نام پژوهشگر:

فاطمه سفید کن

بررسی عملکرد و اجزای اسانس بادرشبی(dracocephalum moldavica) تحت سه نوع تیمار کودی
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تربیت مدرس - دانشکده کشاورزی 1389
    اکبر نوفلاح     رضا امید بیگی

بادرشبی با نام علمی dracocephalummoldavica، گیاهی است نهاندانه، دولپه ای، پیوسته گلبرگ، از تیره نعناع. اسانس بادرشبی در صنایع داروسازی، آرایشی و بهداشتی، غذایی و عطر سازی کاربرد های فراوان دارد. به منظور بررسی اثر تیمار های کودی مختلف بر عملکرد و اسانس گیاه بادرشبی، این تحقیق در قالب طرح بلوک کامل تصادفی با سه تکرار انجام گرفت. تیمار ها شامل 1: شاهد. 2: (t/ha 100کود دامی). 3: (t/ha 50کود دامی +kg/ha 100 نیتروژن). 4: (t/ha 50 کود دامی + kg/ha 100 فسفر). 5: (t/ha 50 کود دامی + kg/ha 100 نیتروژن + kg/ha 50 فسفر). 6: (t/ha 25کود دامی + kg/ha 150 نیتروژن + kg/ha 100 فسفر). 7: (kg/ha 150 نیتروژن + kg/ha 150 فسفر) بود. نتایج حاصل از بررسی اثر تیمار های کودی بر رشد، عملکرد، مقدار و اجزای تشکیل دهنده اسانس گیاه بادرشبی نشان داد که تیمار های کودی بر خصوصیات رویشی و زایشی گیاه تاثیر معنی داری دارد. تلفیق کود دامی و شیمیایی منجر به بیشترین افزایش وزن تر و خشک نسبت به بقیه تیمار ها شد. بیشترین درصد ماده خشک، درصد اسانس، حجم اسانس(لیتر)، عملکرد اسانس(کیلوگرم) و چگالی اسانس را تیمار t/ha 50 کود دامی+kg/ha 100 نیتروژن+kg/ha 50 فسفر داشت. بیشترین میزان ژرانیل استات در تیمار t/ha 100کود دامی و بعد از آن در تیمار t/ha 50 کود دامی+kg/ha 100 نیتروژن + kg/ha50 فسفر و کمترین میزان آن در تیمار شاهد مشاهده شد. بیشترین میزان ژرانیال و ژرانیول به ترتیب در تیمار شاهد و t/ha 25کود دامی +kg/ha 150 نیتروژن +kg/ha 100 فسفر مشاهده گردید.

فعالیت های ضد میکروبی، جهش زایی، ضد جهش زایی، سمیت سلولی و آنتی اکسیدانی اسانس آویشن دنایی (thymus daenensis)
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شاهد - دانشکده علوم پایه 1389
    مهدی داداش پور     ایرج رسولی

