کاربرد تئوری شناختی اجتماعی: پیش بینیکنندههای فعالیت جسمی در زنان مبتلا به دیابت نوع۲
چکیده
فعالیت جسمی رفتاری پیچیده است که تعیین کننده های آن در گروههای مختلف، متفاوت میباشد. به دلیل طبیعت مزمن دیابت نوع 2، تبعیت از درمان نیازمند تغییرات سبک زندگی است که برای خیلی از افراد اتخاذ و حفظ آن مشکل است. این مطالعه با هدف تعیین پیشبینیکنندگی سازههای تئوری شناختی اجتماعی در فعالیت جسمی زنان دیابتی نوع 2 انجام شد. نوع مطالعه تحلیلی است که 300 نفر از زنان دیابتی نوع2 به صورت خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامههای منطبق با سازههای تئوری شناختی اجتماعی و فعالیت جسمی ( ipaq )بود. دادههای جمعآوری شده با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس و رگرسیون مورد بررسی قرار گرفتند و نتایج نشان داد از بین سازههای تئوری شناختی اجتماعی، خودتنظیمی(001/0> p )، حمایت اجتماعی (001/0> p ) ، خودکارآمدی (005/0 p = ) تأثیر معناداری بر فعالیت جسمی در نمونه پژوهش داشتند.با توجه به یافتهها خودتنظیمی، خودکارآمدی و حمایت اجتماعی از تاثیرگذارندههای مهم فعالیت جسمی میباشند و باید در طراحی و اجرای مداخلات آموزش ی مد نظر قرار گیرند.