شناسایی و سنجش ادراکات دانش آموزان دبیرستانی از ماهیت علم
چکیده
یکی از اهداف مهم آموزش علوم بطور کلی و آموزش فیزیک به طور خاص، ایجاد درک درستی از ماهیت علم در ذهن فراگیران می¬باشد. در اسناد ملی آموزشی بسیاری از کشورها، درک ماهیت علم به صراحت به عنوان هدف اساسی دستیابی به سواد علمی و محور حرکت مربوط به ایجاد تغییر و اصلاح آموزش علوم هر کشور، مورد توجه ویژه قرار گرفته است. بحث ماهیت علم به عنوان فصل مشترک حوزه¬های جامعه¬شناسی علم، فلسفه علم، روان¬شناسی علم و تاریخ علم از مباحث مهم در حیطه علم می¬باشد، که به سبب درک این موضوع، می¬تواند نوع نگاه و نحوه عملکرد فراگیران در مسائل علمی متناسب با ماهیت علم انسجام لازم را داشته باشد. بدین معنا که تمامی دانشگران و کسانی که به نحوی درصدد فعالیت علمی می¬باشند لازم است که با ماهیت علم آشنا گردند تا از چگونگی کارکرد علم، ویژگیهای دانش علمی، روش ایجاد دانش علمی، سیر تحول علم و شرایط اثرگذار بر ایده¬های علمی و ... آگاهی یابند. در این پژوهش سعی بر آن است که به شناسایی و سنجش ادراکات دانش¬آموزان از برخی مولفه¬های ماهیت علم پرداخته شود. جامعه آماری این پژوهش دانش¬آموزان پایه دوم رشته¬های ریاضی و تجربی مدارس خاص شهر تهران می¬باشند. از میان این مدارس، دو دبیرستان با رویکردهای صرفا علمی و علمی مذهبی، به عنوان نمونه انتخاب گردید. در این پژوهش ابتدا به بررسی درک دانش¬آموزان نمونه انتخابی از ماهیت علم پرداخته و سپس به بررسی تفاوت درک دانش¬آموزان از ماهیت علم در دو دبیرستان با رویکرد متفاوت، پرداخته خواهد شد. در این پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق¬ساخته و مصاحبه نیمه¬ساخت¬یافته، به طور همزمان از روش¬های کمی و کیفی استفاده گردید. یافته¬های این مطالعه نشان¬دهنده آن است که دانش¬آموزان، درک مناسبی از ماهیت علم نداشته و همچنین تفاوت معناداری در درک دانش¬آموزان از ماهیت علم، بین دانش¬آموزان مدارس با رویکرد صرفا علمی و دانش¬آموزان مدارس با رویکرد علمی و مذهبی مشاهده نگردید.