. این فعالیت در مورد آویشن تجاری و تیمول به ترتیب 09/±7/60 و 5/0±8/6 به ازای500 و 2000 µg/ml محاسبه شد. رادیکال زدایی نیتریک اکساید وابسته به دوز با ic50 برابر 5، 75 و 863 میکروگرم و فنل کل معادل mg sample/ µggae 79/6±41/237، 01/0±75/0 و01/0±42/5 به ترتیب در اسانس آویشن دنایی، اسانس تجاری و تیمول تعیین شد. قدرت کلاته کردن آهن نیز در مقادیر 1000،500 و 1000 میکروگرم به ترتیب 21/0±28/63، 7/1±43/67 و 9/0±52/10 درصد محاسبه شد. فعالیت ضد تیروسینازی آویشن دنایی، آویشن تجاری و تیمول بازای 32 ، 100 و2000 میکروگرم به ترتیب 613/0±89/59، 67/0±71/57 و24/1±80/20 محاسبه گردید. روغن اسانسی آویشن دنایی و تجاری فعالیت سیتوتوکسیک بسیار خوبی روی رده سلول سرطانی انسانی (سلول هلا) نشان دادند. سمیت سلولی آویشن دنایی، اسانس تجاری و تیمول بر سلولهای طبیعی انسان به صورت 50% غلظت ممانعت (ic50) به ترتیب 1455، 10/12 و 2867 میکروگرم و در خصوص سلولهای سرطانی به ترتیب 95/4، 61/3 و 1730 میکروگرم بود. با افزایش غلظت اسانس ها میزان فعالیت سیتوتوکسیک آن ها نیز افزایش می یابد.. در تست جهش زایی اسانس آویشن دنایی در سویه های ta100 و ta 98 بدون حضورعصاره درتست ایمز جهت بررسی جهش زایی و ضد جهش زایی بودن اسانس ها و تیمول از باکتری سالمونلا تیفی موریوم سویه های ta 100 و ta 98 استفاده شد میکروزوم کبدی (9s)، به ترتیب دارای اثر جهش زایی 91/27 % و 11/10% بوده و خاصیت جهش زایی آن درحضور9s در سویه های ta100 و ta98 به ترتیب 6/7% و76/4% می یاشد. آویشن تجاری در تست جهش زایی در سویه های ta100 و ta 98 بدون حضورعصاره میکروزوم کبدی (9s)، به ترتیب دارای اثر جهش زایی 69/3% و93/12 % و تیمول نیز به میزان 03/42% و 93/12% جهش زا می باشند. در حضور 9s آویشن تجاری در سویه های ta100 و ta 98 به ترتیب به میزان40/4% و87/ 0 جهش زا بوده و تیمول نیز به ترتیب به میزان 6% و 52/9% خاصیت جهش زایی از خود نشان داد. در تست ضد جهش زایی اسانس آویشن دنایی در سویه های باکتریایی ta100 و ta98 بدون حضور عصاره کبدی(9s) به میزان 92/88% و41/8 % و درحضور 9 s در سویه ta100 ،77/16% و سویه ta98 به میزان 64/53% خاصیت ضد جهش زایی نشان داد. آویشن تجاری در تست ضد جهش زایی در سویه های ta100 و ta 98 بدون حضورعصاره میکروزوم کبدی (9s)، به ترتیب دارای اثر ضد جهش زایی 92/85% و15/53 بوده و تیمول نیز به ترتیب به میزان 87/48% و 55/46% دارای خاصیت ضد جهش زایی می باشد. در حضور 9s آویشن تجاری در سویه های ta100 و ta 98 به ترتیب به میزان92/77% و33/60 %ضد جهش زا بوده و تیمول نیز به ترتیب به میزان 32/46% و 73/49% خاصیت جهش زایی از خود نشان داد. این پژوهش می تواند گامی در شناخت بهتر و دقیق تر گیاهان دارویی که سالها به عنوان دارو به صورت سنتی و بدون محدودیت مصرف شده و توجهی به عوارض جانبی آن نمی شده، محسوب شود. همچنین گامی در جهت پیشگیری و یا درمان برخی بیماریهای مزمن مانند بیماری قلبی–عروقی، آترواسکلروز، آلزایمر، پارکینسون، سرطان وسایر ناهنجاریهای تهدید کننده سلامت باشد

تأثیر کاربرد کود بیولوژیک و آزوکمپوست بر عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی بادرشبی در دو منطقه ایران
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه تربیت مدرس - دانشکده کشاورزی 1390
    سعید یوسف زاده     فاطمه سفید کن

