تعیین مکان بهینه در فضای گسسته با استفاده از سیستم اطلاعات مکانی و سیستم های استنتاج فازی
چکیده
مکان مناسب ایستگاه های آتش نشانی یک نکته بسیار پر اهمیت برای نجات و محافظت از جان و مال انسان ها می باشد. از این رو موقعیت مکانی مناسب ایستگاه ها یکی از مهمترین عواملی است که می تواند میزان خسارت ناشی از حوادث را بطور قابل ملاحظه ای کاهش دهد. بنابراین برای هر شهری باید پوشش مناسبی از اطفای حریق در شهر ایجاد کرد. در نتیجه تعیین مکان بهینه ایستگاه-های آتش نشانی یکی از مهمترین مسائلی است که مدیران شهری را درگیر حل آن کرده است. اصولاً مسأله تعیین مکان بهینه ایستگاه های آتش نشانی دارای حالت نیمه ساختاریافته و پیچیده با معیارهای متعدد و بعضاً متناقض می باشد. سیستم اطلاعات مکانی(gis) در طول چند سال گذشته به عنوان ابزاری برای مدیریت، تجزیه و تحلیل و آنالیز اطلاعات مکانی، گزینه ای مؤثر در امر تسهیل در حل مسائل تعیین مکان بهینه می باشد. gis به تنهایی پاسخگوی حل مسأله نمی باشد، از این رو با تلفیق با سایر روش ها و کاربردها امکان بررسی و حل بسیاری از مسائل را داراست. روش فازی از جمله روش هایی است که به منظور کمک به تصمیم-گیران در این گونه شرایط طراحی شده است. در حقیقت فازی توانایی پیاده سازی دانش کارشناسان برای حل مسائل را داراست و این مهمترین حُسن این روش می باشد. از این رو با تلفیق gis و سیستم های استنتاج فازی، توانایی حل طیف وسیعی از مسائل تعیین مکان بهینه را دارا هستیم. در این تحقیق با ارائه مدلی از تلفیق gis با سیستم های استنتاج فازی takagi-sugeno و assilan-mamdani برای تعیین مکان بهینه ایستگاه های آتش نشانی توانایی مقایسه این دو سیستم حاصل گردید. همچنین کارائی روش های مختلف غیرفازی سازی و استلزام در سیستم های استنتاج فازی takagi-sugeno و assilan-mamdani از طریق مقایسه با روش های topsis و saw(از روش های تصمیم گیری چند معیاره) مقایسه گردید. نتایج نشان داد امکان جایگزینی روش فازی در تصمیم-گیری های مکان مبنا نسبت به روش های تصمیم گیری چند معیاره و روش های سنتی وجود دارد و سیستم استنتاج takagi-sugeno در مقایسه با سستم استنتاج assilan-mamdani دارای کارائی بالاتری می باشد (ضریب همبستگی spearman rank در سیستم استنتاج takagi-sugeno 1 و 96/0 برای روش های topsis و saw بدست آمد).