ارتباط بین دانش واژگان و سبک های شناختی وابستگی و عدم وابستگی به زمینه
چکیده
چکیده: پژوهش حاضر اساساً دو سویه است . بدان معنی که از یک سو به سبک های شناختی وابستگی و عدم وابستگی به زمینه و از سوی دیگر به دانش واژگان مربوط می شود. به عبارت دیگر ، پژوهش فوق عمدتاً به منظور بررسی ماهیت دانش واژگان دانشجویان در زمینه دانش غیرفعال) درکی) و فعال( کلامی) واژگان در زبان خارجی با در نظر گرفتن سبک شناختی ارجح آنها در وابستگی و عدم وابستگی به زمینه صورت گرفت. روش آزمایش چنین بود که 60 نفر از دانشجویان سال سوم انتخاب شده و بر اساس سبک های شناختی ارجحشان به دو گروه وابسته و غیروابسته به زمینه تقسیم شدند. ابزار سنجش شامل چهار نوع آزمون، آزمون سطح واژگان با فراوانی 1000 ، آزمون واژگان غیرفعال ، آزمون واژگان فعال و آزمون گروه اشکال هندسی درونه ای بودند که در مورد 60 نفر از دانش جویان رشته آموزش زبان انگلیسی دانشگاه آزاد رودهن به کار گرفته شدند. نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که گروه غیر وابسته به زمینه در هر دو سطح واژگان فعال و غیرفعال نسبت به همتایان وابسته به زمینه خود برتری قابل توجهی داشتند . نهایتاً یافته های این پژوهش را می توان این گونه تفسیر نمود که سبک شناختی وابستگی و عدم وابستگی به زمینه عاملی کلیدی قلمداد می گردد که بر یادگیری واژگان دانشجویان در زبان خارجی اثرگذار می باشد.