نام پژوهشگر: مجید محمد اسمعیلی

بررسی کشت مخلوط و تک کشتی چهار گونه ی مرتعی در گنبد کاووس
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه گنبد کاووس - دانشکده کشاورزی گنبد 1393
  حزب الله پورگلستانی   مجید محمد اسمعیلی

به منظور بررسی و مقایسه عملکرد کمی و کیفی کشت مخلوط و خالص چند گونه ی مرتعی، آزمایشی در سال زراعی 92-1391 در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 3 تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه گنبد کاووس به اجرا در آمد. الگوی کاشت (تیمار ها) در 5 سطح و شامل کشت خالص festuca ovina l، festuca arundinacea schreb، medicago scutellata l، agropyron elongatum jose و کشت مخلوط چهار گونه به نسبت 25 درصد از هر یک بود. تجزیه واریانس نشان داد که اثر الگوی کاشت بر صفات عملکرد علوفه خشک، و عملکرد بذر در سطح یک درصد معنی دار است. نتایج نشان داد که بیشترین عملکرد علوفه با 01/2018 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار کشت مخلوط و کمترین عملکرد با 96/416 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار f. ovina بود. بیشترین عملکرد بذر 34/969 کیلوگرم در هکتار مربوط به تیمار m. scutellata بود. مقایسه میانگین تیمارهای الگوی کاشت نشان داد که حداکثر ماده خشک قابل هضم مربوط به تیمار کشت خالص m. scutellata با 45/64 درصد و حداقل این صفت نیز مربوط به تیمار کشت خالص a. elongatum با 54/49 درصد بود. بیشترین درصد کربوهیدرات های محلول در آب متعلق به تیمار کشت خالص m. scutellata با 18/13 درصد و حداقل این مقدار به گونه a. elongatum با 07/6 درصد تعلق داشت. حداکثر پروتئین خام مربوط به تیمار کشت خالص m. scutellata با 55/20 درصد و حداقل این صفت مربوط به تیمار کشت خالص f. ovina با 83/11 درصد بود. حداکثر فیبر خام مربوط به تیمار a. elongatum با 39/46 درصد و حداقل آن مربوط به تیمار کشت مخلوط با 32/37 درصد بود. مقایسه میانگین تیمارهای الگوی کشت نشان داد که حداکثر خاکستر علوفه مربوط به تیمار کشت خالص f. arundinacea با 83/9 درصد و حداقل این صفت نیز مربوط به تیمار کشت خالص m. scutellata با 45/7 درصد بود. نسبت برابری زمین (بر اساس وزن خشک علوفه) برای گونه های مورد بررسی برابر با 18/1 یعنی ler>1 بود که این نتیجه نشان می دهد کشت مخلوط بهتر از کشت خالص بوده است.

پیش بینی رویشگاه بالقوه گونه های گیاهی مراتع جنوب استان گلستان با روش های رگرسیون لجستیک و آشیان اکولوژیک بوم شناختی (enfa)
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه گنبد کاووس - دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی 1393
  جواد اسفنجانی   مجید محمد اسمعیلی

