بررسی جامعه شناختی تفاوت زبان بین زنان و مردان
چکیده
یافته های این پژوهش با استناد به مطالعه اسنادی پژوهش های حوزه زبان شناسی اجتماعی و جامعه- شناسی زبان و جنسیت، بیانگر آنست که در بسیاری از جوامع بین گفتار زنان و مردان تفاوت هایی وجود دارد و همچنین معمولاً محتوا و ساختار زبان ها در رابطه با دو جنس زن و مرد خنثی نبوده که از آن به «سوگیری جنسیتی زبان» یا «جنسیت زدگی زبان» تعبیر می شود. این تفاوت ها ازسویی به لحن، طرزبیان و نحوه گزینش کلمات ازسوی دو جنس مربوط بوده و از سوی دیگر از ساختار و ادبیات درونی و ویژگی های ماهوی یک زبان نشأت می گیرد. دلایل این تفاوت ها در جوامع گوناگون و در برهه های تاریخی مختلف، متفاوت می باشد. مثلاً در برخی از جوامع ناشی از واج ها یا واژه های تابو شده برای زنان است. بعضاً ناشی از اشغال سرزمینی به وسیله مهاجمان و ادغام زبان آنها با زبان زنان بومی منطقه و بیشتر وقت ها ناشی از ایفای نقش های اجتماعی متفاوت و انتظارات نقش ویژه هر جنس می باشد و بنابر ادعای برخی نظریه پردازان ازجمله زبان شناسانیکه گرایشات فمنیستی دارند؛ ناشی ازاقتدار و سلطه مردان نسبت به زنان در جوامع پدرسالار است. آثار این تفاوت های زبانی بین زن و مرد نیز در این بررسی مورد بحث قرار گرفته است. این اثرات هم شامل بعد بازنمایانندگی زبان در عرصه زندگی اجتماعی است. یعنی زبان به عنوان آیینه ای، ساختار ارزشی، گرایشی و عملکردی یک نظام اجتماعی را در برخورد با دو جنس زن و مرد منعکس می کند و هم شامل بعد تقویت کنندگی است یعنی تجلی تفاوت های مذکور بین زن و مرد در زبان (بنابه دیدگاه مکتب نسبیت گرایی زبانی ساپیرـ ورف) باعث آشکارسازی، تصریح، تأکید و تقویت و عادی سازی هر چه بیشتر این تفاوت ها و برتری های بین دو جنس می گردد. در این پژوهش از تئوری های نسبیت زبانی، نظریه تابو، نظریه اشغال، نظریه تفاوت نقش ها و نظریه سلطه درتبیین علت این تفاوت های زبانی و اثرات آنها استفاده شده است. روش پژوهش مبتنی بر روش کیفی، ژرفانگرانه و مقایسه ای بوده و برایگردآوری اطلاعات از روش اسنادی با مراجعه به یافته های تحقیقی حوزه جامعه شناسی زبان و زبان شناسی اجتماعی استفاده شده است و جامعه آماری را زبان های گوناگون دنیا تشکیل می دهد.