نگاهی جامعه شناختی به انسجام گریزی غزل سبک هندی (بررسی ارتباط جهان نگری شاعران سبک هندی با ساختار غزل این سبک بر اساس نظریه ی ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن)
چکیده
تحقیقات انجامشده دربارۀ سبک هندی، غالباً محصور به مواردی چون بحث از معنای بیگانه، تمثیل و... بوده، موارد دیگری مانند ساختار قالب عمدۀ این سبک یعنی غزل، کمتر مورد توجّه محقّقان قرار گرفته است. در این تحقیق، نویسندگان با استفاده از نظریۀ ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن ـ که سعی در ایجاد ارتباط میان جهاننگری پدیدآورندگان یک اثر ادبی و ساختار آن دارد ـ ساختار غزل سبک هندی و دلیل عدم انسجام این غزل و تضادهای موجود میان ابیات آن را مورد بررسی قرار دادهاند. آنچه از این تحقیق به دست آمده است، آن است که خردگریزی شاعران این سبک ـ که میراثی است از جهاننگری شاعران سبک عراقی ـ در کنار نگاه جزئینگر آنان ـ که از یک سو، نتیجۀ خردگریزی آنان و از سوی دیگر نتیجۀ کوشش آنان برای یافتن معنای بیگانه است ـ سبب شده است تا جهاننگری این شاعران، یک جهاننگری غیر منسجم و غیر سیستماتیک و دارای تضاد و تناقض باشد؛ انعکاس این جهاننگری در ساختار غزل سبک هندی را میتوان به شکل عدم انسجام درونی غزل و سستی محور عمودی آن و وجود تناقض و تضاد در میان ابیات غزل مشاهده کرد.