نام پژوهشگر: زهرا بطحائی

بررسی مقایسه ای آناتومی و تعیین کمی کاروتنوئید کروسین در گونه crocus sativus l. در دو منطقه قائن و طبس
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تربیت مدرس - دانشکده علوم پایه 1388
  سمیه تاجیک   فاطمه زرین کمر

زعفران با نام علمی crocus sativus l. از تیره زنبقیان گیاهی است علفی، پایا و دارای ساقه زیر زمینی به نام کرم و گلهای بنفش و کلاله سه شاخه قرمزرنگ می باشد. این گیاه بومی ایران می باشد. ترکیبات شیمیایی کلاله زعفران از سه جزء اصلی کروسین (ترکیب کاروتنوئیدی عامل ر نگ زعفران)، پیکروکروسین (عامل طعم) و سافرانال (عامل عطر) تشکیل شده است. زعفران از دیرباز به عنوان یک گیاه دارویی در درمان بسیاری از بیماریها استفاده می-شده است و کروسین به عنوان anticancer از رشد سلولهای سرطانی جلوگیری می کند. با توجه به اهمیت زعفران به عنوان یک محصول با ارزش و خواص دارویی کاروتنوئیدهای آن در تحقیق حاضر تاثیر فاکتورهای محیطی در دو منطقه قائن با ارتفاع حدود 1400 متر و حداقل دمای 6/6- و حداکثر دمای 33 درجه و طبس با ارتفاع حدود 700 متر و حداقل دمای بین 1/7 و حداکثر دمای 43 بر ریخت زایی و مقدار کمی رنگیزه کاروتنوئیدی کروسین، پیکروکروسین و سافرانال کلاله، همچنین میزان فلاونوئید کل گلپوش و میزان فلاونوئید کامفرول گونهcrocus sativus l. بررسی شد. بررسی تصاویر میکروسکوپ الکترونی سطح برگ مربوط به دو منطقه قائن و طبس، قرار گرفتن روزنه ها را در هر دو رقم درون کریپت در سطح تحتانی برگ نشان داد. مقایسه سطح تحتانی برگ در هر دو رقم افزایش قطر کریپت و چین-خوردگی های کوتیکولی بیشتر را در سطح تحتانی برگ در منطقه طبس نسبت به قائن مشخص کرد. همنین رقم مربوط به طبس تنوع اشکالی موم بیشتری را نسبت به قائن نشان داد که این تنوع شامل اشکال کریستالیزه، کروی و فلسی شکل می باشد. بررسی تصاویر میکروسکوپی کلاله نیز افزایش میزان غدد ترشحی برجسته و بزرگتر را در طبس نسبت به قائن نشان می دهد همچنین میزان چین خوردگی های کوتیکولی درکلاله طبس نسبت به قائن بیشتر می باشد که نشان دهنده کاهش سطح کلاله رقم مربوط به طبس نسبت به قائن می باشد. نتایج حاصل از مطالعات ریخت شناسی برگ در دو منطقه قائن و طبس نشان دهنده افزایش ضخامت کوتیکول فوقانی و تحتانی رقم مربوط به طبس نسبت به قائن می باشد. ضخامت اپیدرم فوقانی و تحتانی، همچنین دیواره خارجی اپیدرم فوقانی و تحتانی، ضخامت سلولهای نردبانی فوقانی و تحتانی، بافت پارانشیم زمینه در نمونه منطقه طبس نسبت به قائن کاهش یافت. طول اپیدرم کریپت، قطر خارجی و داخلی کریپت، عمق کریپت، تراکم سلولهای روزنه، منفذ روزنه، اتاقک زیر روزنه در رقم مربوط به طبس نسبت به قائن بیشتر می باشد. ضخامت پهنک برگ قائن نیز نسبت به طبس بیشتر می باشد. ارزش اقتصادی و کیفیت زعفران وابسته به تعیین کمی آنالوگهای کروسین، پیکروکروسین و سافرانال می باشد (abdullaev et al 2007). در این مطالعه ضمن تعیین میزان این ترکیبات در مناطق قائن و طبس، زعفران این مناطق از لحاظ کمی نیز تعیین کیفیت شد. بررسی و مقایسه مقادیر ترکیبات کلاله زعفران شامل کاروتنوئید کروسین و منوترپن الدئید پیکروکروسین و سافرانال و همچنین مقایسه میزان ترکیب فلاونوئید کامفرول گلپوش توسط دستگاه hplc و مقایسه ترکیب فلاونوئیدی کل توسط اسپکتروفتومتر در مناطق قائن و طبس حاکی از افزایش میزان این ترکیبات در منطقه قائن نسبت به طبس بود. در هر منطقه نیز مقایسه میزان این ترکیبات در مزارع سه ساله و شش ساله صورت گرفت که نتایج افزایش معنی دار میزان این ترکیبات را در مزارع سه ساله نسبت به شش ساله در هر منطقه نشان داد.

