کارکرد عاطفه ی حسرت در محتوا و فرم غزل حسین منزوی
چکیده
حسین منزوی، شاعر معاصر ایران، با استفاده از زبان، توصیفات، تصاویر و اندیشههای تازه در قالب غزل، یکی از نوآوران این عرصه محسوب میشود. عاطفهی حسرت در شعر او نمودی چشمگیر و محوری دارد و میتواند از دلایل ماندگاری غزل او به شمار آید. براین اساس، هدف از این پژوهش، بررسی انواع جلوههای حسرت در غزل منزوی، تحلیل دلایل، انگیزهها و نتایج آن و چگونگی نمود این عاطفه در ساختار و صورت غزل او، با استفاده از روش تحلیل محتوایی و ساختاری است. به طور کلّی، میتوان حسرتهای منزوی را به دو دستهی شخصی و اجتماعی تقسیم کرد. پرکاربردترین انگیزهها و زمینههایی که باعث به وجود آمدن این عاطفه در شعر منزوی شدهاند، عبارتند از: جدایی از معشوق، اندوه از دست دادن برادر، گله از سرنوشت و انسانهایی که به دلایل گوناگون او را آزردهاند، سپری شدن جوانی و عوامل سیاسی- اجتماعی. بارزترین شگردهای فرمی او در این زمینه نیز، علاوه بر استفاده از واژههای حامل مفاهیم حسرتبار، از این قرارند: به کارگیری انواع شیوههای موسیقایی؛ بخصوص کناری، درونی و بیرونی و تصویر آفرینی؛ بویژه در قالب تشبیه، نماد و تلمیح.