasta) طراحی گردیده است. بدین منظور تعداد 180 قطعه ماهی جوان صبیتی با میانگین وزنی 4/1 ± 38/31 گرم به طور تصادفی در 18 تانک فایبر گلاس 300 لیتری توزیع و با 6 جیره غذایی آزمایشی با سطوح مختلف لیزین و متیونین که عبارت بودند از: تیمار اول (شاهد): فاقد مکمل آمینواسیدی، تیماردوم: 100% متیونین، تیمار سوم: 75% متیونین و25% لیزین، تیمارچهارم: 50 % متیونین و 50 % لیزین، تیمار پنجم: 25 % متیونین و 75 % لیزین، تیمار ششم: 100 % لیزین، به مدت 8 هفته و به میزان 3 وعده در روز (در ساعات 08:00، 13:00 و 18:00)، در حد سیری تغذیه شدند. در پایان دوره ی آزمایشی نتایج به دست آمده نشان داد که استفاده از مکمل های اسید آمینه ای لیزین و متیونین بر شاخص های رشد، مورفومتریک و شاخص تغذیه به طور معنادار تاثیر گذاشت (05/0p<) که برخی از این شاخص ها شامل درصد افزایش وزن بدن، شاخص کبدی، چربی درون صفاقی، ضریب چاقی، ضریب تبدیل غذایی، کارایی پروتئین، کل غذای دریافتی، میزان بقای پروتئین، میزان بقای لیزین و متیونین و مقدار لیزین و متیونین دریافتی بود. به طوری که مطلوب ترین راندمان این شاخص ها در تیمار 3 مشاهده شد. همچنین با توجه به آنالیز بیوشیمیایی ترکیبات بدن، بالاترین میزان پروتئین لاشه در تیمار 3 گزارش شد و مجموع اسیدهای آمینه ضروری و غیر ضروری لاشه و نسبت این دو نیز به طور معنادار تحت تاثیر مکمل های آمینو اسیدی قرار گرفت. با توجه به نتایج مربوط به شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی لاشه در ماهیان مورد آزمایش در این تحقیق می توان اظهار داشت که تیمار 3 با 75% متیونین و 25% لیزین با نرخ بالای رشد و کمترین میزان ضریب تبدیل غذایی به عنوان مناسب ترین سطح برای ماهیان جوان صبیتی (s. hasta) پیشنهاد می گردد.

اثرات سطوح مختلف پروتئین و چربی جیره غذایی بر شاخص رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی لاشه در ماهیان جوان صبیتی (sparidentex hasta) (valenciennes, 1830)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1393
  نجمه اژدری   محمد ذاکری

این مطالعه با هدف بررسی اثرات سطوح مختلف پروتئین و چربی جیره غذایی بر شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی لاشه در ماهیان جوان صبیتی (sparidentex hasta) طراحی گردید. شش جیره غذایی شامل سه سطح پروتئین (35، 40 و 45 درصد) و دو سطح چربی (7 و 14 درصد) با سه تکرار در نظر گرفته شد. پس از 21 روز دوره سازگاری، ماهیان با میانگین وزنی اولیه 28/0± 55/36 گرم به صورت تصادفی (10 ماهی در هر تانک) در 18 تانک 300 لیتری پلی اتیلن حاوی آب فیلتر شده دریا با شوری ppt 27 ذخیره سازی شدند. ماهیان آزمایشی به مدت 56 روز، سه بار در روز در ساعات 08:00، 13:00 و 18:00 به روش سیری غذادهی شدند. براساس نتایج این تحقیق، افزایش وزن و نرخ رشد ویژه به طور معنی داری تحت تاثیر سطوح مختلف پروتئین جیره غذایی قرار داشت (05/0>p). هر چند که سطوح مختلف پروتئین و چربی جیره غذایی، تاثیر معنی داری روی ضریب چاقی، درصد چربی درون صفاقی و غذای دریافتی ماهیان نداشتند (05/0<p). در سطح 14 درصد چربی جیره غذایی، به طور معنی داری شاخص کبدی، شاخص احشایی، ضریب بازده پروتئینی و چربی لاشه افزایش یافت، اگر چه ضریب تبدیل غذایی به طور معنی داری کاهش یافت. با افزایش سطح چربی جیره غذایی، به طور معنی داری بقای پروتئین کاهش و بقای انرژی افزایش یافت. بالاترین بازده حفظ نیتروژن در سطح 40 درصد پروتئین مشاهده گردید. سطوح مختلف پروتئین و چربی جیره غذایی به طور معنی داری بر میزان پروتئین و چربی لاشه اثر گذاشتند (05/0>p)، در صورتیکه بر میزان رطوبت و خاکستر لاشه تاثیر معنی داری نداشتند (05/0<p). با توجه به نتایج مربوط به شاخص های رشد، تغذیه و ترکیبات بیوشیمیایی لاشه در ماهیان مورد آزمایش در این تحقیق می توان اظهار داشت که تیمار 40 درصد پروتئین و 14 درصد چربی با بالاترین رشد و ضریب بازده پروتئینی به عنوان مناسب ترین سطح برای ماهیان جوان صبیتی (s. hasta) پیشنهاد می گردد.

