مقاله

رابطه ساختار قدرت در خانواده با خود پنداره و‎ ‎سلامت روانی زنان معلم ‏مقطع ابتدایی شهر داراب

چکیده

هدف از این تحقیق ،بررسی رابطه بین ساختار قدرت در خانواده با خود پنداره و سلامت روانی زنان معلم مقطع ابتدایی شهر داراب بود روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه معلمان متاهل زن مدارس دوره ابتدایی شهر داراب در سال تحصیلی1390-1389 و نمونه پژوهش شامل 150نفر از معلمان متاهل دوره ابتدایی شهر داراب است که به روش نمونه گیری خوشه­ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش سه پرسش­نامه است که عبارتند از :1- پرسش­نامه ساختار قدرت در خانواده، 2-پرسش­نامه خود پنداره کماساراسوت(scq)،3-پرسش­نامه سلامت عمومی(ghq). تجزیه و تحلیل داده­ها در این پژوهش در دو سطح آمارتوصیفی و آماراستنبا­طی صورت می­گیرد که در سطح ­آمار توصیفی ­با استفاده ­از مشخصه­های ­آماری ­نظیر فراوانی، میانگین، انحراف­معیار، و در سطح آمار استنبا­طی از همبستگی و رگرسیون چند متغیری استفاده شده است. نتایج نشان داد که بین ساختار قدرت در خانواده و خود پنداره رابطه مثبت و معناداری در سطح (01/0>p و 265/0 r =) وجود دارد ولی بین ساختار قدرت در خانواده و سلامت روانی رابطه منفی و معناداری در سطح (0> pو328/0- r=) وجود دارد هم چنین سایر مؤلفه­های ساختار قدرت در خانواده (حوزه قدرت زن و شوهر، روابط قدرت در خانواده)­ می­تواند سلامت ­روانی ­و خودپنداره ­را­ پیش­بینی ­نماید .

اسناد مشابه