مطالعه جان بخشی به اشیاء در آبجکت انیمیشن های اروپای شرقی(1990-1950)
پایان نامه
- وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر - دانشکده سینما و تئاتر
- نویسنده فاطمه سوهانی
- استاد راهنما فاطمه حسینی شکیب امیر محمد دهستانی
- سال انتشار 1392
چکیده
در این رساله سعی شده است تا سه موضوع جداگانه به هم پیوند داده شوند. آبجکت انیمیشن بخصوص در کارهای یان سوانکمایر، چیستی انسان انگاری و شرایط سیاسی در دوران حاکمیت کمونیسم بر اروپای شرقی. در یک نگاه کلی می توان سبک انیمیشن اروپای شرقی را به دو دسته سل انیمیشن (انیمیشن محدود) و استاپ موشن( از جمله انیمیشن عروسکی و آبجکت انیمیشن) تقسیم بندی کرد. تکنیک آبجکت انیمیشن در مقایسه با انیمیشن عروسکی به لحاظ کمی، سهمی ناچیز اما به لحاظ کیفی، سهم قابل توجهی را در دسته استاپ موشن های اروپای شرقی به خود اختصاص داده است؛ همچنین می توان دو رویکرد کلی را در بین این انیمیشن ها برای جان بخشی به اشیاء در نظر گرفت : 1- اشیائی که انسان انگاری نشده اند و می توان گفت اشیاء زنده هستند ( برخی آثار یان سوانکمایر). 2- اشیائی که علاوه بر زنده بودن، رفتار انسانی به آن ها نسبت داده شده است که سایر آثار مورد مطالعه در این رساله تقریبا در دسته دوم قرار می گیرند.یکی از هفت ویژگی منحصر به فرد و متمایزکننده انیمیشن از سینما، همانطور که پل ولز در کتاب فیلمنامه نویسی اش می نویسد (ولز،21:2007) آنتروپومورفیسم یا انسان انگاری حیوانات، محیط و اشیاء است و آبجکت انیمیشن ها ( انیمیشن اشیاء) نمونه های بی نظیری از ویژگی مذکور هستند. فرضیات در نظر گرفته شده برای این پژوهش عبارتند از: احتمال تاثیر شرایط سیاسی و اجتماعی در دوران سلطه رژیم کمونیستی بر آزادی بیان هنرمندان و ترغیب آنان به سمت روایت از زبان اشیاء/بسته به نوع داستان برای یک انیمیشن، شخصیت شکل گرفته بر اساس یک شیء می تواند جایگزین مناسب تری برای شخصیت انسانی و یا حیوانی در بیان بهتر داستان به مخاطب باشد/ شیء-کاراکتر، ظرفیت بالایی در نشان دادن آنچه که تابو دانسته می شود، دارد. آنچه که با شخصیت های انسانی و یا حیوانی به سختی قابل نمایش است و یا امکانش وجود ندارد/ بطور کلی روند خلق یک شخصیت انسانی نهفته در قالب یک شیء ( که اساسا فاقد حیات است)، روندی دشوار اما خلاقانه تر است/ برای جان بخشی به اشیاء، اصول و مبانی واحدی وجود ندارد و رویکرد ها متفاوت هستند. در فصل انسان انگاری اشاره می کنیم که ولز معتقد است بخشیدن رفتار های انسانی به طبیعت بی جان، آن ها را آشنا تر می کند. او همچنین مثال می زند که این انیمیشن است که می تواند کاری کند تا یک ماشین شستشو برقصد! همچنین در طی فرآیند انسان انگاری، اشیاء می توانند همان تنوعی را داشته باشند که انسان ها، از این جهت دست نویسنده برای نوشتن فیلمنامه انیمیشنی که شخصیت هایش اشیاء باشند بسیار باز خواهد بود و بنابراین مشکلات خودش را خواهد داشت (wells,2007:27). ولز در ادامه درباره فایده جایگزینی شخصیت های آنتروپومورفیک، اعم از حیوان یا انسان اینگونه می گوید که این شخصیت ها می توانند داستان هایی را در قالب دیگر روایت کنند که به لحاظ ایدئولوژیکی، فرهنگی و اخلاقی تابو هستند...
منابع مشابه
منابع من
با ذخیره ی این منبع در منابع من، دسترسی به آن را برای استفاده های بعدی آسان تر کنید
ذخیره در منابع من قبلا به منابع من ذحیره شده{@ msg_add @}
نوع سند: پایان نامه
وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه هنر - دانشکده سینما و تئاتر
کلمات کلیدی
میزبانی شده توسط پلتفرم ابری doprax.com
copyright © 2015-2023