نام پژوهشگر: علیرضا امین خاکی

برآورد فرار مالیاتی و عوامل تعیین کننده آن در اقتصاد ایران
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه مازندران - دانشکده علوم اداری و اقتصاد 1390
  علیرضا امین خاکی   محمدتقی گیلک حکیم آبادی

مالیات به دلیل اهمیت آن در جبران مخارج عمومی و آثار اقتصادی که به همراه دارد، همواره مورد توجه تمام دولت ها بوده است و مطالعات متعددی پیرامون این مقوله و ابعاد مختلف آن، توسط پژوهش گران انجام گرفته است که فرار مالیاتی یکی از موارد مهم در این پژوهش ها می باشد. فرار مالیاتی هرگونه عمل غیر قانونی برای نپرداختن یا کم پرداختن مالیات، از سوی شخص یا واحد اقتصادی تعریف می-شود . عوامل و علل بروز پدیده فوق که ادبیات نسبتاً وسیعی را در دهه های اخیر در بسیاری از کشورها در بر داشته، حاکی از مهم بودن پدیده فوق می باشد. از این رو شناخت هر چه بیشتر عوامل موثر بر فرار مالیاتی و تعیین شدت تاثیرگذاری آن ها بر متغیرهای اقتصادی، در جهت موفقیت سیاست گذاران اقتصادی و مقامات مالی برای کنترل و کاهش رشد آن، حائز اهمیت می-باشد. از این رو در این تحقیق یکی از اهداف اصلی مطالعه بررسی عوامل موثر بر فرار مالیاتی و علل شکل گیری آن، می-باشد. فرار مالیاتی به عنوان بخش قابل ملاحظه ای از اقتصاد زیرزمینی شناخته شده و فعالیت های را شامل می شود که مالیات آن ها پرداخت نشده است. بدین جهت قبل از این که موضوع فرار مالیاتی مورد بررسی قرار گیرد، منطقی است که در مورد اقتصاد زیرزمینی اطلاعات و آگاهی هائی کسب شود، در این صورت شناخت و تبیین موضوع فوق از دقت بیشتری برخوردار خواهد بود. بنابراین با اندازه گیری حجم اقتصاد زیرزمینی می توان، تا اندازه قابل قبولی فرار مالیاتی را به دست آورد . در این تحقیق یکی از روش هائی که جهت برآورد فرار مالیاتی مورد استفاده قرار گرفته است، روش فوق می باشد. این روش در کنار روش دیگر، موسوم به ظرفیت بالقوه قانونی مالیاتی(به عنوان روش مستقیم)، یکی از اهداف این پژوهش در خصوص برآورد فرار مالیاتی را، در بر می گیرد. الگوی مربوط به بررسی پدیده فرار مالیاتی و عوامل موثر برآن، در ابتدا توسط الینگهام و ساندمو (1972) ارائه شده است که به الگوی a-s شهرت دارد . الگوی فوق برگرفته از مقاله بیکر در سال 1968 در مورد مطالعه اقتصادی فعالیت های مجرمانه مـــــی باشد. در الگو ی a-s ، تصمیم به فرار مالیاتی شخص، انتخابی است تحت شرایط نا اطمینانی. در این الگو عوامل تعیین کننده پدیده فرار مالیاتی به دو گروه عوامل اقتصادی و عوامل قانونی تفکیک شده است و شامل عواملی چون درآمد واقعی مشمول مالیات ، نرخ مالیات ، جرایم مالیاتی ، احتمال حسابرسی و رسیدگی توسط اداره امور مالیاتی، رشوه و هم چنین درآمد ابرازی فرد به اداره امور مالیاتی می باشد. اساس الگوی فوق مبتنی بر روش نظریه بازی ها بوده که با دیدگاه تنبیهات و جرایم به هنگام فرار مالیات، به مسئله می نگرد. از آنجا که این الگو چندان در توجیه رفتار تمکین مالیاتی و فرار مالیاتی موفق نبود،ه لذا مطالعات دیگری نیز صورت گرفته تا بتواند رفتار فوق را بهتر تبیین نماید. در این مطالعات علاوه بر عوامل فوق، عوامل غیر اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی و جمعیتی نیز در نظر گرفته شده است. 1-3-فرضیه های پژوهش فرضیه های پژوهش حاضر به شرح خلاصه می شود: 1- فرار مالیاتی در اقتصاد ایران از روند افزایشی برخوردار است. 2- بین سطح آموزش و فرار مالیاتی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. 3- کاهش نابرابری درتوزیع درآمد اثر منفی و معناداری با فرار مالیاتی دارد. 4- بین سن و فرار مالیاتی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. 1-4- هدف از اجرا اهداف رساله حاضر به شرح زیر می باشد: 1- برآورد میزان فرار مالیاتی در کشور برای دوره زمانی سال های 1387-1338. 2- برآورد اثر عوامل موثر بر فرار مالیاتی در کشور برای دوره زمانی سال های 1387-1338. 1-5- اهمیت موضوع فرار مالیاتی معضل مهم اقتصادی است که تقریباً تمام کشورها در جهان با آن دست به گریبان هستند. مطالعات متعدد به عمل آمده در این زمینه، حاکی از آن است که این موضوع هنوز یکی از معضلات مهم اقتصادی به شمار می آید. امروزه یکی ازدلایل توجه بیشتر به فرار مالیاتی، کاهش کسری بودجه دولت و کاهش نگرانی ها در مورد گسترش اقتصاد زیرزمینی می باشد. ازآنجا که مالیات به عنوان یکی از مهم ترین منابع درآمدی دولت، نقش مهمی در اجرای سیاست های مالی ایفا می کند و متغیرهای کلان اقتصادی از جمله تورم، بیکاری، تراز پرداخت ها را تحت تاثیر قرار می دهد ، لذا بررسی این موضوع از جهات مختلف حائز اهمیت است. در ضمن با توجه به این که در اقتصاد ایران نفت نقش تعیین کننده ای در جهت تامین هزینه های دولتی به عهده دارد کاهش وابستگی هزینه های عمومی به این منبع و جایگزینی آن توسط مالیات از اهمیت بالایی برخوردار است. در اقتصاد ایران در چهار دهه اخیر نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی به طور متوسط 5/6 درصد و نسبت درآمدهای نفتی به تولید ناخالص داخلی به طور متوسط 13 درصد بوده است و به وضوح می توان دید که با کاهش این منبع طبیعی تولید، تامین هزینه های دولت در تگنا قرار خواهد گرفت و از این رو تبعات نامطلوب اقتصادی دیگر در پی آن به همراه باشد. بررسی فرار مالیاتی و عوامل شکل گیری آن کمک می کند تا اصلاحات قانونی لازم، برای جلوگیری و کاهش آن انجام شده و زمینه لازم برای افزایش کارآئی نظام مالیاتی و درآمدهای مالیاتی فراهم شود و به عبارت دیگر، بستر مناسبی برای توسعه اقتصادی پایدار فراهم گردد. دور از انتظار نیست که عدم وابستگی به فروش نفت خام موجب می شود تا این امکان فراهم گردد که از تولید و صادرات مشتقات حاصل از نفت، اشتغال بیشتر و درآمد ارزی بالاتری نصیب کشور شود. بر این اساس آثار اقتصادی این پدیده، می تواند بر بودجه دولت، اقتصاد زیرزمینی و قاچاق کالا قابل مطالعه و بررسی باشد.