پرسشها و پژوهشهای بایسته قرآنی در زمینه تفسیر قرآن به قرآن
چکیده
طرح پرسشها و تأمّلاتی درباره روش تفسیر قرآن به قرآن است. نویسنده، نخست از محدودیتهای این روش هم در ناحیه نگاه متقابل آیات به یکدیگر و هم از لحاظ احاطه مفسّر سخن گفته، سپس پرسشهایی را در این زمینه مطرح کرده است. در ادامه از نقش عقل در روش تفسیر قرآن به قرآن پرسیده و این سؤال را مطرح کرده است که در صورت تعارض تأمل عقلی با ره آورد روش فوق چه باید کرد؟ در ادامه از جایگاه سنت و روایات در این روش سخن گفته و سه دیدگاه را درباره آن مطرح کرده است: 1 - تفسیر به سنت خود گونه ای از تفسیر قرآن با قرآن است. 2 - تفسیر به سنت سطح دیگری از مدلول آیات را روشن می کند غیر از سطحی که با روش قرآن به قرآن به دست می آید. 3 - تفسیر به سنت، جنبه تعلیمی داشته است. میزان بهره گیری از قرآن در معناشناسی واژگان آیات، محور دیگری است که با پرسشهای زیر مطرح شده است. 1 - حجم واژه های تعریف پذیر چه اندازه است؟ 2 - آیا با تعریف قرآنی می توان از منابع لغوی دیگر بی نیاز شد؟ 3 - آیا ضابطه و روش شناخته شده ای دراین زمینه وجود دارد. محور بعدی رابطه تفسیر ترتیبی و موضوعی است آیا تفسیر موضوعی مبنای علمی و شرعی دارد؟ روش معصومان موضوعی بوده است یا ترتیبی؟ 3 - آیا جداسازی این دو روش میسّر است؟ چه نسبتی میان تفسیر موضوعی و ترتیبی وجود دارد؟ روش تفسیر قرآن به قرآن در کدام یک از این دو روش قرار می گیرد؟ چگونگی سنجش روایات با آیات، محور بعدی است؛ پرسشهای این محور عبارتند از: مقصود از موافقت و مخالفت با قرآن چیست؟ آیا موافقت اجزاء روایت با قرآن کافی است یا باید مجموعی باشد؟ آیا موافقت به لحاظ مدلول مطابقی است یا مدلول التزامی و تضمینی را نیز دربرمی گیرد؟ آخرین محور، ضابطه مندی آیات قرآن است. قرآن دو گونه نظم و ضابطه مندی دارد: 1 - ظاهری و صوری در سطح آیات، 2 - معرفتی و مضمونی در سطح معارف و موضوعات، چه معیارها و شیوه هایی برای کشف نظم مضمونی معارف وحی وجود دارد؟ پیش فرض های مفسّر یا تناسب لفظی یا ساختمان هندسی سوره ها یا اشتراک حروف آخر آیات و...