مطالعه هیستولوژی و استریولوژی آپوپتوز در بخش قشری غده فوق کلیه هامستر متعاقب تزریق دگزامتازون و ارزیابی اثرات سیلیمارین بر این روند

پایان نامه
چکیده

بخش قشری غده فوق کلیه یکی از بافت های حیاتی بدن است که عملکرد آن می تواند تحت تاثیر بسیاری از مواد شیمیایی و داروها از قبیل دگزامتازون قرار گیرد. گلوکوکورتیکوئیدها و آگونیست های صناعی آنها از جمله داروهایی هستند که به فراوانی در سرتاسر جهان مورد استفاده قرار می گیرند و می توانند در اکثر بافت ها اثر ضد تکثیری و القاء آپوپتوز داشته باشند. سیلیمارین که یک فلاونوئید پلی فنولیک می باشد، واجد اثرات محافظت سلولی بوده و امروزه به عنوان یک داروی گیاهی در برخی از درمان های حمایتی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات محافظتی سیلیمارین بر ساختار و نیز شاخص آپوپتوتیک بخش قشری غده فوق کلیه هامسترهای تحت درمان با دگزامتازون، انجام شد. در تحقیق حاضر 20 سر هامستر نر جوان به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: گروه اول به عنوان گروه کنترل که هیچ گونه دارویی دریافت نکرد، گروه دوم که mg/kg 7 دگزامتازون دریافت نمود، گروه سوم که mg/kg 100 سیلیمارین دریافت نمود و گروه چهارم که mg/kg 7 دگزامتازون را به همراه mg/kg 100 سیلیمارین دریافت کرد. تمامی حیوانات به مدت 7 روز متوالی به روش داخل صفاقی دارو دریافت نمودند و طی آزمایش تمامی ملاحظات اخلاقی کاملا رعایت شد. در روز هشتم حیوانات آسان کشی شده و غدد فوق کلیه هر حیوان به سرعت جدا شده و پس از تعیین وزن در محلول فرمالین بافر تثبیت شدند. سپس از نمونه ها به روش کاملا استاندارد و معمول تهیه مقاطع بافتی، برش هایی متوالی تهیه گردید. حجم کل غده فوق کلیه، حجم بخش قشری و هر یک از نواحی آن با استفاده از گرید m42 چند هدفی ویبل و مبنای شمارش نقطه ای کاوالیری تخمین زده شد. تعداد کل سلول های پارانشیمی هر یک از نواحی بخش قشری با روش های استریولوژی تورشی تخمین زده شد. جهت تعیین سلول های آپوپتوز شده از تکنیک ایمونو هیستوشیمی tunel به روش غیر رادیواکتیو نشاندار کردن انتهایی در جای خود استفاده شد و سپس شاخص آپوپتوتیک نواحی مختلف بخش قشری در هر یک از گروه ها مشخص گردید. نتایج نشان داد که وزن بدن و نیز وزن غده فوق کلیه در حیوانات تحت درمان با دگزامتازون به طور معنی داری نسبت به حیواناتی که دگزامتازون را همراه با سیلیمارین دریافت نمودند کاهش یافت. همچنین مشخص گردید که هیچ اختلاف معنی داری در حجم و تعداد سلول های ناحیه گلومرولوزا در گروه های مورد آزمایش وجود ندارد. حجم بخش قشری، نواحی فاسیکولاتا و رتیکولاریس و نیز تعداد سلول های این نواحی در گروه های تحت درمان با دگزامتازون نسبت به گروه کنترل دچار کاهش معنی داری شده است (05/0p<)، در حالی که در گروه چهارم این کاهش مشاهده نشد. نتایج مطالعه حاضر مشخص نمود که سیلیمارین می تواند به طور نسبی از تغییرات ناشی از تجویز دگزامتازون جلوگیری نموده، مانع از وقوع تغییرات شده و یا بهبود نسبی را ایجاد نماید. نتایج تست tunel نیز مشخص نمود که بیشترین و کمترین شاخص آپوپتوتیک در تمامی گروه ها به ترتیب در نواحی رتیکولاریس و گلومرولوزا مشاهده گردید. همچنین مشخص گردید که سیلیمارین می تواند آپوپتوز نرمال و نیز آپوپتوز القاء شده توسط دگزامتازون را در نواحی مختلف بخش قشری غده فوق کلیه هامستر کاهش دهد (01/0p<). در نهایت با توجه به نتایج بدست آمده می توان چنین نتیجه گیری کرد که سیلیمارین می تواند یک داروی محافظتی مناسب در مقابل اثرات جانبی درمان با گلوکوکورتیکوئیدها در غده فوق کلیه باشد

منابع مشابه

منابع من

با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید

ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده

{@ msg_add @}


نوع سند: پایان نامه

وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه شهید چمران اهواز - دانشکده دامپزشکی

میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com

copyright © 2015-2023