کاوشی نظری پیرامون پدیده جهانی شدن و امپریالیسم فرهنگی- رسانه ای: یکسان سازی و همگونی فرهنگی
چکیده
جهانیشدن پدیدهای است که از دهههای پایانی قرن بیستم و سالهای آغازین قرن بیست و یکم بر مسائل جهانی، ملی و حتی فردی سایه افکنده است. روند بیوقفهی این پدیده تقریباً همه عناصر خرد و کلان جامعه بشری را در سطوح گوناگون در معرض تغییر قرار داده است. بر این مبنا مقالهی مذکور بر آن است که در ابتدا به واکاوی مفهوم جهانیشدن، بستر زمانی آن، تعاریف جهانی شدن، مکاتب و رویکردهای مرتبط با این پدیده بپردازد. در ادامه مفاهیم امپریالیسم فرهنگی و رسانهای مورد مداقه نظری و علمی قرار می گیرند و پس از آن نویسنده به نسبت و بهعبارت دیگر پیوند میان جهانیشدن و امپریالیسم فرهنگی - رسانهای می پردازد. بر این اساس جهانیشدن و امپریالیسم (فرهنگی – رسانهای) به مثابهی مفاهیمی بینالمللی همراستا و هم جهت با یکدیگر در نظر گرفته می شوند که در یک مسیر مشترک گام بر میدارند و هدف آن گسترش و صدور ارزشها، باورها و اولویتهای سبگ زندگی کشورهای مسلط در جهان جهت تسخیر افکار عمومی سایر کشورها میباشد. این مفاهیم دو روی یک سکه هستند که در جهت همگون سازی، یکپارچهسازی و یکسانسازی دیگر فرهنگها حرکت میکنند و هدف آنها تضعیف فرهنگهای بومی و محلی و استحاله آنها در فرهنگ جهانی است. در انتهای این نوشتار نیز نویسنده در پاسخ به مشکلات متعدد بینالمللی در قرن 21 در نظام جهانی بهعنوان پیشنهاد این موضوع را عنوان میکند که امروزه در عصر نوین اطلاعاتی و ارتباطی، فرایند جهانیشدن نیازمند بازسازی و آرایش مجدد بر اساس تنوع و تکثرهای فرهنگی و اجتماعات محلهای و منطقهای میباشد؛ به گونهای که هر یک از فرهنگ های مذکور به مثابهی یک کنشگر و یا بازیگر بتوانند در عرصه و صحنه بینالمللی و جهانی به ایفای نقش و جایگاه فرهنگ خود بپردازند و همچنین توانایی ارائه و انتقال مداوم سرمایهی فکری و فرهنگی خود به دیگر فرهنگها را داشته باشند.