مقاله

تحلیل تطبیقی داستان غنایی شاه و کنیزک در مثنوی با پیش متن های آن

چکیده

تکثّر معنایی متن و ماهیت چند آوایی متون ادبی که در پیوند با نظریۀ بینامتنیت است، از جمله دست­آوردهای بسیار مهم و مغتنم نظریه­های ادبی مدرن می­باشد که چشم­اندازهای متنوعی را در برابر مفسران و منتقدان متون ادبی ­گشوده است. در میان آثار روایی، مثنوی مولانا از منظر ارتباطات بینامتنی، بویژه از لحاظ فزون­متنیتی بی مانند است؛ چنان که نخستین داستان مثنوی، شاه و کنیزک، بیش متن چندین جریان و داستان مشابه در متون روایی و غیر روایی­ هم­چون فردوس الحکمه، عیون الاخبار، قانون، ذخیرۀ خوارزمشاهی، چهارمقاله، اخبار النساء، اسکندرنامه، اقبال نامه ، جوامع­الحکایات و مصیبت نامه است. مقایسۀ این داستان با روایات پیش­متن آن، بر اساس نظریۀ فزون­متنیتی ژنت، سوای تعیین میزان ارتباط آنها با یکدیگر، نمایش­گر ذوق سرشار مولانا در هنر داستان­پردازی است. در این جستار، تجزیۀ روایت مثنوی به پیرفت های گزاره­ها و تحلیل تطبیقی آن ها با اجزای روایات پیش­متن بر مبنای نظریۀ فوق، نشان می­دهد که ارتباط روایت بیش­متن با پیش متن های منظوم، از نوع گشتار غیر مستقیم و پیچیده است و ارتباط آن با پیش متن های منثور، از نوع جایگشت شعر­سازی است. همچنین کاربست اصل تداعی آزاد، که حاصل آن استفادۀ بسیار مولوی از داستان­های درونه­ای و گریزهای آگاهانه و عامدانۀ معنایی است، به شکست­های پی در پی در خط داستان انجامیده است.

اسناد مشابه