نام پژوهشگر: محمد تاتار

تعیین ساختار سه بعدی پوسته در منطقه بم به روش توموگرافی زمین لرزه های محلی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - پژوهشکده زلزله شناسی 1387
  زینب جدی   محمد تاتار

مسائل توموگرافی نوع خاصی از مسائل معکوس می باشند، بطوریکه در آن، نخست اندازه گیری هایی از انتشار نوعی انرژی درون محیط، صورت می گیرد، آنگاه ویژگی دریافت شد? این انرژی (دامنه موج، شکل موج، زمان سیر) جهت پی بردن به پارامترهای درونی محیط که با این ویژگی ارتباط دارند، مورد استفاده قرار می گیرند. توموگرافی بازسازی تصویری پارامترهای فیزیکی یک جسم در مقطعی از آن جسم با انجام اندازه گیری هایی در سطح خارجی جسم می باشد. َتوموگرافی لرزه ای در گستر? وسیعی از مطالع? درون زمین در مقیاس جهانی تا مطالعات با قدرت تفکیک بالا در ژئوفیزیک اکتشافی، بکار گرفته شده است. در مقیاس جهانی، هدف، بررسی ساختارهای هسته، جبه و پدیده های تکتونیکی بزرگ مقیاس می باشد. در مقیاس کوچکتر، هدف بررسی ساختار های محلی می باشد. باید اشاره کرد که یکی از وظایف زلزله شناسان مطالعات دقیق تعیین نقاط تهدید و جلوگیری از خطرات احتمالی می باشد. تعیین محل زمین لرزه های رویداده در هر منطقه در شناسایی پتانسیل لرزه خیزی و گسل های پنهان و تحلیل های خطر پذیری در آن منطقه کمک شایان توجهی می نماید و یکی از عوامل مهم برای تعیین محل زمین لرزه ها شناخت ساختار سرعتی زمین بخصوص پوسته زمین می باشد. با انجام توموگرافی محلی در یک منطقه، سعی داریم ساختار سرعتی آنجا را به دست آوریم. با کنار هم قرار دادن نتایج حاصل از توموگرافی و مطالعات زمین شناسی انجام شده در منطقه، ساختار زمین شناسی، تکتونیکی و... منطقه به تصویر کشیده می شود و این تصاویر می تواند محل دقیق رویدادها و نحو? لرزه خیزی منطقه و روندهای گسلی و ... را برای مطالعات زلزله شناسی و جنس سنگ ها و ... را برای اهداف زمین شناسی و مهندسی به دست دهد. در این تحقیق تعیین تصویر سه بعدی ساختار سرعتی منطق? بم مد نظر است. نتایج این تحقیق می تواند در به نقشه در آوردن و به تصویر کشیدن گسل بم-بروات و بویژه چگونگی ادام? آن در عمق موثر باشد. با توجه به وجود این پرتگاه گسلی در مجاورت شهر بم و ابهامات زیادی که علیرغم انجام مطالعات گسترده در نسبت دادن لرزه خیزی به این گسل فعال وجود دارد، در تحقیق حاضر سعی بر این است تا با به نقشه در آوردن تصویر سه بعدی ساختار سرعتی منطقه، تصویر این گسل در عمق و در صورت امکان نقش آن در ایجاد زمین لرز? دی ماه 1382 مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور از داده های مربوط به مطالع? پس لرزه های زمین لرز? بم، که شبکه ای متشکل از 23 ایستگاه 3 مولفه ای در اطراف ناحی? رو مرکزی زمین لرز? بم در هشتم دی ماه، سه روز پس از زمین لرز? اصلی و برای حدود یک ماه توسط پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله (iiees) و لابراتوار تکتونیک و ژئوفیزیک ژوزف فوریه فرانسه (lgit) بر پا گردید، استفاده شده است. برای تعیین ساختار سه بعدی منطقه و هندس? گسل فعال بم، داده های زمان سیر پس لرزه های زمین لرز? بم بطور همزمان برای ساختار سرعت سه بعدی و کانون زمین لرزه ها با استفاده از نرم افزار simulps14 وارون سازی شده اند. تغییرات سرعت سه بعدی موج p برای اعماق کمتر از 20 کیلومتر در این مطالعه بدست آمده است، زیر اعماق 10 کیلومتر سرعت کمی در منطقه حاکم است و در عمق 14 کیلومتری در قسمت غربی یک آنومالی با سرعت بالا دیده می شود. تفاوت در سرعت مشاهده ای در دو طرف گسل بم در اعماق 10-20 کیلومتری در تصاویر توموگرافی و مقاطع عرضی ترسیمی بطور واضح دیده می شود. این تفاوت سرعتی به گسل معکوس بم-بروات نسبت داده می شود. به نظر می رسد گسل بم-بروات ساختار فعال اصلی منطقه طی زمین لرز? مخرب 5 دی ماه 1382 بوده است.

