درآمـدی بر آسیب شناسی شعر معاصر در حـوزه معنایی زبان (با نگاهی نقدی- تطبیقی به شعر معاصر ایران و عراق)
چکیده
نوآوریهای قابل تأمّل در صوّر خیال و تلاش در خلق تصاویر و ترکیبات تازه در شعر امروز، زبان را از یکنواختی، خارج کرده و به آن حیاتی دوباره بخشیده است. شاعران معاصر با شخصیسازیِ عواطف در دو محور همنشینی و جانشینی و عدول آگاهانه از خودکاریِ زبان، اصــولِ قراردادی را پس میزنند تا کلام خویش را برجسته کنند. در این رهگذر، شاعران ایران و عراق با توجّه به قرابتهای خاصّ فکری و فرهنگی، و تحت تأثیر عوامل مختلف زندگی امروزین، در جست و جوی آفرینش تصاویر تازه بودهاند و با تخطّی از قواعد معنایی زبان، در مسیر درک مخاطبان، درنگهای عامدانه ایجاد کردهاند. نکته حائز اهمیّت در این زمینه آن است که اگرچه بهرهبرداری شاعران این دو سرزمین از شگردهایِ نوینِ تصویرپردازی، اغلب به زبان آنان جلوهای بدیع بخشیده؛ امّا هرگاه که با ضعف و نارسایی همراه بوده، ناهمواریهایی را در سرودههایشان به وجود آورده است. از این منظر، مبنای کار نگارندگان در این پژوهش، پاسخ به این پرسش است: عواملی که به شکل مشترک در حوزه معنایی زبان، شعر معاصر ایران و عراق را آسیبپذیر نشان داده، کدام است؟ یافتههای این تحقیق نشان میدهد که «افراط در چینش جدولی واژگان و برهم زدن بیرویّه نظام خانوادگی کلمات»، «اتکا بر کاربردهای کلیشهای زبان»، «جمود ذهنی در موقعیت های آرکائیک» و... از جمله عواملی بهشمار میرود که در حوزه معنایی زبان، قلمرو زیباشناسی شعر معاصر ایران و عراق را آسیبپذیر کرده است؛ بدین معنی که دستاندازی شاعران در ساحت معنایی زبان، همواره با توفیق و زیبایی همراه نبوده و هر گاه که فرایند خلاقیّت در آن کمتر بوده، بر آن نقدهایی وارد است.