کشاورزی فشرده با مصرف گسترده کود های شیمیایی بویژه نیتروژن عملکرد بالا را تضمین می کند ولی در این راستا باعث افزایش هزینه ها و آلودگی محیط زیست می شود. یکی از ارکان اصلی در کشاورزی پایدار استفاده از کود های زیستی در بوم نظام های زراعی با هدف حذف یا کاهش قابل ملاحظه در مصرف نهاده های شیمیایی است. بدین منظور برای ارزیابی تأثیر کود های بیولوژیک و نیتروژن بر عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی بادرشبی (l. dracocephalum moldavica) و ویژگی های خاک، آزمایشی به صورت فاکتوریل سه عاملی در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با 20 تیمار در سه تکرار در سال زراعی 89-1388 در دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس (منطقه ی 1) و در مزرعه تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی استان آذربایجان غربی (منطقه ی 2) اجرا گردید. تیمار های آزمایشی شامل دو ژنوتیپ ( :g1اکوتیپ بومی و :g2 رقم (szk-1، دو سطح باکتری (:b1 تلقیح بذر با باکتری های ازتوباکتر + آزوسپیریلوم + سودوموناس و :b2عدم تلقیح) و پنج رژیم کودی (f1: 100 % کود اوره، f2: 75% کود اوره + 25 % آزوکمپوست، f3: 50% کود اوره + 50% آزوکمپوست، f4: 25 % کود اوره + 75 % آزوکمپوست و f5: 100% آزوکمپوست) بودند. همچنین برای بررسی تأثیر کود های زیستی بر جوانه زنی و فعالیت آنزیم های آلفا و بتا آمیلاز یک پژوهش آزمایشگاهی به صورت فاکتوریل دو عاملی در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمار های آزمایشی شامل ژنوتیپ ( :g1اکوتیپ بومی و :g2 رقم (szk-1 و باکتری (b1: عدم تلقیح، b2: تلقیح با ازتوباکتر، b3: تلقیح با سودوموناس، b4: تلقیح با آزوسپیریلوم، b5: تلقیح با هر سه باکتری) بود. فعالیت آلفا و بتا آمیلاز در سه مرحله (24 ساعت پس از جوانه زنی، 48 ساعت پس از جوانه زنی و شش روز پس از جوانه زنی) اندازه گیری شدند. بر اساس نتایج بدست آمده بیشتر صفات مرفولوژیک مورد مطالعه تحت تأثیر ژنوتیپ قرار گرفتند. اثر رژیم کودی برتعداد شاخه ی گل دهنده، عملکرد ماده ی خشک، درصد و عملکرد اسانس در هر دو منطقه معنی دار شد. ارتفاع بوته، تعداد برگ در ساقه اصلی و تعداد شاخه ی گل دهنده در هر دو منطقه تحت تأثیر تلقیح با باکتری قرار گرفنتد. بر همکنش اثرات متقابل دو جانبه تعدادی از صفات مرفولوژیک مورد مطالعه را تحت تأثیر قرار دادند. اثر متقابل سه جانبه بر تعداد شاخه ی گل دهنده در منطقه ی 2 بر عملکرد ماده ی خشک در منطقه ی 1 معنی دار بود. در هر دو منطقه (به جز تعداد شاخه ی گل دهنده در منطقه ی 2) بیشترین ارتفاع بوته، ارتفاع اولین شاخه ی گل دهنده از سطح زمین، تعداد برگ در ساقه اصلی، درصد و عملکرد اسانس در اکوتیپ بومی و بیشترین قطر ساقه، تعداد شاخه های فرعی در رقم اصلاح شده بدست آمد. تلقیح با باکتری موجب افزایش ارتفاع، تعداد برگ ساقه اصلی و تعداد شاخه گل دهنده در هر دو منطقه شد. استفاده از تیمار تلفیقی f3 ارتفاع بوته، ارتفاع اولین شاخه گل دهنده از زمین، قطر ساقه، تعداد شاخه های فرعی، درصد و عملکرد اسانس را نسبت به تیمار شاهد شیمیایی افزایش داد. کاربرد 100 درصد آزوکمپوست کمترین عملکرد اسانس را تولید کرد. در مجموع دو حالت (تلقیح و عدم تلقیح) در مقایسه با سایر ترکیبات کودی، کاربرد تیمار f3 بالاترین درصد اسانس را به خود اختصاص داد. در حالت تلقیح با باکتری درصد اسانس اکوتیپ بومی در مقایسه با رقم اصلاح شده به طور معنی داری افزایش یافت. همچنین، در حالت تلقیح و عدم تلقیح بین تیمار شاهد شیمیایی و تیمار تلفیقی f3 تفاوت معنی داری مشاهده نشد، بطوریکه در حالت عدم تلقیح میزان عملکرد اسانس در اثر کاربرد تیمار f3 بیشتر از شاهد شیمیایی بود. تیمارهای f3 و f4 در هر دو منطقه و در هر دو ژنوتیپ (به جز اکوتیپ بومی در منطقه ی 2 در حالت تلقیح با باکتری) بیشترین