اثرات عصاره خوراکی گیاه سرخارگل echinacea purpureaبر شاخص های رشد و ایمنی در ماهی استرلیاد(acipenser ruthenus) نوجوان
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده علوم دریایی و اقیانوسی (شعبه خرمشهر) 1393
  سیده مریم نجف پور مقدم   سعید کیوان شکوه

در این پژوهش تاثیر عملکرد گیاه سرخارگل با نام علمی echinacea purpurea بر شاخص های رشد و ایمنی در ماهی استرلیاد (acipenserruthenus) نوجوان مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 180 قطعه ماهی استرلیاد نوجوان با میانگین وزن اولیه1±75 گرم انتخاب وپس ازسازگاری با محیط بصورت تصادفی در3 تانک که توسط چهارچوب به چهارقسمت مساوی تقسیم بندی شده بودند ذخیره شدند. گیاه سرخارگل (ep) در 3 سطح 5/0 گرم در کیلوگرم (تیمار2)، 1(تیمار3) و 2 گرم در کیلوگرم (تیمار4) به جیره غذایی پایه اضافه گردید و جیره پایه فاقد ep برای تغذیه گروه شاهد (تیمار1) مورد استفاده قرار گرفت. هر تیمار در 3 تکرار انجام گرفت. غذادهی به مدت 56 روز انجام شد و ماهیان 2 بار در روز به میزان3% غذادهی شدند.در پایان دوره تعداد 9 عددماهی ازهرتیماربه صورت تصادفی انتخاب شده و پس از بیهوش شدن در محلول 2% 2-فنوکسی اتانول خونگیری از ماهیان انجام گرفت. در نمونه های اخذ شده گلبول های سفید شمارش و ایمونوگلبولین m، لیزوزیم و پروتئین کل پلاسما جستجو گردید. شاخص های رشد براساس فرمول های استاندارد محاسبه شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که افزودن سرخارگل به ترکیب غذایی ماهی استرلیاد در هیچ کدام از شاخص های رشد تغییر معنی داری ایجاد نکرد (05/0<p). بر اساس نتایج به دست آمده می توان بیان کرد که غلظت های 1 و 2 گرم در کیلوگرم عصاره سرخارگل بر روی فعالیت لیزوزیم، ایمنوگلوبین و تعداد گلبول های سفید تاثیر مثبت دارند، ولی افزودن عصاره گیاه سرخارگل بر روی پارامترهای رشد فاقد اثر می باشد.

واکاوی«ارزش های ِ محوری» اداره امور عمومی بر اساس آراء و اندیشه های علامه طباطبایی رحمه الله علیه و شهیدمطهری رحمه الله علیه
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه امام صادق علیه السلام - دانشکده مدیریت و معارف اسلامی 1393
  سید مهدی سید طباطبایی   وحید یاوری

