جایگاه هایدگر در اندیشة نئوپراگماتیستی ریچارد رورتی
چکیده
این مقاله، پژوهشی تحلیلی دربارة جایگاه هایدگر و اندیشة اگزیستانسیالیستی او در فلسفة ریچارد رورتی است و هدف این مقاله نشان دادن تأثیر مستقیم و غیر مستقیم تفکر هایدگر بر شکل گیری اندیشه نئوپراگماتیستی رورتی خواهد بود. رورتی در عین حال که برخی آراء هایدگر، به ویژه هایدگر متقدم را نقد می کند و او را همچنان اسیر و گرفتار در سنت متافیزیکی غرب می داند، کتمان نمی کند که از او تأثیر پذیرفته است. در این مقاله می کوشیم برخی از این تأثیرپذیری ها را در کنار انتقادات رورتی بر هایدگر مطرح کنیم.