بررسی تطبیقی عناصر داستان در داستانهای کوتاهِ مصطفی لطفی منفلوطی و جلال آل احمد
چکیده
در فایل اصل مقاله موجود است
در فایل اصل مقاله موجود است
در فایل اصل مقاله موجود است
مکتب ادبی ناتورالیسم در سال 1870 بهوسیلة امیل زولا بنیانگذاری شد. این مکتب مسائل انسانی را بر اساس علم زیستشناسی و وراثت بررسی میکند. پس از پیدایش این مکتب برخی از ادبا و نویسندگان عرب نیز از آن متأثر شدند. از آن جمله میتوان به مصطفی لطفی منفلوطی اشاره نمود. وی در برخی آثار
در این مقاله به بررسی و تطبیق آثار مصطفی لطفی منفلوطی، شاعر و نویسندۀ مبارز و برجستۀ مصری با آثار جلال آل احمد، با تکیه بر نظریۀ پسا استعماری (روشنفکری و غرب زدگی) پرداخته شد؛ نیز به مقوله هایی مانند: دیدگاه های این دو نویسنده در مورد زن، هجوم غرب به زنان جامعۀ مصری و ایرانی، تحت
در این مقاله به بررسی و تطبیق آثار مصطفی لطفی منفلوطی، شاعر و نویسندۀ مبارز و برجستۀ مصری با آثار جلال آل احمد، با تکیه بر نظریۀ پسا استعماری (روشنفکری و غرب زدگی) پرداخته شد؛ نیز به مقوله هایی مانند: دیدگاه های این دو نویسنده در مورد زن، هجوم غرب به زنان جامعۀ مصری و ایرانی، تحت
در این مقاله به بررسی و تطبیق آثار مصطفی لطفی منفلوطی، شاعر و نویسندۀ مبارز و برجستۀ مصری با آثار جلال آل احمد، با تکیه بر نظریۀ پسا استعماری (روشنفکری و غرب زدگی) پرداخته شد؛ نیز به مقوله هایی مانند: دیدگاه های این دو نویسنده در مورد زن، هجوم غرب به زنان جامعۀ مصری و ایرانی، تحت
نظریة نـورمن فرکلاف یکی از رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی در نقد ادبیات داستانی است که متون را در سه سطح توصیف، تفسیر، و تبیین، بررسی می کند.در این جستار، سعی بر این است که دو داستان «خسرو» اثر عبدالحسین وجدانی و «نخستین جام» اثر مصطفی لطفی منفلوطی به دلیل همانندی های نسبتاً آشکا