نام پژوهشگر: آرمان هاشمی منفرد

بررسی هیدرولوژیکی سناریوهای گوناگون مدیریت تخصیص آب در حوضه آبریز رودخانه کاجو
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه سیستان و بلوچستان - دانشکده مهندسی 1388
  محمدعلی زیلوچی   غلامحسین اکبری

مدیریت و برنامه ریزی منابع آب در مقیاس حوضه مسأله پیچیده ای است که مستلزم استفاده از ابزار مدلسازی موثر برای یافتن یک طرح بهینه برای توسعه حوضه آبریز خواهد بود. با وجود این یکی از اهداف بلند مدت راهبردی آب ایجاد موازنه میان تقاضای آب دربخش های گوناگون شرب، کشاورزی و صنعتی و منابع آب اعم از منابع سطحی و زیرزمینی به بهترین شیوه ممکن می باشد. به منظور حل مسأله بهره برداری و تخصیص بهینه منابع آب در سطح حوضه آبریز، در این تحقیق سعی شد که با استفاده از ابزار مدلسازی، مدیریت منابع آب با نظر به بهره برداری و توسعه منابع گوناگون آب اعم از سطحی و زیرزمینی و همچنین تغییرات تقاضاهای مختلف آب در بخش های شرب و صنعت و کشاورزی مورد بررسی قرار گیرد. تلاش بر این بود که با منظور نمودن مسائل مرتبط با منابع و مصارف در یک محیط، یک روش کاربردی برای برنامه ریزی منابع آب و تحلیل سیاست ها به کار گرفته شود. بدین منظ.ور سیاست های بهره برداری از مخازن سطحی جدید مورد مطالعه قرار گرفت. تأثیر راهکارهای گوناگون مدیریتی در حوضه آبریز مورد مطالعه، کاهش تلفات سیستم انتقال آب، تغییر اولویت ها و الگوی تخصیص آب با توجه به تغییر سطح زیر کشت و افزایش تقاضا در بخش های گوناگون شرب و کشاورزی در سال های آینده مورد ارزیابی قرار گرفت. ناحیه مورد مطالعه در این تحقیق، حوضه آبریز رودخانه کاجو واقع در استان سیستان و بلوچستان است. این منطقه جزء مناطق خشک و نیمه خشک کشور است که به دلیل رشد جمعیت و توسعه بخش های گوناگون، با افزایش تقاضای آب مواجه است. با توجه به این که منابع آب در این ناحیه بسیار محدود و حیاتی می باشد، لذا مدیریت منابع آب، مدیریت تقاضا و مدیریت تخصیص آب در این بخش از اهمیت فراوانی برخوردار است. با در نظر گرفتن شرایط این تحقیق و نیز ویژگی های منطقه مورد مطالعه و همچنین با توجه به قابلیت ویژه نرمافزار weap در مدل کردن فراگیر فرآیندهای فیزیکی- هیدرولوژیکی، توانایی مدیریت مسائل آب و ایجاد سناریوهای گوناگون برای تخصیص آب، فراگیری کاربرد این نرمافزار در کشورها و حوضه های آبریز گوناگون در سطح جهان و دسترسی مناسب، نرمافزار نامبرده برای استفاده در این تحقیق انتخاب شد. همچنین در این مطالعه از معیارهای گوناگون ارزیابی عملکرد سیستم مانند اعتمادپذیری، برگشتپذیری و آسیبپذیری تأمین نیاز آب پایگاه های تقاضای آب برای درک بهتر اثرگذاری سیاست ها استفاده شد. نتایج نشان داد که به طور کلی سیاست بهره برداری از مخازن آب سطحی جدید بیشترین تأثیر را در افزایش تأمین نیاز آب پایگاه های تقاضای آب داشته است. تغییر الگوی تخصیص آب و کاهش ده درصدی تلفات سیستم انتقال آب تأثیر کمتری در این زمینه ایفا کرده اند.