پوشش گیاهی مهم ترین عامل تأثیرگذار بر پایداری و تعادل اکوسیستم هاست. بنابراین شناخت عواملی که باعث استقرار و پراکنش جوامع گیاهی می شوند، ضروریست. هدف از این پژوهش مدل سازی پراکنش رویشگاه های مراتع جنوب استان گلستان است. برای این منظور، نمونه برداری از پوشش گیاهی به روش سیستماتیک-تصادفی انجام شد. در این روش در هر رویشگاه 3 ترانسکت 50 متری در نظر گرفته شد که در امتداد هر ترانسکت، 10 پلات یک متر مربعی در فواصل 5 متری قرار داده شد. در هر تیپ رویشی 30 پلات و در مجموع کل تیپ ها 150 پلات مستقر شد. همچنین از خاک در عمق 30-0 سانتی متر در ابتدا و انتهای هر ترانسکت نمونه برداری شد. خصوصیات خاک شامل مقادیر شن، رس، میزان سیلت، آهک، گچ، ماده آلی، اسیدیته، هدایت الکتریکی اندازه گیری شد و از عوامل فیزیوگرافی شیب، جهت جغرافیایی و ارتفاع ثبت گردید. به منظور مدل سازی پراکنش مکانی جوامع گیاهی از روش رگرسیون لجستیک و آشیان اکولوژیک بوم شناختی استفاده شد. بر اساس روش رگرسیون لجستیک در تیپ (1) artemisia aucheri شیب بیش ترین تاثیر را داشت و در تیپ (2) artemisia aucheri میزان شیب و جهت جغرافیایی، در تیپfestuca ovina-astragalus gossypinus درصد شن و ارتفاع از سطح دریا، در تیپ bromus tomentellus ارتفاع از سطح دریا و در تیپ bromus tomentellus-festuca ovina جهت جغرافیایی بیش ترین تاثیر را از بین عوامل محیطی داشتند. در حالی که در روش آشیان اکولوژیک در تیپ(1) artemisia aucheri : میزان رس و میزان شیب، در تیپ (2) artemisia aucheri: میزان هدایت الکتریکی و شیب منطقه، در تیپ festuca ovina-astragalus gossypinus: میزان شن و ارتفاع از سطح دریا، در تیپ bromus tomentellus: میزان شن و جهت جغرافیایی شمال غربی و در تیپ bromus tomentellus-festuca ovina: میزان شن، ارتفاع از سطح دریا و کربن آلی بیش ترین تاثیر را داشتند. به منظور بررسی دقت نتایج از شاخص کاپا استفاده شد که در بین دو روش رگرسیون لجستیک و آشیان اکولوژیک بوم شناختی میزان دقت در رویشگاه (1).a. aucheri با استفاده از روش آشیان اکولوژیک دارای بیش ترین دقت (برابر 0.57)، در سایر رویشگاه ها روش رگرسیون لجستیک دارای بیش ترین دقت می باشد. که ضریب کاپا در رویشگاه a.aucheri(2) برابر 0.84، f.ovina-a.gossypinus برابر 0.98، b.tomentellus برابر 0.87، b. tomentellus -f. ovina برابر 0.80 شد.

اثر خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک بر استقرار لکه گیاهی در منطقه گمیشان
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه گنبد کاووس - دانشکده کشاورزی گنبد 1393
  زهره عزیززاده   علی ستاریان

لکه اکولوژیک گیاهی به عنوان سطحی از چشم انداز باعث تجمع منابع در اکوسیستم می شود، لذا مطالعه خصوصیات لکه های گیاهی ضروری است. لکه های گیاهی همواره تحت تاثیر افزایش فشارهای محیطی و مدیریتی مانند خشکسالی طولانی مدت و افزایش چرا قرار می گیرند. این فشارها تاثیر خود را با تغییر در اندازه، شکل و فراوانی لکه های گیاهی، نمایان می سازند. به منظور بررسی اثر عوامل فیزیکوشیمیایی خاک بر روی استقرار لکه های گیاهی این تحقیق در مراتع گمیشان، استان گلستان در هر یک از سه منطقه شامل قرق، شدت چرای کم و شدت چرای سنگین دام سه ترانسکت 50 متری قرار داده شد. نتایج تحقیق نشان داد که مهم ترین پارامترهای خاکی موثر بر طول، عرض و ارتفاع لکه گیاهی، هدایت الکتریکی، اسیدیته خاک است. همچنین طول و عرض و ارتفاع لکه گیاهی با سیلت، نیتروژن کل، فسفر و کربن آلی خاک همبستگی مثبت و با شن، رس، آهک، پتاسیم، اسیدیته و هدایت الکتریکی خاک همبستگی منفی دارد. نتایج بررسی اثر میکروتوپوگرافی بر استقرار لکه گیاهی نشان داد که رابطه بین میکروتوپوگرافی با سه پارامتر طول، عرض و ارتفاع لکه های گیاهی و با پارامتر هدایت الکتریکی خاک در منطقه قرق معنی دار بود. میکروتوپوگرافی در منطقه با شدت چرای متوسط و چرای سنگین، با طول و عرض لکه گیاهی و همچنین با هدایت الکتریکی، اسیدیته، پتاسیم ، سیلت و شن آهک و فسفر خاک رابطه معنی داری داشتند. به طور کلی می توان نتیجه گرفت که سه عامل هدایت الکتریکی، اسیدیته و میکروتوپوگرافی از مهم ترین پارامترهای موثر بر استقرار لکه های گیاهی در منطقه است.