بررسی اثر ملازم های شیمیایی و پیکروکروسین بر گلیکه شدن dna
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه سیستان و بلوچستان - دانشکده علوم پایه 1392
  مارال احمدوند   زهرا بطحائی

گلوکز می¬تواند طی پیوند کووالان بوسیله روند غیر آنزیمی به dna متصل شود، که اغلب گلیکاسیون نامیده می-شود. گلیکاسیون dna منجر به تشکیل محصولات نهایی گلیکاسیون پیشرفته (ages) می¬شود. این عمل اثر کلی بر روی بیان ژن و عملکرد dna دارد. بنابراین کاهش میزان گلیکه شدن dna می¬تواند در کاهش آسیب¬زایی به بدن نقش عمده¬ای داشته باشد. در این تحقیق برای جلوگیری از گلیکه شدن dna از ملازم¬های شیمیایی و ماده موثره گیاهی استفاده کرده و اثر آن¬ها را بررسی می¬کنیم. در این مطالعه، غلظت مشخصی از dna در کنار گلوکز قرار داده شد، سپس اثر گلیسرول و لیزین به عنوان ملازم شیمیایی و پیکروکروسین به عنوان ماده موثره گیاهی در روند کاهش گلیکه شدن dna بررسی گردید. در این تحقیق از دستگاه¬های دورنگ نمایی دورانی و فلوریمتری استفاده شد. نتایج بدست آمده از طیف¬های cd بیانگر ایجاد تغییر در ساختمان dna در هنگام گلیکه شدن بود. تغییرات ساختمانی dna در حضور گلیسرول و لیزین و پیکروکروسین با درجات مختلف کاهش یافت. داده¬های حاصل از فلوریمتری نشان داد که با گذشت زمان شدت نشر فلورسانس افزایش می¬یابد، که این مسئله نشان دهنده تشکیل گلیکوفورها بود، ولی میزان نشر فلورسانس در حضور ملازم¬ها و ماده موثره گیاهی با درجات مختلف کاهش یافت. بررسی نتایج نشان داد که میزان گلیکه شدن dna در حضور ملازم¬ها و ماده موثره گیاهی کاهش می¬یابد. همچنین این مواد به حفظ ساختار طبیعی dna کمک می¬کنند.

بررسی الگوی پروتئومیکس در مایع مغزی نخاعی(csf) و پلاسمای مدل حیوانی (rat) با درد مزمن ایجاد شده توسط له کردن نخاع با و بدون تجویز کروسین
پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تربیت مدرس - دانشکده علوم پزشکی 1392
  معصومه کرمی   زهرا بطحائی