تعیین پارامترهای چشمه و مدل لغزش زمینلرزه 1383 داهوئیه-زرند با وارون سازی داده های شتابنگاشتی حوزه نزدیک
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - پژوهشکده زلزله شناسی 1390
  رحمت اله روح الهی   محمدرضا قایمقامیان

چکیده هدف از این مطالعه بدست آوردن مدل نهایی توزیع زمانی و مکانی لغزش روی سطح گسل، تعداد و موقعیت اسپریتی های ناشی از شکست و تعیین سایر پارامترهای سینماتیکی چشمه زلزله 4 اسفند 1383 (22 فوریه 2005) داهوئیه-زرند با استفاده از روش وارون سازی در حوزه زمان و کاربرد شتابنگاشت های حوزه نزدیک می باشد. برای شبیه سازی جنبش نیرومند زمین در یک ناحیه خاص در محدوده حوزه نزدیک گسل، نیاز به شناخت دقیق تری از اثر چشمه زلزله است. در حوزه نزدیک گسل، چشمه زلزله را نمی توان به صورت یک چشمه نقطه ای فرض نمود بلکه فرایند لغزش از نظر زمانی و مکانی پیچیده بوده و برای بدست آوردن پارامترهای سینماتیکی بهینه چشمه ، نیاز به استفاده از روش وارون سازی بر مبنای لرزه نگاشت های حوزه نزدیک ثبت شده می باشد. در این مطالعه از داده های شتابنگاری شش ایستگاه حوزه نزدیک زرند، سد قدرونی، چترود، سد شیرین رود، دشت خاک و حورجند مربوط به زلزله 1383 داهوئیه-زرند برای بدست آوردن تاریخچه زمانی و مکانی لغزش در روی سطح گسل استفاده شده است. در این تحلیل از پنجره زمانی 15 تا 17 ثانیه ای که در بازه فرکانسی hz 1-2/0 فیلتر شده برای وارون سازی شکل موجها استفاده شده است. عدم وجود زمان مطلق در روی شتابنگاشت های ثبت شده بوسیله محاسبه زمان های سیر امواج p و s از کانون زلزله تا ایستگاه گیرنده با استفاده از مدل ساختار سرعتی منطقه اصلاح گردید. با استفاده از آزمایش وارون سازی داده مصنوعی، ابعاد سلولی شبکه بندی گسل تعیین گردید. با انجام دهها فرایند وارون سازی، پارامترهای ابعاد گسل، امتداد، شیب، بردار لغزش، سرعت گسترش شکست و گشتاور لرزه ای کل آزاد شده چشمه زلزله 1383 داهوئیه-زرند جهت استفاده در مدل نهایی وارون سازی بهینه شده اند. شکل موجهای شتاب در ایستگاه های شتابنگار ی با استفاده از مدل نهایی گسل و پارامترهای چشمه به خوبی باز تولید شده که این امر بیانگر دقت و صحت مدل گسلش ارائه شده توسط روش وارون سازی می باشد. مدل لغزش وارون سازی شده نشان دهنده دو اسپریتی قابل توجه در دو سمت غرب و شرق نقطه کانونی با بیشینه لغزش 4/2 متر بوده و در عمق 6 تا 12 کیلومتری روی سطح گسل توزیع شده است. پالس های جهت پذیری مستقیم در ایستگاه های زرند و شیرین رود توسط دو اسپریتی موجود در غرب و شرق نقطه کانونی شکست به خوبی باز تولید شده اند و نشان دهنده اینست که شکستگی به صورت دوطرفه بوده است.

لرزه زمین ساخت بخش غربی نوار چین خورده کپه داغ- شمال شرق ایران
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه فردوسی مشهد - دانشکده علوم 1391
  سید منصور حسینی   محمد تاتار

در این مطالعه به بررسی لرزه زمین ساخت بخش باختری کپه داغ و البرز خاوری و همچنین تحلیل ساختاری و کینماتیکی گسل سیاه کوه پرداخته شده است. در این پژوهش از زمین لرزه های تاریخی (امبرسز و ملویل، 1982 و بربریان و یتس، 2001)، زمین لرزه های دستگاهی موجود در کاتالوگ های جهانی (کاتالوگ انگداهل و کاتالوگ پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله )، زمین لرزه های ثبت شده در شبکه لرزه نگاری کشوری- شمال خاور ایران، حل سازوکارهای کانونی زمین لرزه های بر گرفته از کاتالوگ دانشگاه هاروارد ، داده های ارتفاعی رقومی ایران، تصاویر ماهواره ایquickbird (google earth) و برداشت های میدانی در گستره مورد مطالعه استفاده شده است. گسل سیاه کوه امتداد n70e و شیب زیاد در حدود 75-70 درجه به سمت شمال باختر دارد و دارای حرکت امتداد لغز چپگرد محض است. بطوریکه در طول گسل، واحدهای سنگ چینه ای قدیمی تر روبروی واحدهای جوانتر قرار گرفته اند و در پایانه شمال خاوری آن، گسل هایی با سازوکار راندگی منشعب شده اند که باعث رانده شدن واحدهای سنگ چینه ای پالئوزوئیک به روی واحدهای جوان نئوژن شده اند. همچنین با استناد به زمین لرزه های تاریخی و دستگاهی حاصل از کاتالوگ های محلی و جهانی، کمربند چین خورده کپه داغ یکی از فعال ترین و لرزه خیزترین ایالت های ساختاری ایران در طول تاریخ می باشد که همه این رویدادها نشاندهنده فعالیت جوان گسل های این زون در نتیجه همگرایی بین صفحه عربی و اوراسیا می باشند. گسل های بخش باختری کپه داغ و البرز خاوری در زمان بیش از 3.5-5ma که روند استرس حاکم بر منطقه ne-sw بوده است با سازوکار چپگرد و راندگی (برای گسل عشق آباد) شکل گرفته اند اما در طی 5-5/3 میلیون سال اخیر که روند استرس حاکم بر منطقه به صورت n-s در آمده است، در بعضی موارد تغییر سازوکار داده اند. همچنین این بخش از ایالت ساختاری کپه داغ بر اثر چرخش در جهت خلاف عقربه های ساعت بلوک های زون گسلی قوچان، در نتیجه حرکت راستگردی گسل های این زون گسلی و همچنین حرکت راستگردی گسل عشق آباد و سازوکار چپگرد گسل شاهرود، به سوی باختر مهاجرت کرده است.