تعیین سیاستها ی بهینه رهاسازی آب از مخزن سد با استفاده از روش برنامه ریزی پویا
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه سیستان و بلوچستان - دانشکده مهندسی عمران 1392
  آمنه کرد تمینی   آرمان هاشمی منفرد

منابع آب سطحی در ایران سهم عمده ای در تامین نیاز آبی بخش‏های مختلف شرب، کشاورزی و صنعت دارا می باشند. در سالهای اخیر، افزایش جمعیت، رشد تقاضا، محدودیت منابع آب و هزینه‏های کلان مهار و تامین آب با اجرای طرح‏های جدید توسعه منابع آب، موجب شده که مدیریت بهره برداری از منابع و امکانات موجود بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. در پژوهش حاضر با استفاده از دو روش سیاسیت بهره برداری استاندارد(sop) و برنامه ریزی پویا(dp) اقدام به شبیه سازی و بهینه سازی بهره برداری از مخزن سد پیشین در استان سیستان و بلوچستان گردیده است. پس از تهیه اطلاعات مورد استفاده در منطقه مورد مطالعه برای هریک از روش های مذکور مقدار رهاسازی برای دوره های مختلف بدست آمده و به دنبال آن معیارهای ارزیابی سیستم محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل نتایج نشان می دهد که در شبیه سازی مخزن به روش sop بدلیل تامین نیاز آبی بدون توجه به حجم ذخیره مخزن در دوره های آتی اعتمادپذیری سیستم را افزایش می دهد، اما شدت کمبود نسبی در این سیستم نسبت به روش dp به صورت قابل ملاحظه‏ای بیشتر است. بنابراین استفاده از این روش به تنهایی در بهره برداری مخزن از آینده نگری مناسبی برخوردار نمی‏باشد. با این حال روش بهینه سازی dp براساس حداقل سازی اختلاف میان مقادیر نیاز و رهاسازی در دوره بهره برداری شدت کمبودها را کنترل می کند به طوری که متوسط شدت کمبودهای سالانه دوره بهره برداری در این روش برابر 145/0 و در روش sop برابر 27/1 است که دارای کاهشی به میزان 6/88% است. بنابراین استفاده از روش dp جهت تعیین سیاست بهره برداری از مخازن قابل توصیه است.

تعیین سیاست های بهینه بهره برداری از مخازن چاه نیمه با استفاده از روش برنامه ریزی پویای تصادفی
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه سیستان و بلوچستان - دانشکده مهندسی عمران 1392
  فاطمه روشن دل هرمزی   آرمان هاشمی منفرد

همواره آب به¬عنوان یکی از اساسی¬ترین نیازهای انسان شناخته شده است که با افزایش جمعیت، صنعتی شدن، توسعه شهرنشینی و بالارفتن سطح رفاه، نرخ مصرف و وابستگی به آب نیز با سیری صعودی همراه بوده است. از طرف دیگر محدود بودن منابع آبی، سنگینی هزینه و زمان نسبتاً طولانی مورد نیاز جهت طراحی و توسعه منابع آب جدید دلایل قاطعی بر اهمیت موضوع بهره¬برداری بهینه از سیستم¬های منابع آبی موجود می¬باشند. از جمله این سیستم¬ها مخازن سطحی می¬باشند که با اهداف گوناگونی مانند ذخیره آب و کنترل سیلاب، ساخته شده و بهره¬برداری می¬شوند. علاوه ¬براین وقوع تنش¬های آبی در سال¬های اخیر، در بسیاری از مناطق مختلف کشور سبب دوچندان شدن اهمیت موضوع بهره¬برداری صحیح و بهینه از منابع آبی شده است. یکی از این مناطق، منطقه سیستان است. که این منطقه به لحاظ موقیت جغرافیایی، سیاسی، کشاورزی و گردشگری از اهمیت بالایی برخوردار است. اما مهم¬تر از همه این است که تمام ویژگی-های مهم این منطقه به طور قابل توجهی به منابع آبی آن وابسته هستند. در این تحقیق برای تعیین سیاست بهینه بهره¬برداری از مخازن چاه¬نیمه ابتدا یک مدل بهینه¬سازی با هدف کمینه کردن اختلاف تأمین نیاز و رهاسازی توسعه داده شده است. برای حل مدل بهینه¬سازی از روش برنامه¬ریزی پویای تصادفی استفاده شده است. علت این انتخاب قابلیت این روش برای درنظر گرفتن احتمالات وقوع حجم¬های ذخیره و جریان¬های ورودی به مخزن می¬باشد. نتایج نشان¬دهنده کارآمدی مدل بهینه¬سازی توسعه داده شده در این تحقیق برای اسخراج سیاست بهینه به¬منظور بهره¬برداری از مخازن چاه¬نیمه می¬باشند. به¬طوری که اعتماد-پذیری100% و برگشت¬پذیری 100% تأمین نیاز آب شرب حاصل از جواب مدل بهینه¬سازی به ترتیب برابر با 5/95 و 100 درصد می¬باشند. همچنین برگشت¬پذیری 100% و آسیب¬¬پذیری 100% تأمین نیاز کل آب (شرب و کشاورزی) جواب حاصل از مدل به ترتیب برابر با 89 و 46 درصد می¬باشند. علاوه بر این مدل توانست با خالی نگاه داشتن حجم مشخصی از مخزن در ماه¬های پرآب سال که احتمال سیلابی شدن رودخانه وجود دارد شرایط مناسبی را جهت کنترل سیلاب در منطقه ایجاد نماید.

