روش شناسی فلسفه سیاسی و علم سیاست
چکیده
تمایز پوزیتیویستی علم و فلسفه: تمایز فلسفه سیاسی و علم سیاست، بر اساس تعریف آگوست کنت از معرفت علمی که آن را معرفتی اثباتی و آزمون پذیر می داند، تمایزی روش شناختی است. تعریفی پوزیتیویستی و اثباتی از علم خصوصآ نسبت به موضوعات اجتماعی و سیاسی، پدیده ای نوظهور است که در مقطعی خاصی از دوران مدرن یعنی قرن نوزدهم بروز می یابد و پس از گذشت یک سده نیز گرفتار تزلزل و تردید می شود.کنت براساس تعریفی که از علم ارائه می دهد، تفاوت علم و فلسفه را مربوط به موضوعات آنان نمی داند، بلکه تفاوتی روشی قلمداد می کند. از نظر او، علم و فلسفه به حسب موضوع، می توانند قلمرو مشترکی داشته باشند؛ یعنی همه موضوعاتی که با روش علمی مورد تفحص قرار می گیرند، با روش فلسفی نیز قابل بحث و گفت وگو هستند. از نظر او علم و فلسفه علاوه بر تفاوت در روش، به لحاظ تاریخی نیز در تقابل با یکدیگر هستند؛ به این معنا که فلسفه به لحاظ زمانی مقدم بر علم است. ترتیب زمانی فلسفه و علم نسبت به موضوعات مختلفی که محل بحث آنهاست موجب می شود تا اموری که با روش علمی شناخته می شوند، قبل از آن در محدوده موضوعات و مسائل فلسفی قرار گرفته باشند؛ البته این قاعده درباره موضوعات سیاسی نیز جاری خواهد بود؛ بنابراین آنچه اینک در حوزه علم سیاست قرار می گیرد، بیش از آن که به صورت علمی شناخته شود، محل بحث فیلسوفان سیاسی بوده است.