محاسبه ی منحنی های پاشندگی گروه ریلی با استفاده از نوفه های لرزه ای در شمال غرب ایران
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه زنجان - دانشکده علوم زمین 1391
  آیدا حجازی نوقابی   محمد تاتار

در این مطالعه منحنی های پاشندگی سرعت گروه موج ریلی در منطقه ی شمال غرب ایران با استفاده از نوفه های لرزه ای محاسبه شده و سپس با وارون سازی آن ها یک مدل یک بعدی برای تغییرات سرعت موج برشی با عمق ارائه شده است. برای رسیدن به این مقصود از نگاشت های مولفه ی عمودی لرزه نگاشت های 23 ایستگاه شبکه ی موقت لرزه نگاری دانشگاه تحصیلات تکمیلی علوم پایه ی زنجان استفاده شده است. استخراج منحنی پاشندگی و محاسبه ی سرعت گروه برای وجه اصلی موج ریلی انجام شده است. توابع گرین تجربی از طریق محاسبه ی همبستگی متقابل سیگنال های لرزه ای و بر اساس ثبت هم زمان آن ها در دو گیرنده به دست آمده اند. با توجه به محدودیت فاصله های بین ایستگاهی در آرایه، سرعت های گروه حداکثر تا پریود 34 ثانیه قابل محاسبه بودند. در نهایت برای هر ایستگاه چندین منحنی پاشندگی محاسبه می شود که با میانگین گیری از آن ها یک منحنی معرف برای هر ایستگاه به دست می آید. اغلب سرعت های گروه به دست آمده در این منطقه در بازه ی 5/2 تا 0/3 کیلومتر بر ثانیه هستند. با توجه به محدوده ی پریودی مورد مطالعه تنها مطالعه ی پوسته ی بالایی و میانی در این کار امکان پذیر است. وارون سازی منحنی هایی که مسیرهای ابتدا تا انتهای پروفیل را پیموده اند نشانگر افزایش سرعت با عمق از حدود 3 تا 3/3 کیلومتر بر ثانیه در 20 کیلومتر بالایی و 3/3 تا 6/3 کیلومتر بر ثانیه از حدود 20 تا 40 کیلومتری است.

مطالعه ساختار لیتوسفر قاره ای در منطقه تصادمی شمال شرق ایران
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - پژوهشکده زلزله شناسی 1390
  سیدخلیل متقی   محمد تاتار