درصد ژرانیول و ژرانیال را تولید کردند. تجمع نیتروژن در اندام هوایی ژنوتیپ ها در دو منطقه متفاوت بود. تیمار f3 پس از تیمار شاهد شیمیایی بیشترین میزان نیتروژن را در گیاه تولید کرد. در هر دو منطقه بالاترین مقدار فسفر و پتاسیم در اثر کاربرد تیمار f5 حاصل شد که از نظر آماری درصد پتاسیم تفاوت معنی داری با سطح کودی f3 نداشت. در هر دو منطقه کاربرد کود نیتروژن در بالاترین سطح در مقایسه با سایر سطوح کودی غلظت کلروفیل، کارتنوئید و آنتوسیانین را افزایش داد. همچنین تفاوت معنی داری بین تیمار تلفیقی f3 و شاهد شیمیایی در میزان کلروفیل در منطقه ی 2 وجود نداشت. کاربرد تیمارهای f5 و f3 به ترتیب در مناطق 1 و 2 میزان فلاونوئید را افزایش دادند که در منطقه ی 1 تفاوت معنی داری بین این دو تیمار مشاهده نشد. در رقم اصلاح شده در منطقه ی 2 تلقیح با باکتری در مقایسه با عدم تلقیح، میزان فلاونوئید ها را به طور معنی داری افزایش داد. کاربرد آزوکمپوست و pgprها تأثیر مثبتی بر میزان گلوکز در هر دو منطقه داشت. استفاده ازpgprها در اکوتیپ بومی (منطقه ی 1) و تیمار تلفیقی f3 (هر دو منطقه) مقدار زایلوز را افزایش دادند. میزان قند مانوز نیز با کاربرد آزوکمپوست در هر دو منطقه بهبود پیدا کرد. در هر دو منطقه آزمایشی کاربرد آزوکمپوست و pgprها (منطقه ی 2 ) تأتیر مثبتی بر نیتروژن خاک داشتند. در منطقه ی 2 بالاترین مقدار فسفر و پتاسیم خاک در اثر کاربرد تیمار 100 درصد آزوکمپوست بدست آمد که تفاوت معنی داری بین این تیمار با تیمار f3 از نظر درصد پتاسیم قابل مشاهده نبود. عامل تلقیح با باکتری توانست میزان فسفر قابل دسترس خاک را در منطقه ی 2 افزایش دهد. در هر دو منطقه ی آزمایشی کاربرد آزوکمپوست و در منطقه ی 1 تلقیح باکتری با بذور اکوتیپ بومی میزان کربن آلی خاک را افزایش داد. همچنین با افزایش مقادیر آزوکمپوست میزان ph و وزن مخصوص ظاهری خاک در هر دو منطقه کاهش یافتند. در هر دو منطقه بیشترین و کمترین میزان هدایت الکتریکی خاک بواسطه استفاده از تیمارهای 100 درصد آزوکمپوست و 100 درصد کود شیمیایی بدست آمدند. تلقیح بذور با مخلوط سه باکتری در اکوتیپ بومی و عدم تلقیح بذور با باکتری در رقم اصلاح شده درصد جوانه زنی را بهبود بخشید. سرعت جوانه زنی در اکوتیپ بومی به طور معنی داری در مقایسه با رقم اصلاح شده بیشتر بود. تلقیح بذور با باکتری در مقایسه با تیمار شاهد سرعت جوانه زنی را افزایش داد. طول ساقه چه در بذور اکوتیپ بومی در مقایسه با رقم اصلاح شده بیشتر بود. بیشترین و کمترین طول ساقه چه در اثر کاربرد تیمار آزوسپیریلوم و شاهد بدست آمد. طول ریشه چه نیز به واسطه کاربرد باکتری آزوسپیریلوم و مخلوط سه باکتری به ترتیب در اکوتیپ بومی و رقم اصلاح شده بهبود یافت. تأثیر کاربرد باکتری بر میزان وزن خشک ریشه چه و ساقه چه معنی دار نشد. فعالیت آلفا آمیلاز در اکوتیپ بومی به طور معنی داری در مقایسه با رقم اصلاح شده بیشتر شد. میزان آلفا آمیلاز در 48 ساعت پس از جوانه زنی در کلیه تیمار ها در مقایسه با سایر زمان ها به طور معنی داری افزایش یافت. بیشترین فعالیت آلفا آمیلاز در 48 پس از جوانه زنی مشاهده شد. همچنین کاربرد باکتری ها تأثیر منفی بر میزان بتا آمیلاز داشت. در مجموع نتایج حاصله از این بررسی نشان داد کاربرد تیمار تلفیقی 50% کود اوره + 50 % آزوکمپوست در حالت تلقیح و عدم تلقیح با باکتری در اکوتیپ بومی (g1b1f3 and g1b2f3) با کاهش میزان مصرف نیتروژن شیمیایی، بهبود شرایط خاکی و افزایش اغلب صفات مورد مطالعه همچون، عملکرد ماده خشک، درصد و عملکرد اسانس، میزان ژرانیول و ژرانیال، میزان کلروفیل، میزان قند های محلول، کربن آلی و میزان نیتروژن، پتاسیم و فسفر خاک، می تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای کودهای شیمیایی در راستای کشاورزی پایدار مورد توجه قرار گیرد.

