بینامتنیت و نقیضه سازی در شعر شفیعی کدکنی (م. سرشک)
چکیده
در شعر و ادبیات همیشه شاعران و نویسندگانی بودهاند که اندیشه و کلامشان متأثر از متون گذشته بودهاست. این رابطه، یکی از شاخههای بینامتنیت شمرده میشود و در میان روابط بینامتنی که یک اثر ادبی میتواند با آثار پیش از خود داشته باشد، نقیضهسازی جایگاه ویژهای دارد. این تمهید موجد رابطه پیچیدهتری میان متون گشته و شاعر به واسطه آن چیزی بیش از یک تقلید یا وابستگی صرف را به مخاطب ارائه میدهد. در ادبیات معاصر، شفیعی کدکنی از جمله شاعرانی است که به دلیل تسلط بر متون کلاسیک، توانسته با پل زدن میان شعر خود و ادب دیروز پایههای هنری و محتوایی آن را استوارتر ساخته و در عین حال در بسیاری موارد نگرش یا فرم آنها را با دید انتقادی خویش به بوته نقد کشد که این ویژگی وی در مسیر شاعری به خلق نقیضههایی ناب انجامیده است. نقیضههای شفیعی کدکنی چهرهای مبتکرانه به آثارش ارزانی داشته و شاعر را به جمع نقیضهپردازان متبحّر پیوند میدهد. تعداد بیشماری از نقیضههای وی به حوزه معنایی تعلق داشته و موفقترین آنها نقیضههای اجتماعی - انتقادی معطوف به اسطورهها است.