حرکت رو به شمال صفحه عربی نسبت به صفحه اوراسیا باعث ایجاد تغییر شکل در قسمت های مختلف ایران از جمله زاگرس، البرز، کپه داغ و نواحی برشی شرق ایران شده است. این تغییر شکل ها به صورت کوهزایی و گسلش در ناحیه برخوردی شمال شرق ایران رشته کوه های کپه داغ و بینالود و سیستم گسلی بخردان- قوچان را به عنوان عوارض مهم قابل مشاهده در سطح زمین ایجاد کرده است. اثرات این برخورد قاره ای در پوسته و گوشته بالایی ناحیه شمال شرق ایران تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته و شناخته نشده است. عدم انجام مطالعه ساختارهای عمیق در این ناحیه باعث شده تا رژیم تکتونیکی این منطقه همچنان نامعلوم باقی بماند. برای مثال مشخص نیست که فرورانش یا زیرراندگی قاره ای در این ناحیه به سمت شمال است یا به سمت جنوب. مکان ناحیه بخیه در گوشته بالایی کجاست؟ و یا هندسه پوسته و ارتباط آن با توپوگرافی سطحی چگونه است؟ برای پاسخ به چنین سوالاتی، 19 ایستگاه باندپهن از محدوده شهر یزد واقع در ایران مرکزی تا محدوده شهر سرخس در منتهی الیه شمال شرقی ایران و در مجاورت مرز ترکمنستان و در قسمت ایرانی صفحه توران نصب شد و به مدت 19 ماه، از مرداد 85 تا بهمن 86، به داده برداری پیوسته مشغول گردید. روش های انتخابی در این رساله برای مطالعه پوسته و گوشته بالایی، توموگرافی امواج p دورلرز، محاسبه توابع گیرنده، برگردان همزمان توابع گیرنده با منحنی های پاشش امواج سطحی و مدل سازی مستقیم داده های گرانشی است. نتیجه این مجموعه مطالعات نشان می دهد که رشته کوه های مهم شمال شرق ایران، یعنی رشته کوه های کپه داغ و بینالود، فاقد ریشه هستند و ضخیم شدگی پوسته، مشاهده شده در جنوب رشته کوه بینالود، در جایی واقع شده که توپوگرافی مرتفعی در مقایسه با نواحی اطراف وجود ندارد و در نتیجه ناشی از اثرات ایزوستازی نیست. به علاوه، وجود یک لیتوسفر ضخیم تر در زیر مناطق کپه داغ و بینالود در مقایسه با ایران مرکزی (به دست آمده از برگردان همزمان تابع گیرنده و منحنی پاشش) و مشاهده یک آنومالی پرسرعت در زیر بینالود (بدست آمده از توموگرام محاسبه شده به روش توموگرافی دورلرز) وجود زیرراندگی صفحه توران به زیر ایران مرکزی را محتمل می سازد. محل ناحیه بخیه در گوشته بالایی در زیر دره اترک، دره واقع در بین رشته-کوه های کپه داغ و بینالود، قرار گرفته که منطبق با ناحیه بخیه مشاهده شده در سطح زمین توسط مطالعات زمین شناسی است. وجود یک پوسته بسیار نازک با ضخامت حدود 35 کیلومتر در زیر ناحیه طبس و یک آنومالی بسیار کم سرعت و کم چگال در گوشته بالایی ایران مرکزی نیز از نتایج جالب توجه دیگری است که از مدل های به دست آمده در این رساله قابل مشاهده است. تاکنون در هیچ نقطه ای از صفحه ایران پوسته ای به این نازکی مشاهده نشده است.

مطالعه لرزه خیزی و لرزه زمین ساخت در گستره گرمسار
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - پژوهشکده زلزله شناسی 1391
  سیدمالک مومنی   محمد تاتار