در مسئله تداوم انقلاب شکوهمند اسلامی مرحله دولت اسلامی، هنوز به طور کامل تحقق نیافته است، امری که یکی از ضروریات قطعی آن شناخت ماهیت دولت اسلامی و چگونگی اداره جامعه توسط آن است؛ و به نظر می رسد برای فهم ماهیت دولت مهم ترین قدم فهم آن «ارزش محوری» که اداره دولت اسلامی بر اساس آن شکل می گیرد. پژوهش جاری به کمک مطالعات کتابخانه ای و فن تحلیل محتوای کیفی تلاش کرده است به این سوال پاسخ دهد که «ارزش محوری حاکم بر اداره امور عمومی ازنظراسلام چیست؟» ولی از آن جایی که این سوال نسبتاً کلی می باشد، برای یافتن پاسخ آن، ضمن مرور پژوهش های مرتبط، اندیشه دو تن از اسلام شناسان برتر جهان اسلام یعنی مرحوم علامه طباطبایی و شهید مطهری، مبنا قرار گرفت. پس از تعیین کلیدواژه های مناسب و جست و جوی تمامی آثار دو اندیشمند ذکر شده، بالغ بر 2000 فیش مرتبط با موضوع پژوهش استخراج شد. این فیش ها در مرحله اول با کدگذاری به 29 کد تقلیل پیدا کرد، سپس با مفهوم یابی این عناوین به 8 مفهوم کلی تر تقلیل یافت و در مرحله آخر نیز این مفاهیم در سه مقوله کلیِ «مقدمات، ارزش محوری و نتایج» طبقه بندی شد. در این مقوله بندی قسمت اصلی، و آن جایی که ارزش محوری به خودی خود به بحث گذاشته شده است، در مقوله دوم یعنی «ارزش محوری» قرارگرفته است، بحث های ناظر به جهان بینی و زاویه دیدی که منجر به برگزیدن «ارزش محوری» می باشد در مقوله «مقدمات» موردبحث قرارگرفته است، و تاثیرات پذیرش «ارزش محوری» مذکور در قسمت آخر و مقوله «نتایج» موردبحث قرارگرفته است. بر همین اساس در مقوله «ارزش محوری»، مفاهیمِ به دست آمده ای که بحث شده اند عبارتند از: رضایت مردم، عدالت اجتماعی، سعادت، کمال، عبودیت و... که از میان اینها «عبودیت» به عنوان «ارزش محوریِ» حاکم بر اداره امور عمومی ازنظر دو نظریه پرداز اسلامی استخراج گردید.

بررسی تاثیر هورمون lhrh-a2 همراه با عصاره غده هیپوفیز بر شاخص های تولید مثلی ماهی عنزه ( barbus esocinus )
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1393
  مالک سیلاوی   وحید یاوری

عنزه ( barbus esocinus ) یکی از گونه های متعلق به خانواده بزرگ کپورماهیان و ماهی بومی عظیم الجثه خوزستان می باشد که در کارگاه توسعه ی ماهیان بومی سوسنگرد با استفاده از عصاره غده هیپوفیز و برخی از هورمون ها بطور تلفیقی به صورت مصنوعی تکثیر می شود.تعداد 20 مولد ماده عنزه با وزن متوسط 43/11 کیلوگرم به طور تصادفی انتخاب و به سه تیمار آزمایشی و یک تیمار شاهد تقسیم شدند.نتیجه: در تیمار اول تعداد 3 مولد ماده عنزه جواب دادند که میانگین شاخص های تولید مثلی در آن هم آوری کاری 36406± 86890، نسبت جوابدهی60 درصد، درصد لقاح 9/20±2/51 ، درصد تفریخ 3/22±7/54 ، میزان لارو استحصالی28294±67600 می باشد. در تیمار دوم همه مولدین جواب دادند و میانگین شاخص های تولید مثلی : نسبت جوابدهی100 درصد ، هم آوری کاری 33658±257240 ، درصد لقاح 47/0±3/96 ، درصد تفریخ 67/0±97 ، میزان لارو استحصالی15315±240400 ، در تیمار سوم تعداد چهار ماده جواب دادند که میانگین شاخص ها نیز به ترتیب، نسبت جوابدهی 80 درصد، هم آوری کااری 60905±212930 ، درصد لقاح 7/18±0/75، درصد تفریخ 6/18±6/74 و میزان لارو استحصالی54091±186800 ، در تیمار چهارم هیچ کدام از مولدین به تزریق جواب مثبت ندادند هر چند که تخمدان های آنها بسیار حجیم شده اند. در بین تیمارها، تیمار دوم دارای بالاترین میزان نتایج برای تمام شاخص های تولید مثلی است که با تیمار اول و کنترل اختلاف معنی داری نشان داد ( 05/0 >p ).

اثر تقابل سطح تماس بر رفتار سه بعدی اتصالات مکانیکی در مواد مرکب لایه ای
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شیراز - دانشکده مهندسی 1386
  وحید یاوری   مهرداد فرید

چکیده ندارد.

