مقاله

نگاهی به زمینه های اجتماعی نوپردازی در شعر فارسی ایران و فارسی تاجیکی

چکیده

در ادبیات فارسی ایران و فارسی تاجیکی ماوراءالنهر به مناسبت های ارتباط سیاسی و اقتصادی و فرهنگی با کشورهای اروپا جریان تازه ای شکل گرفت که از نمودهای بارز آن ورود عبارات و ترکیب ها و تصاویر تازه در زبان ادبی به ویژه شعر بود. در این مقاله زمینه های اجتماعی این جریان در شعر فارسی ایران و فارسی تاجیکی بررسی شده است. سابقۀ نفوذ کشورهای غربی به ایران و آسیای میانه به دورۀ تیموریان و حتی پیش از آن برمی گردد. در ایران اوج این روابط مربوط به دوران صفویه است. از همین زمان دامنۀ تأثیر این روابط در ادبیات فارسی نیز گسترده می شود. اشعار این دوره سرشار از مضامین تازه و تصاویر نو و ترکیب های جدید مثل رخ فرنگ، بت فرنگ، می پرتغال و... است. این گونه اثرگذاری فرهنگ اروپای شرقی در فرهنگ و ادبیات فارسی تاجیکی، در آسیای میانه چندی دیرتر، از نیمۀ دوم سدۀ شانزدهم میلادی، آغاز شد و درپی گسترش روابط تجاری و دیپلماسی با روسیه رونق گرفت. زمینۀ ایجاد تصاویر تازه در ادبیات فارسی تاجیکی نیز به دنبال همین ارتباط سیاسی، اقتصادی، تجارتی، علمی و فرهنگی میان خانات آسیای میانه و روسیۀ پادشاهی به وجود آمد. گرایش به این نوآوری ها در اشعار شاعرانی چون نادم استروشنی، نازل خجندی، میرزاصدیق فنا و... دیده می شود. این بررسی ها حاکی از آن است که در تفکر اجتماعی و فرهنگی و ادبی مردم ایران، مفهوم فرهنگ از میانه های قرن هفدهم تحت تأثیر نفوذ اروپای غربی و جنوبی بوده است. این مفهوم در تفکر اجتماعی و فرهنگی و ادبی مردم اواخر سدۀ هجدهم و اوایل سده نوزدهم آسیای میانه نیز نشان از تأثیر نفوذ اروپای شرقی دارد. بنابراین، اثرگذاری بی واسطۀ اروپاییان در طرز زندگی مردم ایران از نیمۀ اول سدۀ هفدهم و در طرز زندگی ساکنان آسیای میانه، چندی دیرتر، از نیمۀ دوم سدۀ هجدهم میلادی شروع شده است.

اسناد مشابه