شهر گرمسار در در جنوبی ترین نقطه پیچ خوردگی نامتقارن شکل رشته کوه های البرز و در 100 کیلومتری جنوب خاور کلان شهر تهران واقع شده است. منطقه گرمسار در مرز دو ایالت لرزه زمین ساختی البرز مرکزی و ایران مرکزی قرار گرفته است. همگرایی عربی-اوراسیا به سوی شمال و چرخش ساعتگرد حوضه جنوبی خزر نسبت به اوراسیا سبب رژیم ترافشاری شمال شمال خاور-جنوب جنوب باختر در این منطقه شده و این جنبش ها روی گسل ها در غالب حرکات فشاری و امتداد لغز چپ گرد (با استثناهایی از حرکات نرمال) خود را آشکار نموده است. در این مطالعه لرزه خیزی و لرزه زمین ساخت منطقه گرمسار مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور از داده های شبکه لرزه نگاری متراکم محلی موقت شامل 15 ایستگاه کوتاه دوره که در ماه های اکتبر، نوامبر و دسامبر 2006 (مهر، آبان و آذر 1386) در منطقه نصب شد به همراه قرائت های شبکه لرزه نگاری متراکم محلی موقت نصب شده بر روی گسل مشا در بازه زمانی مشابه و داده های ایستگاه های شبکه های لرزه نگاری دائمی موجود در منطقه شامل شبکه لرزه نگاری کوتاه دوره موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران( )، شبکه لرزه نگاری باند پهن پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله ( ) و شبکه لرزه نگاری ستاد پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران( ) جهت بهبود کیفیت داده ها استفاده شده است. همچنین به منظور تفسیر بهتر لرزه زمین ساخت منطقه جهت تعیین سازوکار های کانونی زمین لرزه های کوچک منطقه اقدام به حل وارون تانسور ممان این رویداد ها به طریق مدل سازی فرکانس پایین شکل موج کامل رویدادها نمودیم و بدین منظور از داده های شبکه لرزه نگاری باند پهن پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله استفاده شده است. با تعیین محل دقیق زمین لرزه های ثبت شده در شبکه موقت و افزودن قرائت های رویداد های مشترک ثبت شده در ایستگاه های شبکه های مجاور که در بالا ذکر شد، غالب لرزه خیزی ها در بخش مرکزی و باختری گسل گرمسار مشاهده شد. نبود زمین لرزه ها در بخش شرقی گسل گرمسار به معنای فعال نبودن این بخش از گسل نمی باشد، بلکه به دلیل عدم پوشش شبکه لرزه نگاری محلی در این موقعیت است. همچنین با انتخاب رویداد های با کیفیت ثبت شده در شبکه لرزه نگاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران ( ) با پوشش آزیموتی بیش از 180 درجه، ثبت در حداقل 5 ایستگاه و در دو کیفیت خطای باقیمانده زمانی کمتر از 5/0 یا 3/0 ثانیه و خطای مکان یابی در رومرکز و عمق در کیفیت های 2، 3 و 5 کیلومتر، اقدام به تعیین روند های لرزه خیز در منطقه نمودیم. سازوکار های کانونی بدست آمده در این مطالعه در دو دسته جای می گیرد. دسته اول: سازوکار های بدست آمده به روش قرائت پلاریته اولین رسید موج ثبت شده در شبکه محلی موقت نصب شده در ناحیه که جهت بهبود کیفیت سازوکار ها از قرائت های رویداد های مشترک ثبت شده در شبکه های مجاور موجود در منطقه نیز استفاده شده و حاصل آن 11 سازوکار با کیفیت عالی و 3 سازوکار با کیفیت متوسط در ناحیه بوده است. از این بین 9 سازوکار فشاری، 3 سازوکار امتداد لغز چپ گرد و 2 سازوکار نرمال بوده است. دوم: سازوکارهای حاصل از حل وارون تانسور ممان لرزه ای زمین لرزه های کوچک منطقه به روش مدل سازی فرکانس پایین شکل موج کامل این رویداد ها می باشد که حاصل آن 25 سازوکار با کیفیت عالی و 5 سازوکار با کیفیت متوسط می باشد. در نهایت با ترسیم نقشه های مقاطع عمقی عمود بر گسل های فعال و ارزیابی چگونگی توزیع خرد لرزه ها و سازوکار ها در عمق، اقدام به تفسیر نهایی خصوصیات لرزه خیزی و لرزه زمین ساختی منطقه نمودیم. بر این اساس در بخش مرکزی و باختری گسل گرمسار لرزه خیزی نسبتا زیادی مشاهده شد. ولی در مقطع عمقی زمین لرزه ها روی گسل گرمسار روند واضحی از شیب گسل مشاهده نشد و رویدادها غالبا پراکنده بوده اند. سازوکارهای کانونی به دست آمده در بخش مرکزی و باختری این گسل، مکانیسم فشاری را در این بخش ها نمایش می دهند. همچنین در بخش مرکزی گسل گرمسار، به خط شدگی سازوکارهای کانونی حل شده، کم و بیش شیب این بخش از گسل را به سوی شمال نشان می دهند و در سازوکارهای کانونی حل شده در بخش باختری گسل گرمسار، مولفه امتداد لغز نیز آشکار شده است. مقطع لرزه ای روی گسل شمال سمنان و تنها سازوکار کانونی بدست آمده روی این گسل به روش حل وارون تانسور ممان زمین لرزه رخ داده روی این گسل، شیب زیاد آن به سوی شمال باختر و مکانیسم فشاری همراه با مولفه امتداد لغز چپ گرد را روی آن نشان می دهد. سازوکار های کانونی بدست آمده از گسل فیروزکوه حرکات چپگرد و نرمال را روی این گسل نشان می دهند. همچنین در مقطع عمقی لرزه خیزی روی گسل فیروزکوه، زمین لرزه ها پراکنده بوده و روند مشخصی از صفحه گسل قابل مشاهده نمی باشد. اگرچه سازوکارهای کانونی به دست آمده، به خط شدگی با شیب به سوی جنوب خاور را نشان می دهند. دو سازوکار کانونی روی روند گسل مشا، حرکت غالب چپ گرد روی این گسل را تایید می کند. سازوکار کانونی واقع در بخش باختری گسل، هم خوانی کمتری با روند گسل مشا دارد. دو سازوکار کانونی بدست آمده روی گسل چاشم حرکت امتداد لغز چپ گرد غالب آن را نمایان می کند و شیب آن را تقریبا قائم معرفی می نماید. سازوکار های کانونی بدست آمده در شمال گسل های بنده سیاه و سیاه کوه، حرکات فشاری بخش شمالی ایران مرکزی را نمایان کرده است. سازوکار های کانونی امتداد لغز بدست آمده در بخش خاوری منطقه با ساختار های لرزه ای به نقشه در آمده این بخش از منطقه (همچون کوه گوگرد و کوه گچاب) ناهمخوان است و نشان از آغاز فعالیتی نو در این بخش دارد. لرزه خیزی مرتبط با جابه جایی های نمک در این مطالعه مشاهده نشده است.