تأثیر آبیاری با آب شور و تیمار اسید سالیسیلیک بر برخی صفات رویشی و فیزیولوزیکی نعناع فلفلی (mentha piperita l)
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه ارومیه - دانشکده کشاورزی 1390
    مینا مظفری     فاطمه سفید کن

شوری خاکو آب یکی از فاکتورهای محیطی مهمی است که رشد و تولید محصول را محدود می کند و بنابراین یافتن روش ها و استراتژی هایی برای القاء مقاومت به تنشیا اصلاح اثرات زیانبار تنش شوری بر گیاهان مورد توجه زیادی قرار گرفته است.سالیسیلیک اسید یک ترکیب فنولی است که اثرات اصلاح کنندگی آن در القاء مقاومت به شوری در بسیاری از گیاهان گزارش شده است. نعناع فلفلی (mentha piperita l.)گیاهی علفی وچندساله متعلق به تیره نعناع (lamiaceae) است. اسانس این گیاه کاربردهای زیادی درصنایع غذایی، دارویی و آرایشی و بهداشتی دارد. به منظور بررسی تأثیر آبیاری با آب شور و تیمار سالیسیلیک اسید بر خصوصیات رشدی، فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاه نعناع فلفلی، یک آزمایش گلدانی به صورت فاکتوریل در قالب طرحبلوک های کامل تصادفی با12 تیمار و چهار تکرار انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل چهار سطح شوری آب دریا ( 6/0، 2 ، 4 و 8 دسی زیمنس بر متر) وسه غلظت سالیسیلیک اسید (صفر، 75/0 و 5/1 میلی مولار) بودند. نتایج نشان داد که با افزایش سطح شوری پارامترهای رشدی (ارتفاع بوته، قطر ساقه، طول میانگره، سطح برگ و عملکرد ماد? تر و خشک در گلدان)،میزان نسبی آب برگ، مقادیر کلروفیل، غلظت عناصر پتاسیم، کلسیم و منیزیم و عملکرد اسانس کاهش یافت در حالیکهدمای برگ، میزان انباشت پرولین و قند های محلول، ظرفیت آنتی اکسیدانی کل، محتوی فنول کل، غلظت عناصر سدیم و کلر و درصد اسانس افزایش پیدا کرد.کاربردسالیسیلیک اسید نیزباعث افزایش پارامترهای رشدی، میزان کلروفیل، میزان انباشت پرولین،ظرفیت آنتی اکسیدانی کل، محتوی فنول کل و درصد و عملکرد اسانسو کاهش میزان انباشت قندهای محلول و غلظت کلر گردید. نتایج آنالیز اسانس نشان داد که منتول، 8،1- سینئول و منتون اجزاء غالب اسانس بودند.اگرچه میزان تغییرات منتول تحت تأثیر شوری روند مشخصی نداشت اما محلول پاشی سالیسیلیک اسید باعث افزایش مختصری در مقدار منتول گردید. در مجموع یافته های این تحقیق نشان داد که اثرات زیان آور تنش شوری بر رشد نعناع فلفلی می تواند با محلول پاشی سالیسیلیک اسید کاهش داده شود.

