نام پژوهشگر: پیمان دهقان پور

بازتاب اسطوره و افسانه در آثار داستانی عبّاس معروفی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه بوعلی سینا - دانشکده ادبیات و علوم انسانی 1389
  پیمان دهقان پور   علی محمدی

عبّاس معروفی(1336) نویسنده ی معاصر، در آثار خود -اعمّ از رمان، داستان کوتاه و نمایشنامه- توجّه و اهتمام ویژه ای برای اسطوره ها، چه اسطوره های انسانی(فرا ملّی/ازلی ابدی) چه اسطوره های ملّی قائل است. توجّه و اهتمامی آگاهانه-عامدانه تا بدان جا که بنمایه های اصلی برخی آثار وی، بر مبنای یکی از اسطوره ها بنا نهاده شده است. معروفی، در ارتباط با پاره ای از دردهای انسانی، آنچه با سرشت و سرنوشت انسان، در اعصار انسانی دیروز و امروز، در قالب موضوعاتی تکرار شونده که هیبت و هیئت ازلی ابدی دارند -خاصّه در ارتباط با درگیری و جدال بی پایان انسان ها با یکدیگر- اسطوره هایی را دست مایه ی آثار خویش قرار داده است. توجّه معروفی به اساطیر و چشمزد وی به داستان های اعصار دور، به بازنویسی صرف آن آثار، متوقّف نمانده، همانا کوشیده است تا پیوندی ژرف در ارتباط با اساطیر انسانی و ملّی اعصار دیروز و عصاره اثیری و روح تراژیک آنها با تاریخ معاصر و انسان امروز برقرار کند. اسطوره و افسانه، به عنوان میراثی از ادبیّات داستانی پیشین، فصلهای مشترک بسیاری با ادبیّات داستانی مُدرن دارد. تلاش عمده ی معروفی مصروف پیوند گذشته با امروز شده و در این رهگذر اسطوره ها و افسانه هایی را در آثار خویش به شیوه های گوناگون عبور داده است. در بخش «اسطوره»، چهار موضوع اصلی مورد توجّه بوده است: «برادرکُشی»، «پیکرگردانی»، «اسطوره ی دوکالیون» و «اسطوره ی الگو یا مادر در فرهنگ ایرانی». در این رساله، موضوع «برادرکُشی» به طور اخص و «خویش کُشی» به طور اعمّ مورد توجّه بوده است. اسطوره های مطرح در این بخش، بازتاب داستان «هابیل و قابیل» به عنوان اسطوره ای انسانی و ازلی ابدی، در رمان «سمفونی مردگان» و داستان «برادرکُشی در فرهنگ ایرانی»، در رمان «فریدون سه پسر داشت» با توجّه به «کهن الگوی درگیری برادرها» مورد بررسی قرار گرفته است. اسطوره های برادرکُشی را گوهری ترین و هنری ترین اسطوره ها در آثار عبّاس معروفی دانستیم و در ذیل اسطوره های برادرکُشی در فرهنگ سامی و ایرانی در دو رمان اصلی معروفی، به ترجیع های مکرر او به برادرکُشی در سایر آثارش نیز توجّه نشان دادیم. در بخش دیگر، به موضوعی با عنوان «انسان حیوان مرکب» یا مقوله ی «پیکرگردانی» پرداخته شده است؛ این موضوع با توجّه به رنگ آمیزی و بافت عظیم اسطوره ای و از آن جا که چنین نگرش و بینشی در جغرافیا و اتمسفری اسطوره ای زیسته و بالیده، و هم نیز در نگرش های دین مدارانه، بازتاب داشته است، به چگونگی این بازتاب و تداوم حیاتی این اندیشه در ادبیّات مدرن پرداخته شده است. در این بخش، پیکرگردانی های انسان به حیوان، گیاه و جماد مورد توجّه بوده است. در ذیل «افسانه» و چگونگی بازتاب و تأثیر آن در آثار عبّاس معروفی، به افسانه به مثابه ی «غیر رمان غایب» نگریستیم که می تواند در رمان حضور یابد و نقش آفرینی مهمی داشته باشد. بنابراین افسانه هایی که در آثار معروفی به کار رفته است را نشان دادیم و اصلی ترین شیوه ها و کارکردهای بازتاب افسانه را در رمان یادآور شدیم.