اثرات قفس های پرورش ماهیان دریایی در خور غزاله بر روی ماکروبنتوزها
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر 1387
  نجمه جهانی   محمدباقر نبوی

فعالیت های آبزی پروری امروزه اهمیت فراوانی دارند، لذا به موازات این فعالیت ها مطالعه اثرات آنها، بر اکوسیستم دریا ضروری به نظر می رسد. این مطالعه به منظور بررسی اثرات احتمالی قفس های پرورش ماهیان دریایی خور غزاله، واقع در خور موسی در منطقه خوزستان، بر روی جوامع بنتیک انجام شده است. نمونه برداری ماهیانه به مدت 9 ماه از تیرماه تا اسفند ماه 1386 انجام گرفت و به این منظور در خور غزاله، 4 ایستگاه برحسب فاصله از زیر قفس های پرورشی ) زیر قفس، 50 متری قفس، 150 متری قفس، 400 متری قفس به عنوان شاهد) انتخاب شد. از هر ایستگاه سه نمونه رسوب برای جداسازی و شناسایی ماکروبنتوزها و یک نمونه برای آنالیز دانه بندی رسوبات و سنجش میزان مواد آلی درون رسوبات یاtom ، به وسیله گرب van veen با سطح مقطع 0/0225 متر مربع، برداشت گردید. همچنین توسط بطری نانسن، از آب ایستگاه های مورد نظر، جهت بررسی فاکتورهای فیزیکی شیمیایی آب، نمونه برداری شد. میزان مواد آلی در رسوبات خور غزاله با دامنه(23/26-6/17) درصد سنجش شد، که بیشترین وکمترین میزان به ترتیب مربوط به مرداد ماه و آبان ماه در ایستگاه 400 متری می باشد. میانگین میزان مواد آلی در زیر قفس بیشتر از ایستگاه شاهد(400متری) اندازه گیری شد (زیرقفس 14/47- شاهد11/44).در آنالیز دانه بندی رسوبات، میزان silty-clay بین (97/47-4/76) درصد محاسبه شد که بیشترین مقدار مربوط به مردادماه ایستگاه 150متری و کمترین مقدار مربوط به مهر ماه ایستگاه 50 متری قفس بود. در اغلب ایستگاه ها میزان سیلت – رس بیشتر از 50% تخمین زده شده است که نشان دهنده گلی بودن بافت بستر در منطقه مورد مطالعه می باشد. در بررسی جوامع بنتیک 21 گروه جانوری شناسایی شد که به ترتیب، پرتاران با 60/62%، نرمتنان با 19/67% و سخت پوستان با 16/49%، فراوان ترین گروه های ماکروبنتوزی بودند. در گروه پرتاران گونه هایcossura sp. وcapitella sp. به ترتیب با فراوانی 4836 و 3521 فرد در متر مربع، فراوان ترین گونه ها را شامل شده اند. در میان سخت پوستان گونه های maera sp. و tanaies sp. به ترتیب با فراوانی ، 1415 و 1246فرد در متر مربع گونه های غالب را نشان دادند و از بین نرمتنان دوکفه ای ervilia sp. و paphia sp. به ترتیب با فراوانی ، 2396 و 1261 فرد در متر مربع، فراوان ترین گونه های نرمتن شناخته شده اند. فراوانی و بیومس ماکروبنتوزها به ترتیب با اختلاف ،6860 فرد در متر مربع و 4/46 گرم بر متر مربع، در ایستگاه زیر قفس کمتر از ایستگاه شاهد(400متری قفس) می باشد. نتایج بررسی شاخص های زیستی نیز نشان داد که تنوع در ایستگاه زیر قفس کمتر از ایستگاه 400 متری بود، میزان شاخص تنوع از زیر قفس به سمت ایستگاه شاهد از1/76 به 2/66 و شاخص غالبیت از 0/74 به 0/85 می رسد. در زیر قفس غالبیت با گونه capitella sp. با فراوانی 103فرد در متر مربع بود که به عنوان یک گونه فرصت طلب در دنیا شناسایی شده است. حضور این گونه می تواند یکی از شاخصه های استرس در محیط نمونه برداری شده به شمار رود.نتایج بررسی شاخص abc(abundance biomass curve) نشان می دهد که ایستگاه زیر قفس دارای آشفتگی متوسط محیطی است، در صورتی که ایستگاه شاهد شرایط نامطلوب محیطی را نشان می دهد، علی رغم اینکه فراوانی وتنوع آن شرایط مطلوب تری را نسبت به زیر قفس نشان می دهند. با توجه به اینکه فراوانی سخت پوستان، دوکفه ایها و قلم های دریایی که شاخص آبهای تمیز هستند borja et al., 2000))، در ایستگاه 400 متری بیشتر از ایستگاه زیر قفس است. احتمالاً تغییر ترکیب گونه ای، دلیل کاهش اندک بیومس در ایستگاه شاهد می باشد.نتایج آنالیز واریانس یکطرفه anova عدم معنی داری اختلافات فاکتورهای فیزیکی شیمیایی آب را در بین ایستگاه های مورد مطالعه نشان داده است(p>0.05). مقایسه ماهیانه فاکتورهای فوق تنها اختلافات معنی دار را در بین فاکتورهای حرارت، شوری، bod5 ، 3-po4 نشان می دهد.