مطالعه الگوی بیان ژن اسکوپلی تین در گیاه دارویی آنغوزه
   پایان نامه دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) - قزوین - دانشکده فنی 1391
    سمیه عزیزی     محمد رضا نقوی

آنغوزه، با نام علمی ferula assa-foetida l.، گیاه دارویی ارزشمند از خانواده چتریان است.ترکیبات بیولوژیکی فعال در این گیاه شامل کومارین ها و کومارین های سزکوئی ترپن میباشد. از جمله کومارین های مهم این گیاه، آمبلی فرون (7- هیدروکسی کومارین) میباشد.تا کنون ژن های مسیر تولید ترکیبات، در آنغوزه مشخص نشده است.به دلیل اینکه توالی ژن مورد نظر وجود ندارد از ژن بالا دست آن به نام اسکوپلی تین استفاده می کنیم.در این تحقیق بررسی الگوی تظاهر ژن اسکوپلی تین در گیاه آنغوزه، از روش ریل تایم پی. سی. آر انجام شد. استخراجrna از سه اندام ریشه، برگ و گل با استفاده از کیت کیاژن استفاده شد. سنتز cdna نیز توسط کیت کیاژن انجام شد و ریل تایم پی. سی. آر درسه اندام ریشه، برگ و گل و در 3 تکرار تکنیکی و با استفاده از تکنیک سایبر گرین، انجام شد. مقایسه الگوی تظاهر ژن اسکوپلی تین نشان داد که برگ بیشترین میزان بیان ژن را داشته و بعد از آن ریشه بیشترین میزان بیان را نسبت به گل نشان داد.آنالیز اسانس اندامهای ذکر شده توسط دستگاه گاز کروماتوگراف- طیف سنج جرمی (gc-msانجام گرفت. در مورد شیرابه آنغوزه بهترین کیفیت متعلق به شیرابه ای در نظر گرفته شد که بیشترین مقدار ترکیبات گوگردی را دارا بود. خاصیت اصلی آنغوزه به ترکیبات گوگردی آن بستگی دارد. که در این تحقیق، برگ بیشترین میزان ترکیبات گوگردی (9/84%) را دارا بود و بعد از آن ریشه دارای 7/48% ترکیبات گوگردی بود و در آخر، گل دارای 1/32% ترکیب گوگردی بود.

بررسی اثرات مصرف کود زیستی mog به صورت خاک کاربرد و برگ مصرف بر خصوصیات مرفولوژیکی و بیوشیمیایی بادرشبی (dracocephalum moldavica)
   پایان نامه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه مراغه - دانشکده کشاورزی مراغه 1392
    زاهد صوفی محمودی     فاطمه سفید کن