مطالعه ساختار لیتوسفر قاره ای در منطقه تصادمی شمال شرق ایران
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - دانشکده علوم 1390
  خلیل متقی   محمد تاتار

حرکت رو به شمال صفحه عربی نسبت به صفحه اوراسیا باعث ایجاد تغییر شکل در قسمت های مختلف ایران از جمله زاگرس، البرز، کپه داغ و نواحی برشی شرق ایران شده است. این تغییر شکل ها به صورت کوهزایی و گسلش در ناحیه برخوردی شمال شرق ایران رشته کوه های کپه داغ و بینالود و سیستم گسلی بخردان قوچان را به عنوان عوارض مهم قابل مشاهده در سطح زمین ایجاد کرده است. اثرات این برخورد قاره ای در پوسته و گوشته بالایی ناحیه شمال شرق ایران تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته و شناخته نشده است. عدم انجام مطالعه ساختارهای عمیق در این ناحیه باعث شده تا رژیم تکتونیکی این منطقه همچنان نامعلوم باقی بماند. برای مثال مشخص نیست که فرورانش یا زیرراندگی قاره ای در این ناحیه به سمت شمال است یا به سمت جنوب. مکان ناحیه بخیه در گوشته بالایی کجاست؟ و یا هندسه پوسته و ارتباط آن با توپوگرافی سطحی چگونه است؟ برای پاسخ به چنین سوالاتی، 19 ایستگاه باندپهن از محدوده شهر یزد واقع در ایران مرکزی تا محدوده شهر سرخس در منتهی الیه شمال شرقی ایران و در مجاورت مرز ترکمنستان و در قسمت ایرانی صفحه توران نصب شد و به مدت 19 ماه، از مرداد 85 تا بهمن 86، به داده برداری پیوسته مشغول گردید. روش های انتخابی در این رساله برای مطالعه پوسته و گوشته بالایی، توموگرافی امواج p دورلرز، محاسبه توابع گیرنده، برگردان همزمان توابع گیرنده با منحنی های پاشش امواج سطحی و مدل سازی مستقیم داده های گرانشی است. نتیجه این مجموعه مطالعات نشان می دهد که رشته کوه-های مهم شمال شرق ایران، یعنی رشته کوه های کپه داغ و بینالود، فاقد ریشه هستند و ضخیم شدگی پوسته، مشاهده شده در جنوب رشته کوه بینالود، در جایی واقع شده که توپوگرافی مرتفعی در مقایسه با نواحی اطراف وجود ندارد و در نتیجه ناشی از اثرات ایزوستازی نیست. به علاوه، وجود یک لیتوسفر ضخیم تر در زیر مناطق کپه داغ و بینالود در مقایسه با ایران مرکزی (به دست آمده از برگردان همزمان تابع گیرنده و منحنی پاشش) و مشاهده یک آنومالی پرسرعت در زیر بینالود (بدست آمده از توموگرام محاسبه شده به روش توموگرافی دورلرز) وجود زیرراندگی صفحه توران به زیر ایران مرکزی را محتمل می سازد. محل ناحیه بخیه در گوشته بالایی در زیر دره اترک، دره واقع در بین رشته کوه های کپه داغ و بینالود، قرار گرفته که منطبق با ناحیه بخیه مشاهده شده در سطح زمین توسط مطالعات زمین شناسی است. وجود یک پوسته بسیار نازک با ضخامت حدود 35 کیلومتر در زیر ناحیه طبس و یک آنومالی بسیار کم سرعت و کم چگال در گوشته بالایی ایران مرکزی نیز از نتایج جالب توجه دیگری است که از مدل های به دست آمده در این رساله قابل مشاهده است. تاکنون در هیچ نقطه ای از صفحه ایران پوسته ای به این نازکی مشاهده نشده است.

مکان یابی زمین لرزه های با بزرگای mw>4 ثبت شده توسط شبکه لرزه نگاری باند پهن پژوهشگاه بین المللی زلزله شنا سی و مهندسی زلزله به روش غیر خطی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - پژوهشکده زلزله شناسی 1392
  ابوالفضل کمیزی   محمد تاتار

در این مطالعه با استفاده از شبیه سازی داده های زمان رسید فازهای لرزه ای، نحوه عملکرد روش غیرخطی و خطی شده در مکان یابی زمین لرزه ها و برآورد خطای مکان یابی مورد بررسی قرار می گیرد. شبیه سازی های صورت گرفته برای سه گروه زمین لرزه در ناحیه قشم و گتوند علیا و نیز زمین لرزه های با بزرگای گشتاوری بیشتر از 5/4 ثبت شده در شبکه bin می باشد. برنامه مورد استفاده بر اساس روش غیر خطی برنامه nonlinloc (لوماکس و همکاران، 2000) و برنامه خطی شده hypocenter (لینرت و همکاران، 1986) است.