تعیین سطوح مناسب پروتئین و انرژی و نسبت مطلوب کربوهیدرات به چربی در جیره غذایی ماهی گطان barbus xanthopterus در مرحله انگشت قدی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر - دانشکده منابع طبیعی دریا 1387
  محمد خسروی زاده   پریتا کوچنین

هدف از این مطالعه ، تعیین سطوح مناسب پروتئین و انرژی و نسبت مطلوب کربوهیدرات به چربی در جیره غذایی ماهی گطان barbus xanthopterus در مرحله انگشت قدی طی دو مرحله آزمایش بود. در مرحله اول آزمایش، 8 هفته غذادهی با 9 جیره نیمه خالص حاوی سه سطح پروتئین خام (25، 30 و 35% ) و سه سطح انرژی قابل هضم (5/2، 3 و 5/3 کیلوکالری در هرگرم ) ، در یک سیستم آب در گردش با دمای آب 26.2درجه سانتیگراد ، صورت گرفت تا سطوح مناسب پروتئین و انرژی در این ماهی بررسی شود . سه تکرار برای هر تیمار درنظر گرفته شد که در هرتکرار تعداد 15 ماهی ( 12/12گرم) در مخازن فایبر گلاس مدور ( 300 لیتری) ذخیره سازی و روزانه 5-1 % وزن بدن که به صورت دوهفتگی محاسبه می شد ، در سه نوبت در روز غذادهی شدند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد کارایی رشد و بازده غذایی و استفاده از مغذی ها به طور معنی داری تحت تاثیر سطوح پروتئین و انرژی قابل هضم می باشد. جیره شماره 8 حاوی پروتئین 35 % و انرژی 3 کیلو کالری در هر گرم ، مناسب ترین جیره بود و بهترین میزان کارایی رشد، بازده غذایی و پروتئین و استفاده از مغذی ها و ضریب چاقی را در بین جیره های آزمایش شده نشان داد. بین سطوح مختلف پروتئین از نظر بازده پروتئین (per)و میزان استفاده از پروتئین خالص (anpu)، اختلاف غیر معنی داری مشاهده شد. بیشترین میزان نشست چربی و کمترین میزان رطوبت در ترکیبات بدن در جیره های حاوی بیشترین میزان انرژی 5/3کیلوکالری در هرگرم مشاهده شد. از طرف دیگر ، مشاهده شد که سطوح مختلف پروتئین و انرژی در جیره های مورد استفاده در این آزمایش تاثیر معنی داری را بر روی میزان پروتئین و خاکستر این ماهی بین تیمارهای مختلف ، نشان نداد. شاخص کبدی و شاخص احشا با افزایش میزان انرژی به طور معنی داری افزایش یافتند ، با این حال اثرمتقابل سطوح پروتئین و انرژی ، اثر معنی داری بر روی این شاخص ها نداشت.بهترین اثر صرفه جویی پروتئین توسط انرژی قابل هضم در سطح انرژی 3 کیلوکالری در هرگرم مشاهده شد. مقایسه بین سطوح مختلف پروتئین و انرژی و اثر متقابل آنها بر روی رشد، کاربرد غذا و ترکیبات بدن ماهی گطان نشان داد که 35% پروتئین ، 3کیلوکالری در هرگرم انرژی قابل هضم می تواند سطوح مناسب در جیره برای این گونه در مرحله انگشت قدی باشد.