مقدمه: ضایعات نخاعی یکی از مشکلات سلامت در جوامع کنونی یوده و فقدان بیومارکرهای مطمئن جهت تشخیص تغییرات مولکولی در طول ضایعه از مسائل مهم آن است. الگوی پروتئوم در پلاسما و مایع مغزی نخاعی در طول درد نوروپاتیک ممکن است تغییر یافته و بنابراین ابزار پروتئومیکس می?تواند در شناسایی مارکرهای اختصاصی مفید باشد. در این مطالعه الگوی پروتئوم در پلاسماو مایع مغزی نخاعی مدل حیوانی با درد کرونیک القا شده مورد بررسی قرار گرفت. بعلاوه اثر درمانی کروسین در این حیوانات مورد مطالعه قرار گرفت. روش: رتهای نژاد ویستار بطور تصادفی به یازده گروه تقسیم شده که نه گروه آنها در ناحیه l1 دچار له شدگی شدند. از این گروهها چهار گروه تحت تیمار با کروسین (150 میلی?گرم/کیلوگرم) در هفته?های 6،4،2و8 پس از ضایعه نخاعی قرار گرفتند. چهار گروه دیگر به عنوان کنترل در شرایط یکسان تحت تیمار با نرمال سالین قرار گرفتند. نهمین گروه تحت تیمار با کتوبروفن قرار گرفت. دو گروه نرمال با و بدون دریافت کروسین در نظر گرفته شدند.آزمون?های رفتاری جهت ارزیابی ضایعه و روند بهبود بطور هفتگی انجام گردید. همچنین نمونه?های پلاسما و مایع مغزی نخاعی در پایان هفته هشتم جمع?آوری گردید. پپتید وابسته به ژن کلسی?تونین در پلاسما حیواناتی که آزمون?های رفتاری اثر مفید کروسین را نشان داد، و همچنین الگوی پروتئوم پلاسما و مایع مغزی نخاعی این حیوانات مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج: آزمون?های رفتاری افزایش معنی?دار نمره حرکتی bbb و کاهش معنی?دار آستانه تحریک در گروه تزریق کروسین در هفته دوم را نشان داد، ولی هیچ تغییری در آزمایش رفتاری حرارتی حیوانات را نشا.ن نداد. میزان cgrp نیز در پلاسمای رتهای ضایعه نخاعی شده بدون درمان افزایش یافت اما در گروه درمان شده با کروسین در هفته دوم کاهش معنی داری ایجاد شد. ارزیابی داده?های پروتئومیکس نشان داد که 49 لکه در پلاسما و 29 لکه در مایع مغزی نخاعی دارای تفاوت معنی?دار در گروههای مختلف هستند، که از این میان 22 لکه در پلاسما و 4 لکه درمایع مغزی می?توانند به عنوان مارکر درد شناسایی شوند. نتیجه?گیری: این مطالعه اثر مفید کروسین در درمان درد مزمن ناشی از له?شدگی را از طریق کاهش یا افزایش بیان پروتئین?ها از جمله کاهش cgrp نشان داد.

بررسی اثرات سیتوتوکسیسیتی و آپوپتوزی کاروتنوئید مهم زعفران ایران، کروسین، در مقابل رده سلول توموری tc-1 تحت شرایط آزمایشگاهی
پایان نامه دانشگاه آزاد اسلامی - دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم دارویی 1392
  فاطمه علیزاده آهنگری   اعظم بوالحسنی

چکیده اخیرا ترکیبات طبیعی برای توسعه داروهای ضدسرطانی مورد توجه قرار گرفته اند. زعفران و مواد تشکیل دهنده آن به عنوان یکی از موارد مناسب برای شیمی درمانی سرطان مطرح می باشند. ترکیبات عمده زعفران، کاروتنوئیدها و منوترپن آلدئیدها هستند. مهمترین کاروتنوئیدهای زعفران، کروسین و کروستین می باشند که مسئول رنگ زعفران هستند. عمده ترین منوترپن آلدئیدها شامل پیکروکروسین و سافرانال بوده که به ترتیب مسئول طعم و بوی زعفران هستند. در مطالعه حاضر، استخراج دو جزء مهم زعفران ایران، کروسین و پیکروکروسین، توسط کروماتوگرافی جذب سطحی با آلومینیوم اکساید صورت گرفت. سپس، اثرات سیتوتوکسیک و آپوپتوزی عصاره زعفران و دو ترکیب عمده آن، کروسین و پیکروکروسین، بر روی رده های مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان داد که عصاره آبی cos- و غیر توموری 7 tc- سلول توموری 1 زعفران و ترکیباتش توانایی زنده ماندن سلولهای توموری را در روشی وابسته به غلظت و زمان کاهش می دهند. بیشتر آن به همراه ic در شرایط آزمایشگاهی بود، اما 50 tc- اگرچه پیکروکروسین قادر به مهار رشد سلولهای 1 اثرات آپوپتوزی کمتر، نشان داد که فعالیت سیتوتوکسیسیتی در عصاره زعفران بیشتر ناشی از کروسین می باشد. در مجموع این بررسی نشان داد که زعفران و ترکیباتش، اثر پیشگیرنده شیمیایی مشخصی در مقابل تومور از طریق مهار تکثیر سلولها و القاء آپوپتوز دارند.