مقاله

تأثیر مداخله حسی و بار شناختی بر انتقال فاز نسبی در تکلیف هماهنگی دو دستی زنان سالمند

چکیده

مقدمه: هماهنگی دو دستی در انجام کارهای روزانه مانند پرتاب کردن، گرفتن و بسیاری از فعالیت های ورزشی بسیار مهم است. اجرای این اعمال به عوامل متفاوتی مانند ویژگی های حسی و توجهی وابسته می باشد. هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی اثر مداخله حسی و بار شناختی بر زمان انتقال فاز نسبی الگوی هماهنگی دو دستی برون مرحله در میان زنان سالمند بود. مواد و روش ها: در این مطالعه، 12 زن سالمند سالم و راست دست (843/2 ± 66 سال) از بین 24 داوطلب شرکت در تحقیق، بر اساس معیارهای ورود انتخاب شدند. شرکت کنندگان حرکت خود را بر روی دستگاه هماهنگی دو دستی با فرکانس 5/0 هرتز و با الگوی هماهنگی برون مرحله شروع کردند. سپس، بعد از هر 5 ثانیه به تدریج 25/0 هرتز به فرکانس افزوده شد و تا جایی ادامه یافت که الگوی برون مرحله به الگوی درون مرحله تبدیل گردید. این تکلیف در دو حالت با بار شناختی و بدون آن و با دستکاری حواس بینایی، شنوایی و لامسه انجام گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس 4 × 2 با اندازه گیری مکرر، تصحیح bonferroni و آزمون paired t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها : بر اساس یافته ها، اثر اصلی بار شناختی (004/0 = p)، اثر اصلی دستکاری حواس (040/0 = p) و اثر تعاملی آن ها (02/0 = p) بر زمان انتقال فاز نسبی معنی دار بود. اثر دستکاری حواس در شرایط بدون بار شناختی نیز معنی دار به دست آمد (004/0 = p). در شرایط بدون بار شناختی، تنها مداخله در حس عمقی به صورت معنی داری (001/0 = p) بر زمان انتقال فاز نسبی تأثیر داشت. نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده نقش بارز بار شناختی بر تکلیف مورد نظر بود. در شرایط بدون بار شناختی، حس عمقی اثر قوی تری را نسبت به بینایی و شنوایی داشت، اما در شرایط اعمال بار شناختی، اثر مداخله حواس از بین می رود. با توجه به تغییر زمان انتقال با تغییر قیود تکلیف و قیود محیطی، نتایج این پژوهش با دیدگاه سیستم های پویا هم راستا است.

اسناد مشابه