در مرحله دوم آزمایش 8 هفته غذادهی دریک سیستم مهیا شده مشابه با سیستم پرورشی مرحله اول آزمایش با استفاده از ماهیان انگشت قد با اندازه 29/0±7/10 گرم صورت گرفت تا نسبت مطلوب کربوهیدرات به چربی تعیین شود . پنج جیره نیمه خالص با پروتئین یکسان ( 35% پروتئین خام ) و انرژی قابل هضم یکسان 3کیلوکالری در هرگرم با نسبتهای مختلف کربوهیدرات به چربی (گرم بر گرم 8/8 ، 8/6 ، 8/4، 8/2 و8/0 ، آزمایش شدند. جیره ها، حاوی نسبت پروتئین به انرژی قابل هضم ، حدود 117 میلی گرم در هر کیلو کالری ، با سه تکرار برای هر تیمار ،که هرتیمار شامل 15 ماهی بود ( درون مخازن 300 لیتری ) غذادهی شدند . در این مرحله نیز ماهی ها روزانه 5-1% وزن بدن که به صورت دوهفتگی محاسبه می شد ، در سه نوبت ، در طول دوره آزمایش غذادهی شدند. جیره 5 حاوی 43/14% کربوهیدرات و 52/17% چربی با نسبت کربوهیدرات به چربی 82/0 گرم بر گرم کمترین کارایی رشد و بازده غذایی و پروتئین را داشت . افزایش میزان کربوهیدرات در جیره تا 2/42% به همراه کاهش در میزان چربی تا 64/8% متناسب با نسبت کربوهیدرات به چربی 8/4 در جیره 3 به طور معنی داری کارایی رشد و بازده غذایی و پروتئین و استفاده از مغذی ها و ضزیب چاقی را بهبود بخشید . اما، افزایش بیشتر میزان کربوهیدرات تا حدود 74/52% وکاهش در میزان چربی لاشه تا 97/5 % در جیره های 2 و به ترتیب با نسبت کربوهیدرات به چربی 8/6 و8/8 گرم بر گرم ، به طور معنی داری سبب کاهش این شاخص ها شد. میزان anpu و نگهداری انرژی (er) در ماهی های تغذیه شده با جیره 3 به طور معنی داری نسبت به دیگر جیره ها بالاتر بود . بیشترین میزان نشست چربی در ترکیبات بدن با کاهش نسبت کربوهیدرات به چربی، که با افزایش سطوح چربی همراه بود ، مشاهده شد. میزان پروتئین و خاکستر در ترکیبات بدن برای ماهی های تغذیه شده با جیره های حاوی سطوح مختلف کربوهیدرات به چربی در تیمارهای مختلف باهم اختلاف معنی داری نشان نداد. بیشترین میزان شاخص کبدی و شاخص احشا در جیره 5 حاوی بیشترین میزان چربی (52/17%) مشاهده شد. نتایج حاصل نشان داد که نسبت مطلوب کربوهیدرات به چربی در جیره ، برای بیشترین کارایی رشد در ماهی گطان در مرحله انگشت قدی 8/4 گرم بر گرم بود.

اثرات سطوح مختلف پروتئین و انرژی بر شاخص های رشد ماهی شیربت barbus grypus در مرحله انگشت قدی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر 1386
  سمیه ساکی   وحید یاوری

تکثیر و پرورش آبزیان به منظور تولید و تامین بخشی از پروتئین مورد نیاز کشور یکی از راههای نیل به خودکفایی اقتصادی است. به همین منظور ماهیان پرورشی که به قصد مصرف انسانی با جیره دستی پرورش می یابند در سراسر جهان افزایش یافته است. بدون شک شناخت نیازهای تغذیه ای آبزیان در پیشرفت علم تکثیر وپرورش امروزه بسیار مهم است زیرا کیفیت گوشت ماهی عاملی حیاتی است که مستقیما متاثر از طبیعت و توازن عناصر غذایی است. ماهی شیربت با نام علمی barbus grypus یکی از گونه های خانواده cyprinidea است که در حوزه رودخانه فرات ، خلیج فارس و هرمز انتشار دارد. این گونه به احتمال زیاد در اکثر منابع آبی ایران انتشار داشته اما آنچه مسلم است در منابع آبی غرب و جنوب غرب کشور به ویژه آبهای خوزستان حضور گسترده ای دار.....

