مقاله

مقایسۀ اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار، شناختی- رفتاری و شناختی- رفتاری- هیجانی بر سیر تغییر رضایت مندی زناشویی زوجین و افسردگی زنان

چکیده

هدف: طبق مدل افسردگی زناشویی بیچ، افسردگی زنان تا حد زیادی ناشی از نارضایتی زناشویی آنان است و به همین دلیل او زوج درمانی را برای بهبود افسردگی زنان مؤثر می­داند. بنابراین هدف این مطالعه مقایسه­ی اثربخشی زوج درمانی هیجان­مدار، شناختی-رفتاری، و شناختی-رفتاری-هیجانی بر رضایت­مندی زناشویی زوجین و افسردگی زنان است. روش: این مطالعه نیمه­تجربی از نوع پیش­آزمون-پس­آزمون-پیگیری و روش آماری آن تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر دوگانه بود. نمونه­ی مورد نظر از میان زوج­هایی انتخاب شد که به مراکز مشاوره­ی شهر همدان مراجعه کرده و تشخیص همزمان افسردگی زن و نارضایتی زناشویی گرفته بودند. 67 زوج واجد شرایط شرکت در این مطالعه بودند که از میان آنها 45 زوج انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه زوج­درمانی قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه­های جمعیت­شناختی، افسردگی بک، و رضایت­مندی زناشویی انریچ بود. به منظور ثبت سیر تغییرات نمره­های افسردگی و رضایت­مندی زناشویی، زوجین پرسشنامه­ها را در مرحله­ی پیش­آزمون، جلسه­ی ششم، یازدهم، پانزدهم (پس­آزمون)، یک ماه بعد (پیگیری اول) و سه ماه بعد (پیگیری دوم) کامل کردند. یافته­ ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر دوگانه نشان داد که هر سه زوج درمانی در افزایش رضایت­مندی زناشویی و کاهش نمرات افسردگی مؤثرند. زوج درمانی هیجان­مدار تنها در نمرات پیگیری افسردگی و رضایت­مندی زناشویی مؤثرتر از زوج­درمانی شناختی-رفتاری بود. زوج­درمانی شناختی-رفتاری-هیجانی هم در طول درمان و هم در نمرات پیگیری رضایت­مندی زناشویی و افسردگی مؤثرتر از دو روش دیگر بود. نتیجه ­گیری: زوج­درمانی شناختی- رفتاری- هیجانی با هدف قرار دادن سه بعد اصلی شناخت، رفتار و هیجان، به اصلاح الگوی تعاملی زوجین می­پردازد، درحالی که در زوج­درمانی شناختی-رفتاری به هیجان کمتر توجه شده و در زوج درمانی هیجان­مدار، به باور و شناخت­ها کمتر پرداخته می­شود، لذا این روش به طور ماندگارتری موجب افزایش رضایت­مندی زناشویی زوجین و کاهش افسردگی زنان شده است.

اسناد مشابه