بادرشبی یا بادرنجبویه ترکی (dracocephalum moldavica) گیاهی است معطر و علفی. این گیاه از راسته لب گلی ها (lamiales) و تیره نعنائیان (lamiaceae) است. از خواص دارویی این گیاه می توان به خواص ضد باکتری و ضد ویروس (kucera et al., 2007)، آرام بخش (kennedy et al., 2004) اشاره نمود. علاوه بر آن این گیاه بعنوان طعم دهنده در صنایع غذایی مصرف دارد و در مقایسه با بتا هیدروکسی اسید، نگهدارنده بهتری برای مواد غذایی محسوب می شود (de ciriano et al., 2010). در اندام سبز این گیاه موادی مانند اسیداولئیک، سیترال، ژرانیول و رزماری اسید وجود دارد (awad et al., 2009). همچنین در برگ های بادرشبی تانن ها وجود دارند. از دیگر ترکیبات آن می توان لیمونن و فلاونوئیدها را نام برد. با وجود خواص متعدد دارویی و غذایی این گیاه هنوز اطلاعات جامعی در رابطه با میزان و نحوه مصرف کود و اثرات آن بر خواص دارویی این گیاه در دست نیست. به همین منظور آزمایشی مزرعه ای جهت بررسی اثرات مصرف خاک کاربرد و برگ مصرف کود زیستی (marvins organic gardensmog= ) و کود شیمیایی (n,p,k) در منطقه پیرانشهر انجام می گردد. تیمارهای مورد بررسی شامل =a شاهد (بدون مصرف کود)، b = کود شیمیایی (npk) مطلوب، c = کود آنزیمی ارگانیک mog (خاک مصرف در یک مرحله : بعد از کاشت)، =d کود آنزیمی ارگانیک mog(محلول پاشی در مرحله دیده شدن اولین گل در مزرعه)، =e کود آنزیمی ارگانیک mog (خاک مصرف در دو مرحله : 1- بعد از کاشت، 2- پنج تا شش برگی پس از تنک کردن)، =f کود آنزیمی ارگانیک mog(خاک مصرف در دو مرحله : 1- بعد از کاشت، 2- پنج تا شش برگی پس از تنک به منظور بررسی اثرات کودهای زیستی و شیمیایی بر روی گیاه دارویی بادرشبی، آزمایشی به صورت طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1391 در مزرعه تحقیقاتی اداره جهاد کشاورزی شهرستان پیرانشهر اجرا گردید. تیمارهای مورد بررسی شامل 1= شاهد (بدون مصرف کود)، 2= کود شیمیایی (npk) مطلوب، 3= کود آنزیمی ارگانیک mog (خاک مصرف در یک مرحله : بعد از کاشت)، 4= کود آنزیمی ارگانیک mog (محلول پاشی در مرحله دیده شدن اولین گل در مزرعه)، 5= کود آنزیمی ارگانیک mog (خاک مصرف در دو مرحله : 1- بعد از کاشت، 2- پنج تا شش برگی پس از تنک کردن) و 6= کود آنزیمی ارگانیک mog (خاک مصرف در دو مرحله : 1- بعد از کاشت، 2- پنج تا شش برگی پس از تنک کردن و محلول پاشی در مرحله دیده شدن اولین گل در مزرعه) بود. صفات ارتفاع گیاه، تعداد سر شاخه های گلدار، ارتفاع اولین سر شاخه گلدار از سطح زمین، وزن تر گیاه، وزن خشک گیاه، درصد اسانس، محتوای کلروفیل، وزن هزار دانه، عملکرد بیولوژیک و عملکرد اسانس به طور معنی داری تحت تأثیر مصرف کود زیستی (mog) قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بیشترین وزن هزار دانه، درصد اسانس، عملکرد بیولوژیک، مقدار کلروفیل، وزن تر بوته، وزن خشک بوته، ارتفاع گیاه، تعداد سر شاخه های گلدار و عملکرد اسانس در تیمار 6 (اعمال کود آنزیمی mogخاک مصرف در دو مرحله : 1- بعد از کاشت، 2- پنج تا شش برگی پس از تنک کردن و محلول پاشی در مرحله دیده شدن اولین گل در مزرعه) و بالاترین طول اولین سر شاخه گلدار در تیمار 3 (کود آنزیمی mog خاک مصرف در یک مرحله : بعد از کاشت) به دست آمدند. نتایج آزمایش gc - ms نشان داد که تیمارهای کود زیستی mog باعث افزایش مواد تشکیل دهنده اسانس گیاه دارویی بادرشبو شدند به نحوی که سبب افزایش مواد sabinene، b-pinene، e-b-oeimene، linalool،trans limonene oxid ،neral ، geraniol و geranyl acetate به ترتیب به میزان 23، 8، 4، 28، 5، 28، 2 و 2 درصد نسبت به تیمار شاهد گردیدند. این مطالعه نشان داد کود زیستی (mog) در مقایسه با کود شیمیایی npk و شاهد (عدم مصرف کود) اثرات بهتری بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه بادرشبی داشت