تعیین ساختار پوسته فوقانی در زاگرس شرقی (ایران) به روش توموگرافی محلی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - پژوهشکده زلزله شناسی 1392
  زهرا محمدی پور   فرزام یمینی فرد

در این مطالعه با استفاده از زمان های رسید فاز p و s رویدادها ی منطقه ی شمال بندرعباس، ساختار فوقانی پوسته در شرقی ترین بخش زاگرس مورد مطالعه قرار گرفت. به این منظور از روش توموگرافی زلزله های محلی بهره بردیم. پردازش این داده ها با استفاده از کد لوتوس12 انجام و میزان صحت و اعتبار تصاویر توموگرافی نیز با استفاده از آزمایش های مصنوعی بررسی شد. مدل سرعت سه بعدی محاسبه شده و توزیع زمین لرزه ها در این مدل بیانگر وجود رو راندگی بخش های واقع در شمال شرق بر روی نواحی جنوب غرب در این منطقه می باشند. در بخش شرقی منطقه مورد مطالعه، ناحیه ی کم سرعتی مشاهده می شود که می تواند با زون گسلی زندان- میناب- پالامی در زون گذر زاگرس - مکران در ارتباط باشد.

مطالعه لرزه خیزی، لرزه زمینساخت و ساختار سرعتی پوسته در دو زون گسلی امتداد لغز بم و تبریز
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - پژوهشکده زلزله شناسی 1387
  علی سیاهکالی مرادی   محمد تاتار

چکیده ندارد.

مطالعه لرزه خیزی و لرزه زمینساخت در زون زاگرس شرقی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - پژوهشکده زلزله شناسی 1388
  عباس غلام زاده   خالد حسامی آذر

در این رساله لرزه خیزی و لرزه زمینساخت منتهی الیه جنوب شرق زاگرس مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور از داده های شبکه موقت متراکم محلی که از 12 آذر 1384 تا 25 خرداد 1385 در منطقه نصب شده، استفاده گردیده است. در طی این مدت زمینلرزه 6 آذر 1384 جزیره قشم با بزرگی mb=6.0 ، زمینلرزه 9 اسفند 1384 تیاب با بزرگای mb=5.9 و نیز زمینلرزه 5 فروردین 1385 فین با بزرگای mb=6.0 در این منطقه روی داده است. در این پژوهش پسلرزه های دو زمینلرزه قشم و تیاب به همراه خرد زمینلرزه های منطقه خورگو واقع در شمال بندر عباس مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج کار ما بیانگر این است که ساختار پوسته فوقانی لبه جنوبی زاگرس در جزیره قشم شامل لایه ای رسوبی به ضخامت 10 کیلومتر و با سرعت نسبتاً کم 4/4 کیلومتر بر ثانیه که بر روی پی سنگ بلورین با سرعت حدود 6/6 کیلومتر بر ثانیه قرار گرفته، می باشد. در منطقه خورگو در شمال بندر عباس این ساختار شامل لایه ای رسوبی با همان ضخامت 10 کیلومتر اما با سرعت 5/62 کیلومتر بر ثانیه است. این لایه رسوبی بر روی دو لایه دیگر قرار دارد که اولی به ضخامت 8 کیلومتر و سرعت 5/84 کیلومتر بر ثانیه و دومی با ضخامت 4 کیلومتر و با سرعت 5/94 کیلومتر بر ثانیه است، این سه لایه بر روی لایه نیم فضایی با سرعت 6/66 کیلومتر بر ثانیه قرار می گیرند. در شمال گسل mzrf و در منطقه رخداد زمینلرزه 9 اسفند تیاب، ساختار سرعتی پوسته فوقانی شامل لایه ای به ضخامت 16 کیلومتر و سرعت 6/02 کیلومتر بر ثانیه است که بر روی لایه نیم فضا با سرعت 6/54 کیلومتر بر ثانیه قرار گرفته است. یکسانی سرعت لایه نیم فضا دلالت بر این دارد که این منطقه بر روی پی سنگ بلورین مشابهی قرار گرفته است. عمق رویدادهای لرزه ای در این ناحیه از جنوب به سمت شمال متفاوت است. پسلرزه های زلزله 6 آذر 1384 قشم، دارای گستره عمقی 7 تا 18 کیلومتر هستند. در حالی که در شمال گسل معکوس اصلی زاگرس (mzrf) پسلرزه های زلزله 9 اسفند 1384 تیاب اعماقی بین 12 تا 23 کیلومتر دارند. در منطقه خورگو واقع در شمال بندر عباس، خرد زمینلرزه ها دارای عمقهایی بین 5 تا 25 کیلومتر هستند. اعماق کمتر از 10 کیلومتر برای رویدادهای لرزه ای قشم و خورگو بیانگر این واقعیت است که بخشی از این رویدادها در لایه رسوبی قرار می گیرند. در منطقه خورگو، مطالعه خرد زمینلرزه ها، روند پلکانی رویدادها در اطراف قطعات گسل جبهه کوهستان (mff) بسیار واضح را نشان می دهد. امتداد این روند پلکانی به سمت شمال شرق است و می توان ادامه آن را با عبور از گسل زاگرس مرتفع (hzf) در منطقه مثلثی شکل واقع در شمال گسل زاگرس مرتفع دنبال نمود. پیشتر این روند پلکانی رویدادها به صورت کاذب به عنوان لرزه خیزی به سمت شمال شرق تصور شده است(کادینسکی-کد و برازنگی، 1982). مطالعه ما بر روی پسلرزه های زلزله 6 آذر جزیره قشم حاکی از وجود دو سازوکار گسلی امتداد لغز و معکوس است. این دو سازوکار در فاصله نزدیکی از یکدیگر قرار دارند. آزیموت متوسط محورهای p برای رویدادهای با سازوکار امتداد لغز تقریباً موازی جهت همگرایی بین صفحه عربی و اوراسیا که توسط اندازه گیری های gps بدست آمده می باشد. بطور کلی نتایج حاصل از این مطالعه نشاندهنده پیچیدگی سازوکار تغییر شکل در منتهی الیه شرقی زاگرس می باشد. مولفه قابل توجه امتداد لغز در انتهای سیستم گسلی زندان-میناب-پالامی (zmp) در بین پسلرزه های زمین لرزه تیاب نشانگر ادامه حرکت امتداد لغز سیستم گسلی زندان-میناب-پالامی (zmp) به شمال محل تلاقی با گسل معکوس اصلی زاگرس (mzrf) می باشد. همچنین در غرب سیستم گسلی زندان-میناب-پالامی (zmp) تا گسل زاگرس مرتفع (hzf) رویدادهایی با مولفه حرکت امتداد لغز مشاهده شده است که مولفه امتداد لغز آنها می تواند تحت تاثیر حرکت راستگرد سیستم گسلی زندان-میناب-پالامی (zmp) باشد.