مقایسه آب خورهای غزاله و دورق از نظر شمارش کلی باکتریایی و آلودگی به ویبریو ها
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر 1387
  راحیل سهیلی پور   وحید یاوری

کیفیت آب از نظر شاخص های باکتریایی و فیزیکی شیمیایی از جمله عوامل موثر در بهره برداری بهینه از سیستم های پرورش ماهیان دریایی در قفس است. در مطالعه حاضر به منظور مقایسه آب خور های غزاله (محل استقرارقفس های پرورش ماهیان دریایی) و دورق، شمارش پارامتر های باکتریولوژیکی (تعداد کل باکتری ها تعداد کل ویبریو ها ، تعداد کل کلیفرم) ، و شناسایی گونه های ویبریو و سنجش پارامتر های فیزیکی- شیمیایی انجام شده است. نمونه برداری ماهیانه از آب 4 ایستگاه در خورهای غزاله ایستگاه 1(درون قفس)، ایستگاه 2(50 متری از قفس)، ایستگاه 3 (500 متری قفس در نزدیکی اسکله ) و خور دورق (ایستگاه 4) از خوریات فرعی خور ماهشهر در منتهی الیه خور موسی، بوسیله بطری‏های شیشه‏ای بروسیلیکات(پیرکس) جهت آزمون های باکتریولوژی و بطری های نانسن جهت آزمایشات فاکتور های فیزیکی- شیمیایی آب از تیر ماه تا اسفند ماه 86 انجام گرفت. شمارش تعداد کل باکتری ها و ویبریو ها به روش کشت سطحی، شمارش تعداد کل کلیفرم به روش چند لوله ای و شناسایی گونه های ویبریو بر محیط کشت اختصاصی ویبریو (tcbs) انجام گردید. پارامتر های باکتری شناسی در ایستگاه های مختلف میزان تعداد کل باکتری ها را با دامنه تا نشان می دهد که بیشترین تعداد تیر ماه و در ایستگاه 3 ، واقع در خور غزاله و کمترین آن آذر ماه در ایستگاه 2 واقع در خور غزاله مشاهده گردید. میزان تعداد کل ویبریو ها،در 4 ایستگاه تحت مطالعه بین بود که در این حالت بیشترین تعداد در ایستگاه 1 واقع در خور غزا له در مهر ماه، و کمترین تعداد در ایستگاه 4 واقع در خور دورق در اسفند ماه تعیین گردید. تعداد کل کلیفرم بین cfu/100ml2 تا150 تعیین گردید. آنالیز واریانس دو طرفه anova نشان می داد، شاخص های باکتریایی و فاکتور های فیزیکی شیمیایی در ایستگاه های مورد مطالعه اختلاف معنی داری ندارد اما طبق آنالیز آماری فوق و آزمون lsdدر ماه های مختلف شاخص های مذکور اختلاف معنی داری (p<0/05) نشان داد، که بیانگر عدم تاثیر حضور قفس ها(ایستگاه 1) بر تراکم باکتریایی و فاکتور های فیزیکی شمیایی می باشد. در تحقیق حاضر، از36 نمونه کشت داده شده؛ 22 گونه باکتری متعلق به جنس ویبرو جداسازی گردید که گونه vibrio alginolyticus دارای بیشترین درصد فراوانی در طی نمونه برداری های مختلف بود. گونه های vibrio proteolyticus، vibrio anguillarum به ترتیب با فراوانی های 33/8 % ؛ 66/6 % بعد از گونه v. alginolyticus؛ در آب های منطقه غالب بودند. اما تعداد گونه های شناسایی شده در ایستگاه های مورد مطالعه در ماه های تیر، مرداد، مهر و دی به طور نسبی بیشتر بود و ایستگاه 1 نسبت به سایر ایستگاه ها از بالاترین درصد فراوانی گونه ای برخوردار بود.نتایج حاصله از مطالعه حاضر نشان می دهد که پرورش در قفس بر روی شاخص های مذکور اثر قابل توجه ای نداشته و آب خور های غزاله و دورق از نظر بار باکتریایی و عوامل فیزیکی و شیمیایی در شرایط یکسانی قرار دارند و از هر دو منطقه فوق می توان جهت پرورش در قفس بهره برداری نمود.