شناخت منشا رسوبات و تخمین نرخ انتقال رسوب موازی ساحل در بخشهای ساحلی کمتر توسعه یافته استان سیستان و بلوچستان
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه سیستان و بلوچستان - دانشکده مهندسی 1393
  بهزاد بهنود   عباس حق شناس

بررسی دقیق از وضع موجود اکوسیستمهای ساحلی- دریایی در منطقه ساحلی جنوب کشور در سواحل استان سیستان و بلوچستان از اهمیت بالایی برخوردار است. یکی از اقداماتی که در حال حاضر در تهیه طرح¬های توسعه و ساخت و ساز در نواحی ساحلی مورد توجه قرار می¬گیرد و می¬تواند در جریان تکمیل و اصلاح روندهای نادرست و مشکلات طرح ها مورد بازبینی قرار گیرد، بحث میزان رسوب گذاری است. در این میان اثرات فعالیت های انسانی در سواحل و اکوسیستم های ساحلی- دریایی را نمیتوان نادیده گرفت. بحث میزان رسوب گذاری و تولید رسوبات در مناطق ساحلی و اثرات آن بر زیست بوم های ساحلی-دریایی حائز اهمیت است. هدف این تحقیق شناخت منشا رسوبات و تخمین نرخ انتقال رسوب موازی ساحل همچنین ارزیابی تاثیرات ساخت و سازهای ساحلی بر آن می¬باشد. در این تحقیق فرض شده سواحل مورد بررسی تا قبل از احداث اسکله¬ها در حالت ثبات بوده¬اند و همچنین عمق در نظر گرفته شده در محاسبه حجم انتقال رسوبات متوسط عمق طرح در اسکله¬های مورد بررسی (3 متر) می¬باشد. در ابتدا جهت جمع¬آوری نمونه¬های رسوب و برداشت خط ساحلی اقدام به سفر به منطقه مورد مطالعه و بازدید میدانی از آن منطقه گردید. سپس با استفاده از میکروسکوپ و تصویر برداری از نمونه¬های رسوب، اقدام به تعیین نوع این رسوبات گردید. همچنین برای محاسبه نرخ انتقال رسوب از مقایسه خطوط ساحلی در دوره¬های زمانی مختلف استفاده شده است. برای اینکار تلاش شده تا با اخذ تصاویر ماهواره¬¬ای و انجام عمل زمین مرجع با استفاده از حداقل 5 نقطه مقادیر مورد محاسبه تا سرحد امکان به واقعییت نزدیک باشد. با بررسی¬های انجام شده به این نتیجه دست یافته شد که در حدود 97 درصد وزنی رسوبات از نوع cca می¬باشد، همچنین با استفاده از تصاویر ماهواره¬ای دریافته شد که پس از ساخت اسکله¬ها سواحل غربی آنها دستخوش فرسایش و پیش آمدگی دریا شده¬اند، در صورتی که در سواحل شرقی اسکله¬ها، عمل رسوبگذاری مشهود می¬باشد.