بررسی زمین لرزه های القایی ناشی از مخزن سد مسجد سلیمان
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله - پژوهشکده زلزله شناسی 1388
  محمدرضا ابراهیمی   محمد تاتار

قرار گرفتن طرح سد و نیروگاه مسجد سلیمان در زون لرزه زمین ساختی زاگرس که یکی از فعالترین زون های لرزه زمین ساختی کشور می باشد، ضرورت انجام مطالعات گسترده و بویژه بررسی اثر دریاچه سد بر تغییرات آهنگ لرزه خیزی منطقه را بیش از پیش آشکار می سازد. سد مسجد سلیمان با ارتفاع از پی بالغ بر 177 متر ، عرض تاج 15 متر، طول تاج برابر با 497 متر و با دریاچه ای به حجم 261 میلیون متر مکعب در سطح تراز نرمال، یکی از مرتفع ترین سدهای سنگریزه ای با هسته رسی قائم کشور محسوب می شود. بدیهی است که بدنه سد و حجم آب دریاچه آن در تغییر روند لرزه خیزی منطقه و بویژه در ایجاد زمین لرزه های القایی نقش بسزائی ایفا می کنند. به دنبال اتمام آبگیری مخزن(25/06/2002) با توجه به داده های شبکه های ملی و جهانی چون کاتالوگ پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله(iiees) و کاتالوگ (ehb) شاهد افزایش لرزه خیزی ها در منطقه مخزن سد بودیم و 90 روز پس از اتمام آبگیری در تاریخ 25/09/2002 زمین لرزه ای با بزرگی6/5= mw در منطقه سد مسجد سلیمان رخ می دهد. شبکه لرزه نگاری محلی در منطقه سد از ماه ژوئن سال 2006 نصب گردید و اطلاعات لرزه ای در فاصله زمانی 15 ماهه تا ماه آگوست سال 2007 مورد بررسی قرار گرفت. موقعیت اکثر زمین لرزه ها پس از آبگیری در قسمت شرق دریاچه سد در منتهی الیه گسل باغ ملک و در محل زیر مخزن مکان یابی شدند. بزرگترین زمین لرزه های رخ داده در بازه زمانی نصب شبکه لرزه نگاری محلی دارای بزرگاهایی معادل 6/3= ml و 9/3= ml بودند. مطالعات آماری صورت گرفته در منطقه سد با روش هایی چون محاسبه ضریب b در رابطه گوتنبرگ- ریشتر، مطالعه الگوی پیش لرزه ها و پس لرزه ها، آهنگ زوال پس لرزه ها، مطالعه ارتباط تغییرات سطح تراز آب با لرزه خیزی و مطالعه توزیع فرکتالی زمین لرزه ها، همگی دلالت بر القایی بودن زمین لرزه های رخ داده در قسمت شرق دریاچه سد و به خصوص در منتهی الیه گسل باغ ملک دارند. علی رغم نداشتن یک شبکه محلی در هنگام وقوع زمین لرزه 25/09/2002 (6/5= mw) به روشنی می توان القایی بودن این زمین لرزه را با استفاده از نتایج حاصل از محاسبات آماری انجام شده و به لطف داشتن منحنی تغییرات سطح تراز آب از ابتدای آبگیری مخزن و نیز پس لرزه های مکان یابی شده این زمین لرزه توسط تک ایستگاه نصب شده در محل مخزن پس از وقوع زمین لرزه، اثبات نمود. زمین لرزه 25/09/2002 مسجد سلیمان با بزرگی6/5= mw در واقع اولین و بزرگترین زمین لرزه القایی است که در ایران شناسایی و رویداده است.